برای گرگ خونخوار موعظه فایده ای ندارد، باید خون آن را عوض نمود.
براي امتحان يك تكه گوشت جلوي چند گرگ گرسنه بيندازيد و ببينيد كه اين گرگهاي خونخوار با چه هاري به جان يكديگر ميافتند تا اين تكه گوشت را از چنگ يكديگر بربايند و ببلعند. حتماً خوانندهي گرامي اين منظرهي هولناك را خوب مجسم ميسازد. حالا بياييد جلوي چند گوسفند گرسنه يك دسته علف بگذاريد و ببينيد اين حيوانها با چه آرامي و آسودگي شروع به خوردن اين علف ميكنند. انسان گوشتخوار و بعلاوه مُردهخوار چندين مرتبه از گرگ وحشيتر و خونخوارتر است. گرگ همنوعان خود را نميكشد، ولي انسان ميليون- ميليون ميكشد، گرگ از سر ناچاري براي پر نمودن معدهي خود گوسفند را زنده- زنده ميخورد، ولي انسان همين گوسفند را ميكُشد، با آتش دو مرتبه ميكُشد، صدها نوع كالباس، كنسرو و ساير مواد عجيب و غريب تهيه مينمايد، ماهها و سالها نگه ميدارد، به سُموم خالي تبديل مينمايد و بعلاوه با عرق، شراب، ويسكي، سيگار و غيره خوي درندگي خود را ده برابر بالاتر از گرگ ميبرد. اين انسان نيمهديوانه اسلحههاي وحشتناك اختراع ميكند، ميليونها نفر از همنوعان خود را به كشتن ميدهد تا از اين خوردنيهاي «لذيذ»، از اين «نعمتهاي خدايي» بيشتر سهم ببرد. در نتيجه اگر خودش با اين اسلحههاي اختراعي خود كُشته نميشود، توسط همين خوردنيهاي «لذيذ» خود را نابود ميسازد و جوان جوان از اين دنيا رخت بر ميبندد.
با پند و اندرز، موعظه، نطقها، مقالهها، كنفرانسها و غيره نميتوان خوي درندگي مردمان مُردهخوار را از بين برد. بيشماري پيغمبرها، مذاهب، احزاب و سازمانهاي مختلف آمدهاند تا اين مردمان گمراه را به راه صحيح هدايت نمايند ولي موفق نشدهاند؛ بلكه روز به روز وضعيت اين دنيا وخيمتر شده و دارد باز هم خطرناكتر ميگردد. بيشتر نوجوانان امروزي ( «نسل جديد» ) يگانه معني زندگي و يگانه مقصود خود را در دلخوشيِ وحشيانهي موقتي جستجو ميكنند. اين قيافههاي وحشي، اين لباسهاي خندهآور، اين جيغهاي كر كننده، اين حركتهاي زشت و بيادبانه، با اين غذاهاي بيماريزا، با اين مشروبات الكلي، سيگار، مواد مخدر و عياشي اين نسل جديد را به كجا ميكشاند. چه عاقبت فلاكتباري در انتظار بشر ميباشد، اگر فردا رهبري دنيا در دست اين ديوانگان بيفتد.
براي نجات از همه گونه بدبختيهايي كه اين دنيا را تهديد ميكند و مخصوصاً براي رسيدن به صلح واقعي و همگاني هيچ راه ديگري وجود ندارد به غير از اين كه خون همهي مُردهخوارها را توسط غذاي زنده و طبيعي عوض كنيم و خوي حيواني آنها را تعديل كنيم. انسانهاي نوعپرست و انساندوست عجله كنيد و زود بيدار شويد تا مدتي كه اين سياستمداران و دانشمندان نيمهديوانه، تمامي عقل خود را از دست نداده و بزرگترين بلا را روي اين دنيا نياوردهاند دور هم جمع شده، دست به كار شويم تا هرچه زودتر جلوي اين خطر را بگيريم.
فقط فكرش را بكنيد، براي رسيدن به صلح ابدي و براي نجات يافتن از همهي بيماريها، چه سبك و چه سنگين مانند سرطان، بيماريهاي قلبي، بيماري قند و ساير بيماريهاي «صعبالعلاج» فقط لازم است برنامهي تغذيهي بيمارستانها را عوض نمود. با مبادلهي يك بشقاب غذاي زنده و طبيعي، مردم از همه گونه فقر، گرسنگي، جنگ و جدال براي هميشه رهايي پيدا خواهند نمود.
"تدابير جنگهاي اين دنيا در بدنهاي دروغي تهيه ميگردد و توسط شيطان اداره ميشود."
در حال حاضر كاري واجبتر از اين در دنيا وجود ندارد. همهي سخناني كه در ضيافتهاي سياسي، در مجمع عمومي سازمان ملل متحد، در كنفرانسهاي بينالمللي، در جرايد و راديو و تلويزيون براي اصلاح كارهاي اين دنيا گفته و نوشته ميشود همگي، پوچ، بياساس، بيمعني و پر از كينهجويي، دروغپردازي، جاهطلبي و غرور ميباشد؛ زيرا اين سخنان تماماً از درون بدنهاي دروغي و از دهان شيطان بيرون ميآيد. اين اشخاص بزرگمنش وقت و پول مردم را كاملاً بيهوده صرف مينمايند و روز به روز وضعيت دنيا را بدتر و آشفتهتر ميسازند. ولي خوانندگان پاكسرشت نااميد نشويد، شيطان هرقدر هم زورمند باشد انسان حقيقي هنوز نمُرده است، او فقط به خواب فرو رفته است و فقط لازم ميباشد او را به شدت تكان داد تا بيدار شود و معجزهها بكند.
