افتتاح انجمن تغذیه طبیعی بجنورد

افتتاح انجمن تغذیه طبیعی بجنورد

 

به اطلاع همشهری های خوبم و سایر دوستداران سلامتی و تغذیه طبیعی این خبر مسرت بخش رو می رسونم که انجمن تغذیه طبیعی (خامگیاهخواری) بجنورد از تاریخ 4 تیرماه سال 95 به همت خانم گریوانی و دوستان خوبشون افتتاح شده و پذیرای شما هستند.

با عرض پوزش از خوانندگان وبلاگم بابت تاخیر چند ماهه (به خاطر مسائل کاری و گرفتاری های شخصی) در اعلام این خبر خوشحال کننده، در ادامه ی کار برای خانم گریوانی و همکارانشون از صمیم قلب آرزوی موفقیت روزافزون دارم.

جلسات انجمن چهارشنبه های هر هفته از ساعت 16 تا 17:30 بعدازظهر تشکیل می شه و حضور برای عموم آزاد و رایگان هست.

آدرس انجمن تغذیه ی طبیعی بجنورد:

خیابان طالقانی غربی، طالقانی غربی 37، کوچه ی مرصع، مؤسسه ی همیاران سلامت روان

شماره همراه خانم گریوانی: 09152563092

 

در سایت آپارات (کلیپ زیر) می تونید صحبت های خانم گریوانی رو در مورد روند تأسیس انجمن تغذیه طبیعی بجنورد و درمان بیماری هاشون با خامگیاهخواری ببینید.

 

گریوانی- بجنورد- آپارات

 

سیستم و مدل تبدیل نخبه به پخمه!

 

به نام خداوند جان و خرد

سیستم یا دستگاه یا مدل یا جریان فکری و فرآوری در همه ی موضوعات کشور ما سیر تبدیل نخبه (بسیار با ارزش) به پخمه (بسیار بی ارزش) را طی می کند. به تعبیری، ایرانیان سعی می کنند نخبه ها را پیدا کنند و با هزار ترفند نخبه را وارد این سیستم و این سیر فراوری بنمایند تا آن را به پخمه تبدیل کنند و تحویل جامعه، خانواده و یا بدن فرد نمایند. با هم این سیر را مرور کنیم:

داوطلبان کنکور را با صرف هزاران ریال و وقت و انرژی به پشت کنکور می کشانند ---> نخبه ها از سد کنکور می گذرند و وارد دانشگاه می شوند ---> تعدادی واحد درسی انتخاب می کنند و ترم اول شروع می شود ---> از کلاسی به کلاس دیگر می روند و هزاران مطالب گوناگون از اساتید می شنوند و یادداشت یا ضبط می کنند و روی هم انباشت می نمایند ---> ترم تحصیلی تمام می شود ---> یک هفته فرصت می گیرند تا شب امتحانات پایان ترم ---> یک هفته یا دو هفته همه ی جزوات را به زور به حافظه می فرستند و فقط حفظ می کنند ---> صبح امتحان هر درس، مطالب آن درس را در پاسخ نامه وارد می کنند و سریع می روند تا مطالب درس بعدی را از حفظ کنند ---> دو روز یا دو هفته یا دو ماه بعد 90 درصد مطالب از حفظ شده فراموش شده و دانشجویان به کلی با آن مطالب بیگانه می شوند ---> ترم دوم و ترم های بعد همین سیر طی می شود؛ حفظ کردن و فراموش کردن تا پایان دوره ی کارشناسی ادامه دارد ---> وقتی دانشجو فارغ التحصیل می شود و مدرک می گیرد و به خانواده باز می گردد، از آن همه مطالب خوانده شده، حفظ شده و امتحان داده هیچ به خاطر ندارد جز اندکی ---> سیر تبدیل نخبه به پخمه تکمیل شده و فرد نخبه ای که با نمرات خوب از سد کنکور گذشته و وارد دانشکده شده اکنون که خارج می شود، انسانی است که نه مطالب کنکور را به خاطر دارد و نه هنری، مهارتی، دانشی با خود دارد، یعنی پخمه شده است.

