
معرفی و دانلود کتاب "سرطان درمانی"

برای اغلب مردم این ذهنیت ایجاد شده که سرطان درمان ناپذیر است و کسی که به سرطان مبتلا شود نهایتاً پس از چند ماه یا چند سال باید با همین بیماری بمیرد. البته این موضوع تا حدود زیادی درست است تا هنگامی که مردم بخواهند درمان سرطان را همچنان در روش های نادرست و زیان بار پزشکی مدرن با انواع جراحی ها، شیمی درمانی ها، داروهای شیمیایی و ... جستجو کنند و عزم راسخی برای تغییر زندگی نادرست و تغذیه غلط شان نداشته باشند. بیماری سرطان یک شبه به وجود نمی آید و یک شبه هم از بین نخواهد رفت. سرطان مرحله ی نهایی سال ها تغذیه ی نادرست و روش زندگی بیمار کننده ماست. به همین جهت درمان آن هم مخصوصاً در مراحلی که بیماری بسیار حاد شده و بدن شخص بیمار و سیستم ایمنی آن توسط روش های غلط پزشکی به شدت آسیب دیده و ضعیف شده مشکل است و نیاز به صبر و حوصله ی بیشتری دارد. در تمامی بیماری ها هیچ درمانی بیرون از بدن وجود ندارد. درمان کار خود بدن است و تنها سیستم ایمنی بدن است که می تواند ما را درمان کند، به شرط آن که با روش های غلط (نظیر تغذیه نادرست یا داروهای شیمیایی) آن را هنوز سرکوب یا بسیار ضعیف نکرده باشیم و بدن و سیستم ایمنی آن توانی برای مقابله با بیماری سرطان داشته باشد. به قول حافظ:
دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای
فرشته اَت به دو دست دعا نگه دارد
در این صورت هنوز می توان امیدوار بود که با یک روش زندگی درست مبتنی بر قوانین تغذیه طبیعی بتوان از بیماری سرطان نجات یافت.
دکتر ماکس گرسون (Max Gerson) در کتاب "سرطان درمانی" گزارش هایی درباره ی درمان پنجاه نوع سرطان و مجموعه ای از تجربیاتش را در اختیار خوانندگان قرار می دهد. این کتاب خوب را دکتر سید ماشاء الله فرخنده (کشفی) به فارسی ترجمه کرده اَند و انتشارات نسل نواندیش چاپ اول آن را در سال 1390 در تیراژ 2000 نسخه چاپ کرده است.
فایل pdf کل کتاب را می توانید با حجم 7.2 مگابایت از اینجا (یا اینجا) دانلود کنید.
من در ادامه فهرست مطالب کتاب و چند صفحه ی ابتدایی آن را که شامل مقدمه ی کتاب است برایتان می نویسم:
(لطفاً بر روی ادامه نوشته کلیک کنید)
معرفی کتاب "فاجعه های جهانی"