تاريخ بشر نشان ميدهد كه مُردهخواري، هميشه اينگونه جانوران خونخوار مانند آتيلا، تيمور لنگ، اسكندر مقدوني، نرون، ناپلئون و هيتلر را به وجود آورده و به اجتماع تحويل داده است. با اين كه ثابت شده است هيچ وقت اين گونه جنگها به نفع هيچ كدام از طرفين تمام نشده است باز هم اين جنگ لعنتي از اين جهان رخت بر نميبندد، به اين دليل كه گوشتخواري و مُردهخواري مردم را وحشي ميسازد و همهي سخناني كه راجع به صلح، كاهش تسليحات اتمي و همگاني، همزيستي مسالمتآميز و غيره گفته ميشود، همگي دروغ، بياساس و بيثمر است، زيرا اين سخنان از بدنهاي دروغي سرچشمه ميگيرند و از طرف شيطان ديكته ميشود. كار اساسي بايد اين باشد كه مردم بدنهاي دروغي را از غذاهاي مُرده محروم نموده او را با گرسنگي بكشند، صداي شيطان را خفه نمايند و در عوض بدنهاي اصلي را توسط غذاي طبيعي پرورش داده و فكر و روح مردم را پاك سازند.
آري رهبران كشورهايي كه حكم اين گونه كشتارها را صادر مينمايند، انسانهاي واقعي نيستند بلكه جانوران خونخوار با بدنهاي شيطانپرور ميباشند كه خودشان را نمايندگان ملت معرفي مينمايند ولي در حقيقت بلايي براي ملت خود و تمام بشريت ميباشند. من هميشه از سياست دور بودهام و خواهم بود و در اين سياستها فقط تصوير بدنهاي دروغي را مشاهده مينمايم و وسوسههاي شيطان را ميبينم. خوب نگاه كنيد به عكسهاي اين قبيل رهبران و سياستمداران، آيا بين آنها حتي يك نفر آدم آرام با صورت ظريف و روشن، با چشمان پاك و بيگناه مشاهده ميگردد؟ گوشتهاي زائد بدنهاي دروغي از سر و صورت، گردن و شكم آنها لابهلا آويزان است. وجود شيطان در قيافهي خشمگين و چشمان خون گرفتهي آنها به خوبي نمايان است. معمولاً بيشتر مردم اين گوشتها را چربي مينامند ولي آنها فقط چربي نيستند، اين سلولهاي زائد گوشتي و چربي و غيره در همه جاي بدن مُردهخوارها حتي در مغز، استخوان، مو و ناخنها نيز نفوذ كرده و به جهت كمبود سلولهاي اصلي با آنها قاطي گرديدهاند.
با اين كه من اين رهبران و سياستمداران را سخت انتقاد ميكنم و افكار و اعمال غير انساني آنها را محكوم مينمايم با اين همه بايد تصديق كنم كه آنها گناهي ندارند، كليهي عضوهاي بدن مُردهخوارها بيمارند و ناقص كار ميكنند. مغز آنها نيز چون يك عضو بدن ناقص كار ميكند، يعني آنها عقل سالم ندارند كه درست فكر كنند. آنها بيماريهاي روحي و رواني دارند و بيماراني هستند نيمهديوانه كه مانند همهي ديوانگان از ديوانگي خود خبر ندارند. آنها اين نيمه ديوانگي را توسط بدنهاي دروغي و خون مسموم شده را از اجداد خويش به ارث بردهاند. هنگامي كه اين اشخاص جلسههايي ترتيب ميدهند و براي نابودي همنوعان خود تدابيري ميانديشند تصور ميكنند كه وظيفهي ملي خود را انجام ميدهند و وطنپرستي خود را ثابت مينمايند. يگانه چارهي بيماري آنها كشتن بدنهاي دروغي و پاك نمودن خون از سُموم ميباشد. بعد از چند ماه يا چند سال زندهخواري مردم ميفهمند كه قبل از زندهخواري چقدر غلط فكر ميكردهاند و به چه كارهاي غير عاقلانهاي دست ميزدهاند.
هيچ زندهخواري به خاطر يك مشت گندم يا بادام آدم نميكشد، دزدي نميكند و دروغ نميگويد. اغلب سياستمداران مُردهخوار خيال ميكنند كه دروغ گفتن يك وظيفه و جزئي از كارهاي سياسي ميباشد، ولي دزدي و دروغگويي در چشم زندهخواران گناهاني هستند به يك اندازه. هيچ رهبر زندهخواري حاضر نميشود براي به دست آوردن يك قطعه زمين، ميليونها افراد بشر را به كشتن بدهد و نتيجهي زحمات دهها سال مردم را محو نمايد زيرا كرهي ارض به قدري زياد زمين دارد كه در شرايط زندهخواري ميتواند در حال حاضر پنج شش و در آتيهي دور حتي سي چهل برابر جمعيت كنوني را جا بدهد و آنها را به آساني تغذيه نمايد.
(قسمتهایی از کتاب “خامخواری” نوشتهی آرشاویر دِر آوانسیان)
انسان قبل از كشف آتش طي ميليون ها سال، تاريخ تكامل خود را تنها با خوردن ميوه ها طي كرده است.