این کارشناسان چون کشاورزی نمی دانند (لیسانس پخمه ی کشاورزی)، از غذا چیزی نمی دانند (کارشناس پخمه ی تغذیه)، از بازرگانی چیزی نمی دانند (کارشناس پخمه ی بازرگانی)، آب را و برنج را و گندم را و ذرت را و گوشت را و زمان، وقت و عمر را در همین فرآیند، مدل و سیستم می گذارند و نخبه را پخمه تبدیل می کنند. ببینید، بخوانید و سعی کنید از این سیستم بیرون رفته و نخبه ها را پرورش دهید و نگذارید، نخبه های شما پخمه شوند.

همین سیر را در فرآوری گندم می بینیم!!!!

دو تا سه هزار لیتر آب را به زمین می دهند ---> یک کیلو گندم برداشت می کنند (گندم یک نخبه است زیرا همه ی مواد مورد نیاز بدن انسان را دارد به خصوص در کنار حبوبات) --->گندم را به آسیاب می فرستند و سفید می کنند، یعنی دور ریختن اکثر مواد مغذی در آسیاب ---> از بین رفتن باقیمانده مواد مغذی در هنگام پخته شدن در تنورهای بالاتر از 350 درجه ی سانتی گراد ---> ورود نشاسته از طریق نان سفید تنور دیده به روده ---> تبدیل نشاسته به قند در روده و وارد شدن قند بدون ویتامین های گروه B به خون در مقدار زیاد (قند بدون ویتامین بدترین غذای سفره ی انسانی یعنی پخمه ی غذاهاست) ---> عدم تبدیل این قند به انرژی و تبدیل آن به چربی ---> منجر شدن چربی ها به چاقی ---> فشار خون، دیابت، کبد چرب و رسوب در عروق قلبی و مغذی و سکته ها.

سرنوشت برنج در سفره ی ایرانی!!!!!

چهار تا پنج هزار لیتر آب ---> یک کیلو برنج (برنج در نوع خود بهترین غله است، یعنی نخبه ی غلات است) ---> سفید کردن و دور ریختن اکثر مواد مغذی در آسیاب ---> دور ریخته شدن باقیمانده ی مواد مغذی در هنگام آب کشیدن برنج ---> ورود نشاسته ی بدون ویتامین از طریق برنج سفید آب کشیده به روده ---> تبدیل نشاسته به قند در روده و وارد شدن قند بدون ویتامین های گروه B در خون به مقدار زیاد (قند بدون ویتامین بدترین غذای انسان یعنی پخمه ی غذاهاست) ---> عدم تبدیل این قند به انرژی و تبدیل آن به چربی ---> منجر شدن چربی ها به چاقی ---> فشار خون، دیابت، کبد چرب و رسوب در عروق قلبی و مغذی و سکته ها.

 و این در حالی است که برنج سبوس دار (که نخبه ی غذاهاست)، با عطر و طعم بیشتر، با ارزش غذایی بسیار زیاد و سیر کنندگی بالا مانع بیماری های چاقی، چربی خون، فشار خون، دیابت، کبد چرب، بیماری های قلبی و سکته می شود.

امام صادق (ع) می فرمایند:«نِعْمَ الطعامُ الارزُّ، إنّا لَنداوی بِه مرضانا» (برنج غذای خوبی است، ما به وسیله ی آن مریض ها را درمان می کنیم)