فاجعه های جهانی
نویسنده: بیل مک گوایر
مترجم: شادی حامدی آزاد
ناشر: بصیرت
نوبت چاپ: اول/ 1391
شمارگان: 1500 نسخه
تعداد صفحات: 182
"فاجعه های جهانی" کتابی جذاب و در عین حال هشدار دهنده در مورد خطراتی است که کره ی زمین و حیات زنده ی آن را تهدید می کند. حیات بر روی زمین دیر یا زود پایان خواهد یافت. از گرمایش جهانی و سونامی های عظیم گرفته تا برخوردهای سیارکی و طوفان های کیهانی و عصر یخبندان بعدی، همه و همه در انتظار مایند. بیل مک گوایر در این کتاب توضیح می دهد که سیاره ی ما تا چه حد می تواند ناآرام و ناامن یا امن و مطمئن باشد و مسائل علمی نهفته در پس این تهدیدات را آشکار می سازد. کدام یک از این خطرات جدی ترند؟ کدام یک تنها احتمالاتی دور و درازند و احتمال بقای ما در این سیاره تا چه حد است؟
در ادامه فهرست مطالب کتاب و قسمت هایی کوتاه از آن را می توانید مطالعه کنید:
فهرست مطالب
پیش گفتار؛ سرانجام به کجا ختم می شود؟
1. مقدمه ای بسیار فشرده در مورد زمین
خطر: طبیعت پویا
زمین: بیوگرافی مختصر
زمین خطرناک
ما و خطرات طبیعی
به این حقایق بیندیشید
2. گرمایش جهانی
بحث؛ چه بحثی!
آزمایش بزرگ گرمایش جهانی
گلخانه ای به نام زمین
توافق های جهانی
به این حقایق بیندیدشید
3. عصر یخبندان می آید
آتش یا یخ؟
چگونه موجب یخ زدن سیاره ای بشویم
چارلز دیکنز، کریسمس های سفید و عصر یخبندان کوچک
عصر یخبندان انگلیسی
از چاله به چاه
به این حقایق بیندیشید
4. دشمن درون؛ اَبَر فوران های آتشفشانی؛ سونامی های عظیم و زلزله ی عظیم آینده
جهنمی بر روی زمین
مدفون در آب
شهری در انتظار مُردن
به این حقایق بیندیشید
5. تهدیدی از فضا؛ برخوردهای سیارکی و دنباله داری
رویداد نجومی قرن
طوفان شن کیهانی
وقتی این دو برخورد کنند
دوست دارید چگونه بمیرید؟
به این حقایق بیندیشید
سخن آخر
پیوست 1
پیوست 2
منابع برای مطالعه ی بیشتر
سخن آخر
حالا ده هزار سال است
که بشر میلیاردها قطره اشک ریخته است
برای چیزی که هرگز ندانست
حالا عصر حکمرانی بشر به سر آمده است
(در سال 2525 اثر زَگِر و ایوانز*)
*پی نوشت:
ترانه ی "در سال 2525" یکی از مشهورترین آثار موسیقی جهان در دهه ی 1970 میلادی بود که به انسان درباره ی خطر نابودی اَش در آینده به وسیله ی فنآوری خودساخته اَش هشدار می دهد. این ترانه را دو خواننده ی راک آمریکایی به نام های دنی زَگِر و ریک ایوانز در سال 1969 اجرا کردند که به مدت شش هفته در صدر 100 ترانه ی پر فروش آمریکا قرار داشت. این ترانه در بسیاری از دیگر کشورهای جهان هم در صدر فهرست فروش قرار گرفت – م.
اندیشیدن درباره ی پیامدهای گرمایش جهانی ، نزدیک بودن عصر یخبندان بعدی، یا زمان وقوع اَبَرفوران یا برخورد فضایی بعدی ممکن است نگرانی های زودگذری به وجود آورد. توجه به خطراتی که در آینده ی دور یا نزدیک سیاره ی ما یا نسل بشر را تهدید می کند البته ممکن است موجب بروز افسردگی هم بشود. اجازه دهید به طور خلاصه بگویم که اوضاع مان اکنون چگونه است. اکنون ما وارد چرخه ای از گرمایش جهان شده ایم که بی شک به تغییرات شدید اقلیمی، اجتماعی و اقتصادی در صد سال آینده منجر می شود و بر همه – تقریباً به طرز درناکی – تأثیر خواهد گذاشت. هم زمان، سیاره مان بر لبه های ورود به عصر یخبندان بعدی پس و پیش می شود؛ عصر یخبندانی که شاید آغاز آن را در واقع همین پدیده ی گرمایش جهانی جلوتر هم بیندازد؛ اما حتی بی کمک ما هم تا ده هزار سال آینده آغاز خواهد شد. سیارک هایی که به حدّی بزرگ باشند که بتوانند یک چهارم جمعیت بشر را نابود کنند، همچنان در نزدیکی زمین سرگردان اَند و بسیاری از آنها هنوز کشف نشده اَند و البته نمی دانیم چه وقت ممکن است با دنباله داری بزرگ رو به رو شویم که مستقیم به سوی زمین می آید. سونامی های بزرگ اقیانوس هند و ژاپن به ما نشان داد که طبیعت چقدر ممکن است خشن و برای دنیای پُرجمعیت ما خطرناک باشد و بسیاری از ما ممکن است هدف سونامی بزرگ بعدی یا اَبَرفورانی آتشفشانی باشیم که شاید موجب کشته شدن میلیون ها نفر شوند و جامعه ی جهانی پیشرفته مان را تا مرز نابودی کامل ببرد. تار و پود اجتماعی و اقتصادی این جامعه ی جهانی چنان به هم تنیده است که زلزله ای بزرگ در ژاپن به بحرانی اقتصادی در جهان منجر خواهد شد. اتفاقات دیگری هم ممکن است دنیای ما را در همین قرن به نابودی بکشانند. با وجود این که جمعیت جهان همچنان در حال افزایش است، آهنگ این افزایش در سال 1968 کُند شد. در ابان 1390 جمعیت جهان به 7 میلیارد نفر رسید و احتمالاً در سال 2070 میلادی حدود 9 میلیارد نفر خواهد بود. پس از آن جمعیت دوباره شروع به کاهش می کند و فقط 30 سال بعد به 8.4 میلیارد نفر می رسد. هر چند که کاهش جمعیت خوب است اما موجب پیر شدن جمعیت زمین و پدیده ای موسوم به آینده ی «خاکستری» می شود. در انتهای قرن بیست و یکم 50 درصد جمعیت ژاپن و اروپای غربی و یک سوّم کلّ جمعیت جهان بالای 60 سال سن خواهند داشت. برخی بر این باورند که در دنیایی که جمعیت افراد کهنسال از جمعیت جوانان پیشی بگیرد، تعارض های نسلی بر صحنه ی سیاست حاکم خواهد شد.
آینده ی نوادگان ما نه تنها خاکستری تر بلکه تیره و تار و بی حاصل هم خواهد بود. امروز ما با فعالیت های خود، هر سال بین 3 تا 30 هزار گونه ی جاندار روی زمین از میان حدود 10 میلیون گونه را منقرض می کنیم؛ این یکی از بزرگ ترین انقراض نسل های رخ داده در تاریخ زمین است! تا یک سوّم گیاهان گلدار در خطرند و تا پیش از پایان این قرن بین 25 تا 50 درصد همه ی حیوانات منقرض خواهند شد. هر چه گونه های بیشتری نابود شوند جای شان را آفت ها، علف های هرز و بیماری ها می گیرند که همراه انسان به زندگی ادامه خواهند داد. به جای دنیایی از گوریل ها، پانداها، پرندگان بهشتی و مرجان ها نوادگان ما باید با موش ها، سوسک ها، خارها و گزنه ها روزگار بگذرانند. افزون بر این، تنوع زیستی چنان موضوع شکننده و حساسی است که شاید پنج میلیون سال یا بیشتر طول بکشد تا بتواند خودش را بازیابد. در همین حال، ما موجب می شویم که تعداد 500 تریلیون نفر از نوادگان مان در دنیایی تیره و تار و از نظر تنوع زیستی تقریباً بدون حیات زندگی کنند. از همه مهم تر این که ما چشم انداز آینده ی حیات روی زمین را نابود می کنیم. ما با منقرض کردن حجم وسیعی از جانداران در واقع ماده ی خام مورد نیاز تکامل را از بین می بریم و توانایی سیاره مان را در ایجاد گونه های جدید در آینده محدود می کنیم. برای میلیون ها گونه ی زنده در واقع پایان جهان رسیده است و فعالیت های ما این سرنوشت را نصیب بسیاری از دیگر گونه ها، که امروز سهم مشترکی از زمین با ما دارند، می کند.
خب ظاهراً تصویری که از آینده رسم می کنم مدام بدتر و بدتر می شود. جمعیتی کهنسال، احتمالاً بدون پویایی و خلاقیت گذشته که باید با تغییرات اقلیمی و پیامدهای اجتماعی و اقتصادی آن دست و پنجه نرم کنند و مجبورند برای درست کردن شرایط بد زیست محیطی که نیاکانشان- یعنی ما- ایجاد کرده اند تلاشی شاید بی حاصل کنند. دیگران هم به نتایجی مشابه با من رسیده اَند و بر این باورند که آینده ی بدی در انتظار نوادگان ماست. مثلاً آندرس جوهانسن و دیدیه سورنت از دانشگاه کالفرنیا به تازگی – بر اساس سیر تغییرات جمعیتی و شاخصه های اقتصادی و مالی- پیش بینی کرده اَند که در 50 سال آینده نوعی تغییر ناگهانی در سازمان زندگی ما رخ می دهد که ماهیتش را فعلاً نمی دانیم اما بی شک خوشایند نخواهد بود.
شاید تنها خبر خوبی که می توانم از این نگاه اجمالی به پایان جهان برایتان بیان کنم این است که هر چند این ها دیر یا زود اتفاق می اُفتد، نسل بشر منقرض نمی شود. اگر از احتمال برخورد زمین با سیارک یا دنباله داری بزرگ در مقیاس دایناسورکُش بگذریم – که هر 100 میلیون سال یک بار رخ می دهد- خیلی بعید است که در آینده ی قابل پیش بینی هیچ اتفاق دیگری بتواند تک تک انسان ها را نابود کند. حتی تغییر کامل اقلیم زمین از این آب و هوای آشنا برای ما به جهنمی سوزان یا زمهریری گزنده احتمالاً برای نوادگان بی نوای ما چندان هولناک نخواهد بود. هر چه باشد، ما گونه ای به شدت سازگاری پذیریم که به سرعت برای سازگار شدن با شرایط جدید خودمان را تغییر می دهیم. «دنیای» آشنا بارها و بارها تغییر کرده است؛ انسانی که بیش از صد سال عمر کرده و در طول عمرش از چراغ نفتی و روزهای بی برقی تا فرود انسان بر ماه و عصر اینترنت را به چشم دیده باشد می تواند این را برایتان شهادت بدهد. خطر اینجاست که دنیای فرزندان و نوادگان ما دنیایی پُر از تلاش و مبارزه بدون چشم اندازی امیدوار کننده باشد.
سعی کردم در این صفحه ها بر اساس شواهد و مدارک امروز، آینده ای نااُمید کننده را برای سیاره مان و نسل بشر پیش روی شما مجسم کنم اما به شما حق می دهم – دست کم تا حدودی- که مرا به ناتوانی در تخیل متهم کنید. هر چه باشد من به ندرت نگاهی به فراتر از چند ده هزار سال آینده انداختم، در حالی که خورشید مان همچنان تا 5 میلیارد سال دیگر ما را در گرمای حیات بخش خود غوطه ور خواهد کرد. کسی چه می داند در این زمان بسیار طولانی و تصور ناپذیر برای ما، انسان هایی که از ما به وجود می آیند چگونه زندگی خواهند کرد و چه بر سرشان خواهد آمد. گونه ی انسان و نوادگان ما احتمالاً بارها و بارها تا مرز نابودی پیش خواهند رفت اما اگر یاد بگیریم که محیط اطراف مان را به جای نابود کردن، باروَر کنیم – چه اینجا روی زمین و چه در آینده در دیگر نقاط منظومه ی شمسی و کهکشان و حتی فراتر از آن- آنگاه می توانیم به فکر پیشرفت باشیم و به هر کجا می خواهیم برسیم. شاید حالا زمان آن رسیده که شروع کنیم.
برای گرگ خونخوار موعظه فایده ای ندارد، باید خون آن را عوض نمود.
براي امتحان يك تكه گوشت جلوي چند گرگ گرسنه بيندازيد و ببينيد كه اين گرگهاي خونخوار با چه هاري به جان يكديگر ميافتند تا اين تكه گوشت را از چنگ يكديگر بربايند و ببلعند. حتماً خوانندهي گرامي اين منظرهي هولناك را خوب مجسم ميسازد. حالا بياييد جلوي چند گوسفند گرسنه يك دسته علف بگذاريد و ببينيد اين حيوانها با چه آرامي و آسودگي شروع به خوردن اين علف ميكنند. انسان گوشتخوار و بعلاوه مُردهخوار چندين مرتبه از گرگ وحشيتر و خونخوارتر است. گرگ همنوعان خود را نميكشد، ولي انسان ميليون- ميليون ميكشد، گرگ از سر ناچاري براي پر نمودن معدهي خود گوسفند را زنده- زنده ميخورد، ولي انسان همين گوسفند را ميكُشد، با آتش دو مرتبه ميكُشد، صدها نوع كالباس، كنسرو و ساير مواد عجيب و غريب تهيه مينمايد، ماهها و سالها نگه ميدارد، به سُموم خالي تبديل مينمايد و بعلاوه با عرق، شراب، ويسكي، سيگار و غيره خوي درندگي خود را ده برابر بالاتر از گرگ ميبرد. اين انسان نيمهديوانه اسلحههاي وحشتناك اختراع ميكند، ميليونها نفر از همنوعان خود را به كشتن ميدهد تا از اين خوردنيهاي «لذيذ»، از اين «نعمتهاي خدايي» بيشتر سهم ببرد. در نتيجه اگر خودش با اين اسلحههاي اختراعي خود كُشته نميشود، توسط همين خوردنيهاي «لذيذ» خود را نابود ميسازد و جوان جوان از اين دنيا رخت بر ميبندد.
با پند و اندرز، موعظه، نطقها، مقالهها، كنفرانسها و غيره نميتوان خوي درندگي مردمان مُردهخوار را از بين برد. بيشماري پيغمبرها، مذاهب، احزاب و سازمانهاي مختلف آمدهاند تا اين مردمان گمراه را به راه صحيح هدايت نمايند ولي موفق نشدهاند؛ بلكه روز به روز وضعيت اين دنيا وخيمتر شده و دارد باز هم خطرناكتر ميگردد. بيشتر نوجوانان امروزي ( «نسل جديد» ) يگانه معني زندگي و يگانه مقصود خود را در دلخوشيِ وحشيانهي موقتي جستجو ميكنند. اين قيافههاي وحشي، اين لباسهاي خندهآور، اين جيغهاي كر كننده، اين حركتهاي زشت و بيادبانه، با اين غذاهاي بيماريزا، با اين مشروبات الكلي، سيگار، مواد مخدر و عياشي اين نسل جديد را به كجا ميكشاند. چه عاقبت فلاكتباري در انتظار بشر ميباشد، اگر فردا رهبري دنيا در دست اين ديوانگان بيفتد.
براي نجات از همه گونه بدبختيهايي كه اين دنيا را تهديد ميكند و مخصوصاً براي رسيدن به صلح واقعي و همگاني هيچ راه ديگري وجود ندارد به غير از اين كه خون همهي مُردهخوارها را توسط غذاي زنده و طبيعي عوض كنيم و خوي حيواني آنها را تعديل كنيم. انسانهاي نوعپرست و انساندوست عجله كنيد و زود بيدار شويد تا مدتي كه اين سياستمداران و دانشمندان نيمهديوانه، تمامي عقل خود را از دست نداده و بزرگترين بلا را روي اين دنيا نياوردهاند دور هم جمع شده، دست به كار شويم تا هرچه زودتر جلوي اين خطر را بگيريم.
فقط فكرش را بكنيد، براي رسيدن به صلح ابدي و براي نجات يافتن از همهي بيماريها، چه سبك و چه سنگين مانند سرطان، بيماريهاي قلبي، بيماري قند و ساير بيماريهاي «صعبالعلاج» فقط لازم است برنامهي تغذيهي بيمارستانها را عوض نمود. با مبادلهي يك بشقاب غذاي زنده و طبيعي، مردم از همه گونه فقر، گرسنگي، جنگ و جدال براي هميشه رهايي پيدا خواهند نمود.
"تدابير جنگهاي اين دنيا در بدنهاي دروغي تهيه ميگردد و توسط شيطان اداره ميشود."
در حال حاضر كاري واجبتر از اين در دنيا وجود ندارد. همهي سخناني كه در ضيافتهاي سياسي، در مجمع عمومي سازمان ملل متحد، در كنفرانسهاي بينالمللي، در جرايد و راديو و تلويزيون براي اصلاح كارهاي اين دنيا گفته و نوشته ميشود همگي، پوچ، بياساس، بيمعني و پر از كينهجويي، دروغپردازي، جاهطلبي و غرور ميباشد؛ زيرا اين سخنان تماماً از درون بدنهاي دروغي و از دهان شيطان بيرون ميآيد. اين اشخاص بزرگمنش وقت و پول مردم را كاملاً بيهوده صرف مينمايند و روز به روز وضعيت دنيا را بدتر و آشفتهتر ميسازند. ولي خوانندگان پاكسرشت نااميد نشويد، شيطان هرقدر هم زورمند باشد انسان حقيقي هنوز نمُرده است، او فقط به خواب فرو رفته است و فقط لازم ميباشد او را به شدت تكان داد تا بيدار شود و معجزهها بكند.
تاريخ بشر نشان ميدهد كه مُردهخواري، هميشه اينگونه جانوران خونخوار مانند آتيلا، تيمور لنگ، اسكندر مقدوني، نرون، ناپلئون و هيتلر را به وجود آورده و به اجتماع تحويل داده است. با اين كه ثابت شده است هيچ وقت اين گونه جنگها به نفع هيچ كدام از طرفين تمام نشده است باز هم اين جنگ لعنتي از اين جهان رخت بر نميبندد، به اين دليل كه گوشتخواري و مُردهخواري مردم را وحشي ميسازد و همهي سخناني كه راجع به صلح، كاهش تسليحات اتمي و همگاني، همزيستي مسالمتآميز و غيره گفته ميشود، همگي دروغ، بياساس و بيثمر است، زيرا اين سخنان از بدنهاي دروغي سرچشمه ميگيرند و از طرف شيطان ديكته ميشود. كار اساسي بايد اين باشد كه مردم بدنهاي دروغي را از غذاهاي مُرده محروم نموده او را با گرسنگي بكشند، صداي شيطان را خفه نمايند و در عوض بدنهاي اصلي را توسط غذاي طبيعي پرورش داده و فكر و روح مردم را پاك سازند.
آري رهبران كشورهايي كه حكم اين گونه كشتارها را صادر مينمايند، انسانهاي واقعي نيستند بلكه جانوران خونخوار با بدنهاي شيطانپرور ميباشند كه خودشان را نمايندگان ملت معرفي مينمايند ولي در حقيقت بلايي براي ملت خود و تمام بشريت ميباشند. من هميشه از سياست دور بودهام و خواهم بود و در اين سياستها فقط تصوير بدنهاي دروغي را مشاهده مينمايم و وسوسههاي شيطان را ميبينم. خوب نگاه كنيد به عكسهاي اين قبيل رهبران و سياستمداران، آيا بين آنها حتي يك نفر آدم آرام با صورت ظريف و روشن، با چشمان پاك و بيگناه مشاهده ميگردد؟ گوشتهاي زائد بدنهاي دروغي از سر و صورت، گردن و شكم آنها لابهلا آويزان است. وجود شيطان در قيافهي خشمگين و چشمان خون گرفتهي آنها به خوبي نمايان است. معمولاً بيشتر مردم اين گوشتها را چربي مينامند ولي آنها فقط چربي نيستند، اين سلولهاي زائد گوشتي و چربي و غيره در همه جاي بدن مُردهخوارها حتي در مغز، استخوان، مو و ناخنها نيز نفوذ كرده و به جهت كمبود سلولهاي اصلي با آنها قاطي گرديدهاند.
با اين كه من اين رهبران و سياستمداران را سخت انتقاد ميكنم و افكار و اعمال غير انساني آنها را محكوم مينمايم با اين همه بايد تصديق كنم كه آنها گناهي ندارند، كليهي عضوهاي بدن مُردهخوارها بيمارند و ناقص كار ميكنند. مغز آنها نيز چون يك عضو بدن ناقص كار ميكند، يعني آنها عقل سالم ندارند كه درست فكر كنند. آنها بيماريهاي روحي و رواني دارند و بيماراني هستند نيمهديوانه كه مانند همهي ديوانگان از ديوانگي خود خبر ندارند. آنها اين نيمه ديوانگي را توسط بدنهاي دروغي و خون مسموم شده را از اجداد خويش به ارث بردهاند. هنگامي كه اين اشخاص جلسههايي ترتيب ميدهند و براي نابودي همنوعان خود تدابيري ميانديشند تصور ميكنند كه وظيفهي ملي خود را انجام ميدهند و وطنپرستي خود را ثابت مينمايند. يگانه چارهي بيماري آنها كشتن بدنهاي دروغي و پاك نمودن خون از سُموم ميباشد. بعد از چند ماه يا چند سال زندهخواري مردم ميفهمند كه قبل از زندهخواري چقدر غلط فكر ميكردهاند و به چه كارهاي غير عاقلانهاي دست ميزدهاند.
هيچ زندهخواري به خاطر يك مشت گندم يا بادام آدم نميكشد، دزدي نميكند و دروغ نميگويد. اغلب سياستمداران مُردهخوار خيال ميكنند كه دروغ گفتن يك وظيفه و جزئي از كارهاي سياسي ميباشد، ولي دزدي و دروغگويي در چشم زندهخواران گناهاني هستند به يك اندازه. هيچ رهبر زندهخواري حاضر نميشود براي به دست آوردن يك قطعه زمين، ميليونها افراد بشر را به كشتن بدهد و نتيجهي زحمات دهها سال مردم را محو نمايد زيرا كرهي ارض به قدري زياد زمين دارد كه در شرايط زندهخواري ميتواند در حال حاضر پنج شش و در آتيهي دور حتي سي چهل برابر جمعيت كنوني را جا بدهد و آنها را به آساني تغذيه نمايد.
(قسمتهایی از کتاب “خامخواری” نوشتهی آرشاویر دِر آوانسیان)
متن کامل کتاب "انسان و حیوان" نوشته صادق هدایت