آیا ملتی که سابقه ی فرهنگی چند هزار ساله دارد و حالا خود را پیرو امام صادق (ع) می داند، حق دارد نعمت الهی را به شدت تخریب و بیماری زا کند؟!!! درست بر خلاف دستور معصومین (ع)، حکما و علمای بهداشت و سلامت، به بهانه ی این که برنج سبوس دار قد نمی کشد، سبوس آن را می گیرند. انسان خردمند باید از خود بپرسد بدن ما به مواد مغذی برنج نیاز دارد یا به قد برنج! و آدم بی خِرد حاضر است برای قد کشیدن برنج، همه ی مواد مغذی و لازمی که خداوند در برنج به ودیعه گذاشته است تا برنج در روده تحویل خون بدهد و خون هم آن مواد مغذی را به مغز، قلب، کبد، چشم و پوست و مو برساند، در آسیاب هنگام سفید کردن برنج و در پختن هنگام آبکش کردن برنج همه را از برنج بگیرد و فقط قند موجود در برنج را به خون خودش برساند!!! تا این قند در بدنش نتواند انرژی لازم برای مغز و قلب و چشم و گوش را فراهم کند. همه ی قند برنج سفید آب کشیده به چربی تبدیل شود و چاقی، چربی خون، قند خون و فشار خون نتیجه ی این نوع برنج خوردن خواهد بود. تمام مردم اروپا و استرالیا و کانادا برنج را غنی شده با ویتامین های گروه B و به مقدار کم می خورند. چین و هند و ژاپن هم برنج را سبوس دار به صورت کته می خورند. چون هم خردمند هستند و هم از دستورات سلامت سرپیچی نمی کنند.

سرنوشت ذرت علوفه ای غم انگیز تر است. 1000 لیتر آب ---> یک کیلو ذرت علوفه ای ---> 15 کیلو ذرت علوفه ای به گاو می دهند تا یک کیلو گوشت از گاو به دست آید ---> یعنی 15000 لیتر آب و صرف صدها ساعت کار و انرژی منجر به تولید یک کیلو گوشت گاو می شود. ---> گوشت گاو را چرخ می کنند تا اسید اوریک آن افزوده شود. ---> گوشت چرخ کرده را با دمبه و پیه مخلوط می کنند تا چربی اشباع و کلسترول آن بیشتر شود. ---> گوشت چرخ شده ی مخلوط با دمبه و پیه را روی آتش می گذارند تا اسید آمینه به هتروسیکلیک آمین و هیدروکربن های حلقوی و ترکیبات آروماتیک تبدیل شوند. ---> کباب کوبیده حالا دیگر حاوی اسید چرب اشباع، اسید اوریک، چربی بالا، کلسترول، هتروسیکلیک آمین (بدترین غذا، یعنی پخمه شده ی یک نخبه) است. ---> سیکل یا سیر تبدیل نخبه به پخمه تمام شده است و این پخمه در سفره ی ما می نشیند تا همه ی مضرات را به روده و از آنجا به خون برساند.

و این در حالی است که ائمه ما را دعوت به چهل روز یک بار یا هفته ای یک بار گوشتخواری می نمایند و ما هر روز این پخمه ی بیماری زا را به بچه هایمان می خورانیم.

سیر تبدیل عمر عزیزمان از نخبه به پخمه خواندنی تر است.

در زندگی تنها دو چیز است که روح، روان، جسم و بدن را قوی و تنومند می سازد؛ یادگیری (علم و فن و هنر) و ورزش (روزانه و مرتب و یا حرفه ای). در 6 سال اول که باید فرزندانمان را خوب تغذیه کنیم و آداب معاشرت بیاموزیم و به آن ها فرصت دهیم تا در محیط شاد و بدون دغدغه بازی کنند و پرورش یابند. از اولین روزهای دبستان آن ها باید روش کار، مطالعه، عبادت و همزیستی را از بزرگترها یاد بگیرند. کودکان می بینند والدینشان در کار نظم ندارند. از کارشان راضی نیستند. ورزش نمی کنند. تنها به یک چیز بها می دهند. مال و ثروت بی زحمت و پول و ملک و دارائی (نام های مختلف برای مادیات اَند).