میازار موری که دانه کش است
که جان دارد و جان شیرین خوش است
«فردوسی»
الف
قبل از این که داخل مبحث فوق بشویم لازم است ذکر مختصری از اقوال علماء و فلاسفه در این باب بیان کنیم تا مزید بصیرت خوانندگان گردد.
اول باید دانست فرق مابین انسان و حیوان در کجاست، زیرا تمام حکماء و علماء موافق اَند که از حیث ساختمان جسمانی انسان و حیوانات عالی شباهت تامی با یکدیگر دارند و فقط یک اختلاف جزئی در بین است که نزد انواع حیوانات آن تفاوت به مراتب زیادتر می باشند: مثل حیوانات پستاندار با پرندگان و پرندگان با خزندگان. در این خصوص اشکالی نیست، بلکه در موضوع میل طبیعی (Instinct)، احساسات و بالاخره هوش حیوان اشکالاتی رخ می دهد.
عقیده ی فلاسفه در این باب اختلاف کلی دارد، چنان که بعضی به وجود روح حیوان قائل اَند الّا این که فرق روح انسان و حیوان را فقط در درجات می دانند، در صورتی که عده ی دیگر قطعاً منکر روح حیوان شده و می گویند: بر فرض انسان جسماً با حیوان شباهت داشته باشد، ولی هرگز قوای معنوی او با حیوان طرف مقایسه نیست؛ و یک مسافت بعیدی آن ها را از یکدیگر دور می نماید.
مابین این دو دبستان و نزد فرداً فرد آن ها هر ساعت عقیده ی مخصوصی ظهور می کند، از طرف دیگر علمای فن تاریخ طبیعی دو دسته شده و دائم در مشاجره و مناظره می باشند، زیرا که گروهی انسان را سر دسته ی حیوانات پستاندار می دانند و عده ی دیگری راضی نمی شوند انسان را در ردیف حیوانات اسم ببرند و می خواهند برای او یک مقام فوق العاده در بین موجودات قائل شوند.
پاسکال (Pascal) انسان را متوسط مابین فرشته و حیوان دانسته و این عقیده ی کلیه ی حکماء و متصفوین مشرق زمین است: که هرگاه انسان پیروی شهوت و نفس بهیمی یا اهریمنی را بنماید، از حیوان هم مطابق «کالأنعام بل هم اضل» پست تر است و اگر به مجاهدت تزکیه ی نفس حاصل کند و به وسیله ی ریاضت به مراتب عالیه و فضائل و کمالات برسد مقام او از فرشته نیز برتر خواهد بود. لکن این تعریف از طریق علمی خارج است و به ممیزی آن در نمی آید و فقط در الهیات جایز می باشد.
(لطفاً بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید)
متن کامل کتاب "فواید گیاهخواری" نوشته صادق هدایت (فصل های 7 تا 12)
فهرست
دیباچه
فصل اول: فداییان شکم
فصل دوم: خوراک طبیعی انسان
فصل سوم: تجزیه ی شیمیایی خوراک طبیعی
فصل چهارم: تاریخ گیاه خواری
فصل پنجم: مضرات گوشت
فصل ششم: پختن خوراک
فصل هفتم: اخلاق و گیاه خواری
فصل هشتم: برتری گیاه خواری
فصل نهم: آزمایش های عملی
فصل دهم: اقتصاد و گیاه خواری
فصل یازدهم: جواب ایرادات
فصل دوازدهم: انجام نامه
مطالعه ی بخش اول کتاب: فصل های 1 تا 6
فصل هفتم
اخلاق و گیاه خواری
احتیاج خوراک طبیعتاً پیدا شده است. اول بدون ترتیب هر چه که می یافتند، می خوردند. این یک خوراک بدون اراده و زورکی بوده. بیشتر میوه ی خوش آیندِ درختان خودرو و گاهی دانه های دیمی و ریشه های گیاه ها و هنگامی گوشت جانورانی که برای دفاع از خود کشته بودند می خوردند؛ چون که به نظر می آمده حیوانات یکدیگر را می خورند.
از زمان های قدیم که علم وجود نداشته، برخی از کسانی که دارای یک حس مشاهدات، بخش استدلال خداداد و احتیاج به متقاعد نمودن داشتند؛ پس از آن که خوراک های گوناگون را سنجیده، از مد نظر گذرانیدند، بعضی اصول و قوانین درباره ی خوراک ها وضع نمودند. این ها عالم نبودند، این ها خیال پرست بودند. این طبقه از مردم که یک زندگانی جداگانه در جامعه می نمایند، شاعر خردمند یا فیلسوف نامیده می شوند.
حقایقی را که از قدیم این اشخاص آشکار نموده اَند همان قدر از قلب آنان تراوش کرده که از فکرشان. قلب آنان گواهی داده که یک چیزِ آن قدر پست کننده، مانند کشتار، نمی تواند برای وجود انسان یک ضرورت حیاتی داشته باشد. زمانی با سرزنش و گاهی با لحن تند و خشم آلود یا ترحم و هنگامی با تصویرهای روشن و زننده یا به وسیله ی یک منطق محکم، در اطراف قرون و سرزمین ها درباره ی گوشت خواری قضاوت نموده اَند. نمونه ی زندگانی آنان دلایل عقیده ی ایشان را تقویت می کند. زیباترین و دلیرترین و نافذترین آن ها کسانی بوده اَند که زندگانی آنان سببِ مرگ دیگری را فراهم نمی آورده است.
(لطفاً بر روی ادامه مطلب کلیک کنید)
متن کامل کتاب "فواید گیاهخواری" نوشته صادق هدایت (فصل های 1 تا 6)

فهرست
دیباچه
فصل اول: فداییان شکم
فصل دوم: خوراک طبیعی انسان
فصل سوم: تجزیه ی شیمیایی خوراک طبیعی
فصل چهارم: تاریخ گیاه خواری
فصل پنجم: مضرات گوشت
فصل ششم: پختن خوراک
فصل هفتم: اخلاق و گیاه خواری
فصل هشتم: برتری گیاه خواری
فصل نهم: آزمایش های عملی
فصل دهم: اقتصاد و گیاه خواری
فصل یازدهم: جواب ایرادات
فصل دوازدهم: انجام نامه
«لا تجعلوا بطونکم مقابر الحیوانات-
شکم های خود را مقبره ی حیوانات نسازید»
دیباچه
مابین احتیاجاتی که انسان را پیوسته در فشار گذاشته، از همه سخت تر و از همه وسیع تر احتیاج خوردن است. این احتیاج وابسته به زندگانی می باشد؛ چه برای مرمت قوایی که به مصرف می رسانیم ناگزیریم به وسیله ی خوراک قوای دیگری جانشین آن بنماییم تا بدن به تحلیل نرود. زندگی شبیه است به یک آتشکده، که باید مرتب مواد مشتعله به آن برسد تا خاموش نگردد.
گرسنگی فرمانده ی غداری می باشد که بیدادگری آن دمی ما را آسوده نمی گذارد. باید خورد برای زندگانی! امروز بخوریم، فردا بخوریم، همیشه بخوریم. یک میل کور و درنده، یک احتیاج گنگ و ضروری ما را به این کار وادار می نماید. تمام حواس و اراده ی حیوانات را نیز همین احتیاج به خود جلب کرده و اغلب آدمیان وحشی به جز خوردن، لذت و خوشبختی دیگری را سراغ ندارند. مردمان متمدن، اگر چه ادعای افکار عالیه می کنند، ولیکن مسأله ی خوردن و نوشیدن پیوسته فکر آن ها را به خود مشغول نموده است. همه ی اعضای بدن غلام شکم می باشند و برای جستجوی خوراک به کار می روند؛ حواس ظاهری کمک به راهنمایی در این تکاپو می نماید و اعمال روحیه برای به چنگ آوردن و تشخیص خوبی و بدی خوراک ها به کار می رود. این میل غریزی در حیوانات خیلی دقیق و موشکاف است. هر کدام از آن ها خوراکی را که بر طبق ساختمان و احتیاجات بدنشان است به خوبی تمیز داده و همان را می خورند؛ ولیکن از این قانون جانوری که سرپیچی می کند آدمی زاد می باشد.؛ و گویا این حس در انسان متمدن وجود ندارد؛ زیرا که دیده می شود هر گروهی از گله ی آدمی زاد خوراکی را بر گزیده که اغلب متضاد دیگری است و از روی یک مدرک معینی پیروی نشده و همین نشان می دهد که انسان مانند سایر جانوران نمی تواند به خوراک خودش اعتماد داشته باشد. هیچ چیز در زندگانی آن قدر مهم نیست مگر طرز خوراکی را که انتخاب کرده اند، چون از خوراک است که همه ی ما پرتو زندگانی خود را می گیریم و تأثیر انکارناپذیری روی صفات ذهنی و قوای جسمانی ما دارد. تاریخ تمدن انسان نیز روی خوراک قرار گرفته. سبب عمده ی اغتشاشات، هجوم ها، جنگ ها، مهاجرت ها، کینه ورزی طبقات و شورش ممالک سر مسأله ی خوراک است.
چیزی که اهمیت دارد، باید دانست روی زمینِ ما که پر از محصولات طبیعی است، با احتیاجات خودمان سنجیده و مابین خوراک های رنگ به رنگ ببینیم کدام یکی از نقطه نظر تغذیه طبیعی تر، اخلاقی تر، سالم تر و بالاخره بر سایر خوراک ها برتری دارد. حیوانات را به سه دسته تقسیم کرده اَند: گیاهخوار، گوشتخوار و همه چیزخوار. ظاهراً انسان خودش را در جزو دسته ی سوم معرفی می نماید. ما می رویم از روی علوم فلسفه و طبیعت و مشاهدات عملی و غیره، نشان بدهیم که او به خطا رفته است و خوراک سالم و طبیعی او نباتات می باشد؛ و همین موضوع اصلی این رساله است.
پاریس 18 مرداد 1306
فصل اول
فداییان شکم
(لطفاً بر روی ادامه مطلب کلیک کنید)
معرفی و دانلود کتاب "قابلمه را فراموش کن!"