کودکان ما شاد نیستند. از کودکی خسته می شوند و برای بزرگ شدن عجله می کنند. کودکانی که به اندازه ی کافی کودکی نکرده اَند در بزرگی همیشه دلتنگ دوران کودکی هستند. همه تلاش خودمان را برای کسب مال می گذاریم و به بچه ها دائم می گوییم درس بخوانید تا برای خودتان کسی شوید و به آن ها می فهمانیم کسی شدن یعنی قدرت پول در آوردن. برای کسب مال از سلامتی هم مایه می گذاریم و بعد همه ی پول خود را برای به دست آوردن سلامتی از دست رفته هزینه می کنیم. دائم در حسرت دیروز هستیم و در اندیشه ی فردا. فردا می آید بدون آن که به آن توجه کنیم. فردا می شود امروز؛ دوباره امروز که در دست ما قرار دارد را نادیده می گیریم و به دیروز از دست رفته یا فردای نیامده مشغول می شویم. کودکانمان را این چنین یاد می دهیم که عمر عزیز (و نخبه ی نعمت های الهی) را در حسرت دیروز و اندیشه ی فردا از دست بدهند. در پیری که عقل رو به زوال است و بیماری ها غالب، تازه می فهمیم، می نویسیم یا می گوییم: «حیف عمر گرانمایه بود که در حسرت دیروزها و اندیشه ی نیامده ها و نداشته ها از دست رفت» (پیری دوران پخمگی زندگی است). کودکی و جوانی نخبه را به ما تحویل دادند و ما با روشی که بر شمردم آن را به پیری بی حاصل به پخمگی گذراندیم.

البته در این میان حال آدمیانی که کودکی را در محیط شادی و ادب و آداب می گذرانند؛ دوران تحصیل را واقعاً به خواندن و مطالعه و کسب هنر و علم و ورزش می گذرانند؛ نعمت های الهی را پاس می دارند، هوا و آب و نان را به درستی استفاده می کنند؛ در تولید سهم بسزا دارند؛ به اندازه می خورند؛ گندم و برنج و حبوبات و سبزیجات را بدون تغییر اساسی با همه ی املاح و ویتامین های موجود در آن ها می خورند؛ زندگی را در علم و هنر و خدمت و عبادت می گذرانند؛ با حال اکثریت جداست (و قلیل من عبادی الشکور) و ما همه ی مؤمنین و مسلمانان را به این سیره دعوت می کنیم.

با احترام: دکتر موسی صالحی


 پی نوشت:

1- شرایط اقلیمی و فرهنگی، مکان تولید، مدیریت و برنامه ریزی در میزان و حجم آب مجازی کالا مؤثر است و قطعاً مقدار آن در مورد یک کالا در مناطق مختلف جهان متفاوت می باشد.

در جدول زیر مقدار آب مصرفی برای تولید مقدار مشخصی از محصولات مختلف آورده شده است:

کالا مقدار آب به لیتر
یک فنجان شیر 200 میلی لیتر 200
یک فنجان چای 250 میلی لیتر 35
یک فنجان قهوه 125 میلی لیتر 140
یک عدد سیب 100 گرمی 70
یک عدد سیب زمینی 100 گرمی 25
یک کاغذ A4 10
یک عدد تخم مرغ 40 گرمی 135
یک عدد پرتقال 100 گرمی 50
یک جفت کفش با چرم گاو 8000
ساندویچ همبرگر 250 گرمی 2400
یک کیلوگرم گندم 1300
یک کیلوگرم جو 1400
یک قالب پنیر 500 گرمی 2500
یک کیلوگرم گوشت گاو 15000
یک کیلوگرم گوشت مرغ 4000
یک کیلوگرم ذرت 1450
یک کیلوگرم برنج 4000
یک کیلوگرم سویا 1800
مقدار 500 میلی لیتر آبجو 150
یک بسته چیپس 200 گرمی 185

 

با توجه به تشدید بحران کمبود آب در کشورهای مختلف جهان، موضوع آب مجازی به واسطه ی عمق مفهوم آن از اهمیت ویژه ای در برنامه ریزی و سیاست گذاری کلان آب در آینده برخوردار خواهد شد. هم اکنون نیز با صادرات و واردات کالا و محصولات بین کشورهای مختلف جهان، محاسباتی نیز از میزان آب وارد شده یا صادر شده به عنوان آب مجازی به عمل می آید.

 گردآوری و تألیف: دکتر موسی صالحی

2- فایل pdf این مطلب را می توانید از اینجا یا اینجا دانلود کنید.