یکی از کتاب های بسیار خوب و کامل در زمینه ی تغذیه ی طبیعی (خامگیاهخواری) کتاب "قابلمه را فراموش کن!" است. عنوان اصلی کتاب این است:
اگر می خواهی سالم شوی
و عمر طولانی داشته باشی
قابلمه را فراموش کن!
این کتاب را دکتر سید ماشاء الله فرخنده (کشفی) به فارسی ترجمه و انتشارات نسل نواندیش در سال 1385 چاپ اول آن را در 3000 جلد منتشر کرده است. نویسنده ی این کتاب هلموت واندمیکر (Helmut Wandmaker) آلمانی است که خود در سن 90 سالگی و پس از حدود 60 سال خامگیاهخواری در سال 2007 درگذشته است. تأکید اصلی این کتاب بر خوردن میوه هاست و نویسنده ی آن با خوردن غلات و حبوبات و یا عسل هم (آن طور که معمولاً در رژیم غذایی خامگیاهخواران مشاهده می شود) موافق نیست.
فایل pdf کل کتاب را می توانید با حجم 13.75 مگابایت از اینجا (یا اینجا) دانلود کنید.
من در ادامه فهرست مطالب کتاب و چند صفحه ی ابتدایی آن را که شامل مقدمه ی کتاب است برایتان می نویسم:
(لطفاً بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید)
معرفی کتاب: کمک کنیم کودکان ریاضی یاد بگیرند.

یکی از کتاب های بسیار خوب در مورد آموزش درست و اصولی ریاضیات - به خصوص ریاضیات دوران دبستان- و ارائه راهبردهای مؤثر در این زمینه کتابی است با عنوان "کمک کنیم کودکان ریاضی یاد بگیرند" (Helping Children Learn Mathematics). این کتاب توسط یک گروه 16 نفره از بهترین اساتید و صاحب نظران در حوزه ی آموزش ریاضیات به صورت گروهی تألیف شده و توسط جرمی کیل پاتریک (Jeremy Kilpatric) و جین سوافورد (Jane Swafford) تدوین و گردآوری شده است. در ایران این کتاب خوب را اساتید ارجمند آقای دکتر مهدی بهزاد و خانم دکتر زهرا گویا ترجمه کرده اند و انتشارات فاطمی به مناسبت دهمین کنفرانس آموزش ریاضی در مرداد ماه سال 1387 آن را چاپ کرده است (برای خرید اینترنتی کتاب از سایت انتشارات فاطمی اینجا کلیک کنید).
در ادامه، من به فراخور فرصت محدودی که دارم قسمت هایی از این کتاب خوب را برای علاقه مندان به تدریس ریاضیات و مخصوصاً معلمان و اساتیدی که در زمینه ی آموزش ریاضیات فعالیت می کنند، می نویسم:
(لطفاً بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید)
معرفی کتاب: "زمین، زمان، انسان" نوشته مزدافر مؤمنی

کتاب بسیار خوب "زمین، زمان، انسان" نوشته مزدافر مؤمنی را قبلاً خدمت دوستان و علاقه مندان تندرستی معرفی کرده بودم (اینجا). امروز قصد دارم فهرست مطالب و چند فصل از این کتاب خوب را بنویسم:
(لطفاً بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید)
هدایایی از دندان پزشکان!!!

امروز قصد دارم مطالبی رو در مورد مضرات استفاده از آمالگام و همچنین عصب کشی دندان ها از دو کتاب "درس هایی از پزشکان معجزه گر" و "طبیعت طبیب" که نویسندگان اونا خودشون پزشک بودند، بنویسم تا اگه خدای نکرده گذرتون به دندانپزشکی افتاد در مورد نوع درمان دندان هاتون بهتر بتونید تصمیم بگیرید.
(لطفاً بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید)
معرفی کتاب: "15 روز تا سلامتی" استاد جمشید خدادادی

استاد جمشید خدادادی عضو جامعه مخترعین و مبتکرین ایران هستند که در زمینه ی شیوه ی تغذیه ی مناسب و درمان طبیعی بیماری ها کتاب های خوبی نوشتند. کتاب "15 روز تا سلامتی" یکی از این کتاب ها است که امروز می خوام خدمت دوستان معرفی کنم و قسمت هایی از اون رو هم براتون بنویسم.
(لطفاً بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید)
معرفی چند کتاب خوب در مورد تغذیه و درمان طبیعی و مسائل زیست محیطی
در این پست قصد دارم سه تا کتاب بسیار خوب رو در زمینه تغذیه و درمان طبیعی و مسائل زیست محیطی که پیرامون اون مطرح می شه معرفی کنم:
1- کتاب "انقلاب غذایی" نوشته «جان رابینز» و ترجمه دوستان خوبمون در وبسایت گیاهخواری

با خوندن این کتاب حقایق بسیار وحشتناکی رو که در پشت پرده ی صنایع مواد غذایی و به خصوص صنایع تولید مواد حیوانی وجود داره متوجه خواهید شد. همچنین می فهمید که ریشه ی بسیاری از بیماری های ما در نوع تغذیه مون نهفته است، به قول معروف: "پدر بیماری هر چی باشه، مادرش تغذیه ی نا مناسبه!"
این کتاب خوب رو می تونید از لینک های زیر دانلود و مطالعه کنید:
دانلود از سایت picofile - دانلود از سایت گیاهخواری - دانلود از سایت پارس بوک
2- کتاب "طبیعت طبیب" نوشته دکتر «جری لی هوور» (Jerry lee Hoover) و ترجمه «رضوان عابدی»

در این کتاب خوب هم نکات مهمی در مورد روش های درمانی طبیعت، تغذیه ی مناسب و شیوه زندگی طبیعی و علل مبتلا شدن به بیماری ها خواهید آموخت. در فرصت مناسب و در آینده سعی می کنم چند فصل از این کتاب رو براتون بنویسم. متن انگلیسی کتاب رو می تونید به صورت یک فایل pdf از سایت پیکو فایل یا از سایت مؤلف کتاب دانلود و مطالعه کنید.
3- کتاب "زمین، زمان، انسان" نوشته ی «مزدافر مؤمنی»

در این کتاب اطلاعات خیلی خوبی در مورد مضرات غذاهای حیوانی چه از بُعد سلامتی و چه از بُعد مشکلاتی که برای محیط زیست پدید میاره، ارائه شده. نویسنده نکاتی رو هم در مورد شیوه ی زندگی طبیعی و سالم نوشته. در فرصت مناسب سعی می کنم قسمت هایی از این کتاب رو هم براتون بنویسم.
اگر گوشت و لبنیات نخوریم، موادی مثل پروتئین و کلسیم را چگونه تأمین کنیم؟!!
قبلاً در مطلبی جداگانه (اینجا را نگاه کنید) کتاب بسیار خوب "تندرست و با نشاط برای زندگی" (fit for life) را خدمت دوستان معرفی کرده بودم. این کتاب تا کنون به 33 زبان زنده دنیا ترجمه شده و بیشتر از 12 میلیون نسخه ی آن در سراسر جهان به فروش رسیده است.

امروز می خواهم فصل های 9 و 10 این کتاب را برایتان بنویسم تا متوجه شوید با نخوردن گوشت و مواد حیوانی نه تنها دچار هیچ گونه کمبودی نخواهید شد بلکه قدم بسیار مهمی در جهت سلامتی خود و رهایی از انواع بیماری ها برداشته اید...
(لطفاً بر روی ادامه مطلب کلیک کنید)
روزه می تواند زندگی اَت را نجات دهد.

من مدت ها بود دنبال این کتاب خوب می گشتم، اما در شهرستان بجنورد به هر کتابفروشی که مراجعه کردم آن را نداشت...
(لطفاً بر روی ادامه مطلب کلیک کنید)
نسخه های pdf جدید کتاب های آوانسیان، مناسب برای تبلت و گوشی موبایل
خوردن میوه ها به صورت درست
مطلبی را که می نویسم قسمت هایی از کتاب Fit for Life (تندرست و با نشاط برای زندگی) است که توسط سه تن از متخصصین روش طبیعی تندرستی پروفسور هاروی دایاموند، پروفسور دین اورنیش و دکتر نیل بارنارد نوشته شده است. از این کتاب خوب دو ترجمه در کشور ما وجود دارد. یکی ترجمه دکتر حسن فشارکی زاده است که انتشارات قدیس آن را چاپ کرده است و دیگری ترجمه دکتر سید ماشاء الله فرخنده (کشفی) است که انتشارات نسل نواندیش آن را چاپ کرده است:

دکتر فرخنده در مقدمه ترجمه خود از این کتاب نوشته است: "این کتاب یکی از پر فروش ترین کتاب های دنیا بعد از کتاب مقدس مسیحیت (بایبل) می باشد. با چاپ این کتاب، در آمریکا تحولی عظیم در اذهان عمومیِ مردم در رابطه با تندرستی به وجود آمد. شما با دنبال کردن توصیه های این کتاب، به راحتی هم وزن کم می کنید، هم این که دارای وزنی ثابت می شوید و هم سلامتی خود را باز می یابید."
در این پست می توانید یکی از فصل های مهم این کتاب را (از ترجمه دکتر فرخنده) که در مورد اصول خوردن میوه ها به صورت درست است، بخوانید:
(لطفاً بر روی ادامه مطلب کلیک کنید)
طرز تهیه غذاهای خامگیاهخواری (قسمت دوم)

در ادامه ی تهیه غذاهای خامگیاهخواری این بار قصد دارم چند نوع دستور غذای دیگر را برای دوستان علاقه مند بنویسم. منبع این دستورات غذایی باز هم کتاب "طلای سبز" خانم مریم ببر حسینی است. البته خودم چندان حوصله و علاقه ای به درست کردن این نوع غذاها ندارم و بیشتر ترجیح می دهم غذاها را به صورت کاملاً طبیعی مصرف کنم، علاوه بر این که درست کردن این نوع غذاها نیز مانند درست کردن غذاهای پخته معمولاً وقت گیر است امّا به هر حال از سر کنجکاوی و برای تنوع، گاهی یکی دو نوع از این غذاها را (البته بدون نمک و عسل) تهیه می کنم. آرشاویر دِر آوانسیان نیز در مورد تهیه ی غذاهای خامگیاهخواری سال ها پیش نوشته بود...
(لطفاً بر روی ادامه مطلب کلیک کنید)
طرز تهیه غذاهای خامگیاهخواری (قسمت اول)

معمولاً کسانی که تازه با روش تغذیه طبیعی (خامگیاهخواری) آشنا می شوند اولین سؤالی که با آن رو به رو می شوند این است:
اگر قرار است گوشت نخوریم، شیر و لبنیات نخوریم، تخم مرغ نخوریم، نان نخوریم، پلو و خورشت نخوریم، ماکارونی نخوریم، شیرینی نخوریم، پفک و چیپس و نوشابه نخوریم و خلاصه در یک کلام هیچ گونه غذای حیوانی یا پخته نخوریم، آخر پس چه بخوریم؟!!
در این مطلب قصد دارم چند نوع از غذاهای خامگیاهخواری و طرز تهیه آنها را به شما معرفی کنم ...(لطفاً بر روی ادامه مطلب کلیک کنید)
خلاصه کتاب «امیدواری برای بیماران سرطانی»

امروز می خواهم یکی از کتاب های بسیار خوب در رابطه با شناخت و درمان سرطان به نام "امیدواری برای بیماران سرطانی" را که اخیراً خواندم به شما معرفی کنم و قسمت هایی از این کتاب را نیز برایتان بنویسم. اصل این کتاب برای اولین بار در سال 1991 میلادی چاپ شد. اکنون نیز دکتر سید ماشاء الله فرخنده (کشفی) این کتاب را به فارسی ترجمه کرده اند و انتشارات نسل نواندیش چاپ اول آن را در دو هزار نسخه در سال 1390 منتشر کرده است.
این کتاب حاوی رهنمودهایی برای بیماران سرطانی است که تازه بیماری آن ها تشخیص داده شده است. نویسنده این کتاب "جین پِتِرز" خود یکی از کسانی است که با استفاده از روش درمان طبیعی (تغذیه مناسب، استراحت و آرامش)، توانسته است بر بیماری سرطانش غلبه کند...
(لطفاً بر روی ادامه مطلب کلیک کنید)
معرفی دکتر سید ماشاء الله فرخنده (کشفی)

دکتر سیّد ماشاء الله فرخنده (کشفی) از پزشکان انسان دوست و بسیار فعّال کشورمان است که کتاب های بسیار خوبی را در زمینه تغذیه سالم و درمان با روش های طبیعی تألیف و ترجمه کرده اند. ایشان سالها پیش خود مبتلا به بیماری های مختلفی مثل روماتیسم، سنگ کلیه، زخم اثنی عشر و آسم بودند و از بیماری سرطان رنج می بردند؛ امّا با استفاده از تغذیه و درمان طبیعی توانستند بر تمامی این بیماری ها غلبه کنند و اکنون بیش از بیست سال است که کاملاً تندرست و سالم زندگی می کنند. برخی از آثار معروف ایشان عبارتند از:
1- روزه می تواند زندگی ات را نجات دهد / دکتر شلتون (ترجمه) / نسل نواندیش
2- تندرست و با نشاط برای زندگی / دیاموند (ترجمه) / نسل نواندیش
3- می خواهی سالم شوی؟ قابلمه را فراموش کن / واندمیکر (ترجمه) / نسل نواندیش
4- سرطان درمانی / دکتر گرسون (ترجمه) / نسل نواندیش
5- امیدواری برای بیماران سرطانی / جان پترز (ترجمه) / نسل نواندیش
6- دیابت و بیماری های قند خون (گردآوری و اقتباس) / نسل نواندیش
9- درمان یبوست در سه روز، بدون استفاده از مسهل (تألیف) / انتشارات قدیس
10- بیماریهای کلیوی، سنگ کلّیه و عفونت های کلیوی (تألیف) / انتشارات قدیس
11- به هیچ دکتری اعتماد نکن / دکتر مندلسون (ترجمه) / در دست انتشار
12- زنان و بیماری های زنانه (تألیف) / در دست انتشار
با استفاده از آدرس ایمیل mashalfarkhondeh@yahoo.com می توانید مستقیماً با خود دکتر فرخنده در ارتباط باشید. از لینک زیر نیز می توانید یکی از مصاحبه های دکتر فرخنده را به صورت یک فایل تصویری دانلود کنید:
راه رسیدن به سلامتی
بر روی یکی از اهرام ثلاثه مصر در هزاران سال قبل این جمله حک شده است:
"انسان با یک چهارم آنچه که می خورد زنده است، سه چهارم دیگر روزی پزشکان است."
و بقراط حکیم می گوید:
"باید کاری کنی که غذای تو، تنها داروی تو باشد و داروی تو نیز تنها غذای تو گردد."
توماس ادیسون نیز چقدر زیبا به این موضوع اشاره می کند:
"پزشکان آینده به بیماران خود دارو نخواهند داد، آنها بیماران خود را از طریق رژیم غذایی و شناساندن علل و جلوگیری از بیماری ها مداوا خواهند نمود."
بیماری در اصل یک ریشه دارد و آن هم ناآگاهی است که سر منشأ تمامی دردهاست. تنها با کسب آگاهی از تغذیه سالم است که می توانید خود را از شرّ بیماری ها نجات دهید و روش سالم زیستن را تجربه کنید.
توسل به دارو، راه رسیدن به سرمنزل تندرستی نیست و سلامتی را نمی توان از داروخانه خرید. اگر این واقعیت را بپذیرید که شفای شما در دست خود شماست، مطمئن ترین راه را برای سلامتی خود یافته اید و راه را برای رسیدن به سلامتی مادام العمر آسان کرده اید.
(منبع: قسمت هایی از کتاب راز شفا، نوشته احمد مختاری نیا)

دانلود كتاب "راهنماي پزشكي گياهخوارن"
![]()
اين كتاب ارزشمند را نيز دوست بسيار خوبم جناب آقاي "معين قهرماني" تأليف كرده اند كه در حقيقت جمع آوري مقالات و پرسش ها و پاسخ هاي سايت خانم دكتر زرين آذر است. توضيحات بيشتر در مورد اين كتاب را مي توانيد اينجا بخوانيد و آن را از لينك هاي زير دانلود كنيد:
لينك 1 - لينك 2 - لينك 3 - لينك 4 (حجم: 4.2 مگابايت)
![]()
دكتر زرين آذر پزشك خامگياهخوار و متخصص تغذيه
معرفي و دانلود چند كتاب
يكي از قديمي ترين و بهترين كتاب ها در زمينه ي گياهخواري و حقوق حيوانات بدون شك كتاب "فوايد گياهخواري" زنده ياد صادق هدايت است كه آن را بيش از 80 سال پيش در سال 1306 نگاشته است. البته هدايت قبل از آن، كتاب "انسان و حيوان" را در سال 1303 نوشته بود كه اين كتاب هم به نظر بسياري از كساني كه آن را خوانده اند، يكي از بهترين كتاب ها و در واقع شاهكاري در زمينه ي دفاع از حقوق حيوانات بوده است...
قسمتهايي از كتاب پخته خواري نوشته آرشاوير دِر آوانسيان (بخش1)
پروتئين و باز هم پروتئين كه خداي پزشكان است. آنها پروتئين را ميپرستند. شير كه يكي از مضرترين غذاهاست پزشكان در آزمايشگاه خود آن را آزمايش ميكنند و در آن پروتئين و كلسيم ميبينند و شير را كه غذاي خيلي ناقصي است مفيد و حتي غذاي كامل تصور كرده و به مردم معرفي ميكنند. طبيعت شير را به وجود آورده است كه نوزادان پستانداران چند ماه از آن استفاده كنند تا غذاي طبيعي فراهم شود. گاو خيلي خوب ميفهمد كه شير غذاي كامل نيست و فقط براي كمك ساخته شده است، آن هم براي مدت كوتاهي. گاو بعد از اين كه چند ماه به بچهي خود شير داد او را لگد ميزند و از خود دور ميكند و شير را قطع ميكند. شير و لبنيات غذاهاي خيلي مضر و خطرناكي هستند، ولي پزشكان اين طور فكر نميكنند، آنها در شير، ماست و پنير چيزهايي ميبينند و خيال ميكنند براي انسان مفيد است و خوردن آنها را توصيه ميكنند.
مسألهي پروتئين مردم را كاملاً گيج كرده است. پروتئين يعني مواد گوشتي و پختهخواران دائماً به فكر گوشت هستند كه مبادا لاغر شوند. من در كتاب خامخواري شرح دادهام كه پختهخوارها دو بدن دارند، بدن اصلي و بدن كاذب. از غذاي پخته سلولهاي زائد، مفتخور و بيارزش به وجود ميآيند. گوشت، نان و برنج تماماً مواد حياتي خود را در آتش ميسوزانند و فقط پروتئين نگه ميدارند كه به بدن كاذب غذا برساند. در كوچه تماشا كنيد چطور شكمگندهها پشت سر هم عبور ميكنند. صورتهاي گرد با رنگ قرمز و مردم خيال ميكنند اينها علامت سلامتي است، ولي اشتباه ميكنند زيرا در حقيقت اينها علامت بيماري است. بدن اصلي اين اشخاص و ارگانهاي آنها بسيار لاغر و ضعيفند. اگر سلولهاي زائد بدن دروغين اين اشخاص را يكمرتبه خالي كنيم فقط پوست و استخوان باقي ميماند، يك اسكلت وحشتناك كه از گورستان بيرون آمده است.
دانلود نسخه تايپ شده كتاب پخته خواري مرحوم آرشاوير در آوانسيان
پس از تايپ كتاب بسيار با ارزش "خام خواري" آقاي آوانسيان تصميم گرفتم كتاب ديگر ايشان "پخته خواري" را هم تايپ كنم. عنوان كامل اين كتاب "پخته خواري، يك عادت مرگ آور، باعث همه بيماري ها" است.
به جرأت ميتوان گفت اين دو كتاب مخصوصاً كتاب خامخواري جان بسياري از انسانها را (مخصوصاً بيماراني را كه پزشكان از معالجهي آنها قطع اميد كرده بودند) نجات داده است.
كتاب "پختهخواري" را از روي نسخهي اسكن شده چاپ 1355 تايپ كردم و عكس آقاي آوانسيان را در اول كتاب و چند بيت از اشعار مولانا را هم در پشت جلد كتاب اضافه كردم. اميدوارم مورد پسند و استفادهي علاقهمندان قرار بگيرد:
صالح و طالح متاع خويش نمودند // تا که قبول افتد و که در نظر آيد

نسخه تايپ شده كتاب "پخته خواري" را مي توانيد از اینجا (یا اينجا) دانلود كنيد.
قسمتهايي از كتاب خامخواري نوشته آرشاوير در آوانسيان (بخش 1)
ورزشکاران عزیز:
به شما درس غلط آموختهاند. خوراکهای پخته مخصوصاً «پروتئین حیوانی» به شما نیرو و انرژی نمیدهد بلکه انرژی شما را از بین میبرد و به جای اینکه ورزش برای شما یک عمل مفید باشد، ارگانهای شما را زودتر از سایرین خسته نموده شما را مجبور میکند در حین جوانی، در 35-30 سالگی، از ورزش دست بکشید و با ارگانهای فرسوده به اجتماع مردهخواران تنبل و بیمار برگردید.
هرکس که عقل دارد باید فوراً غذای مرده را کنار گذاشته، بدن خود را از سُموم و گوشتهای زائد نجات داده، با غذای طبیعی ارگانها و عضلات خود را تقویت نموده و با نیروی تازه وارد میدان مسابقه شود تا به جوایز بیسابقهای نائل گردد.
زندهخواران حقیقی با غذای طبیعی و ورزش نیروی جسمی و فکری خود را تا مدتی خیلی زیاد، بیشتر از آنکه تصور میشود، (تا 100 یا 120 سال و بلکه بیشتر) روز به روز افزایش خواهند داد.
زندهخوارها
معطل تاکسی و اتوبوس نمیشوند، آنها پیاده راه میافتند و زودتر به مقصد میرسند. به
این طریق مسأله ترافیک خود به خود حل میشود. جوانان مردهخوار برای ده دقیقه راه،
نیم ساعت در انتظار اتوبوس میایستند، شرم بر آنها.
دانلود نسخه تايپ شده كتاب خام خواري مرحوم آرشاوير در آوانسيان
بالاخره كار تايپ كتاب بسيار با ارزش "خام خواري" مرحوم آرشاوير دِر آوانسيان را به پايان رساندم.
به چند دليل تصميم به تايپ اين كتاب گرفتم:
1- نسخه فايل اسكن شده چاپ 1355 كيفيت لازم را نداشت و بعلاوه يكي دو صفحه اي هم از اين كتاب اسكن نشده بود.
2- نسخه فايل اسكن شده چاپ 1385 (انتشارات نشر ثالث) نيز قسمتهاي مهمي از اين كتاب را كه شامل نامه نگاري ها بود، نداشت.
3- و بالاخره اينكه خودم علاقه زيادي به اين كتاب داشتم و مايل بودم يك نسخه تر و تميز از كتاب خامخواري را داشته باشم.
دانلود نسخه تايپ شده: لينك 1 - لينك 2 - لينك 3
ضمناً خيلي از دوستان ممنون مي شوم اگر اشتباهي از لحاظ تايپي در اين كتاب ديدند و يا هر گونه نظر، انتقاد و يا پيشنهادي داشتند به من اطلاع دهند تا نقايص را بر طرف كنم.
انسان قبل از كشف آتش طي ميليون ها سال، تاريخ تكامل خود را تنها با خوردن ميوه ها طي كرده است.