
غلامعلی بسکی پدر طبیعت ایران درگذشت.
![]()
دکتر غلامعلی بسکی، پیشکسوت و پدر طبیعت ایران صبح چهارشنبه 23 مرداد 98 در سن 88 سالگی بعد از تحمل یک دوره ی بیماری درگذشت.
دکتر بسکی در چند دهه ی اخیر فعالیت های گسترده ای را در زمینه حفاظت از طبیعت و محیط زیست انجام داد؛ او همچنین بنیاد جهانی دکتر بسکی را با عنوان مکتب حرمت حیات با هدف حفظ محیط زیست راه اندازی کرد.
دکتر بسکی در بهمن ماه سال 1310 شمسی در سبزوار به دنیا آمد. وی پس از به پایان رساندن تحصیلات ابتدایی و سپس دوره متوسطه در دبیرستان اسرارِ سبزوار در آزمون پزشکی شرکت کرد و در این رشته پذیرفته شد؛ به تهران رفت و با تلاش های بی وقفه ی خود در رشته ی پزشکی از دانشگاه علوم پزشکی تهران مدرک دکترای طب عمومی گرفت.
او در رشته ی جراحی زنان ادامه ی تحصیل داد و سرانجام در سال 1345 با درجه ی تخصصی جراحی زنان از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد. دکتر بسکی به عنوان پزشک جراح به گنبد کاووس رفت و در همان سال ورود خویش به این شهر، بیمارستان و زایشگاه دکتر بسکی را بنا نهاد.
از سال 1349 به علت ابتلا به سرطان و جهت درمان این بیماری مُهلک به شیوه ی طبیعی، از جوامع شهری فاصله گرفت و با اقامت در جنگل گلستان و سکونت در آنجا، فصل جدیدی از زندگی خود را در دامان طبیعت شروع کرد و بر اثر کوه پیمایی های زیاد در جنگل ها و دره های پر درخت و چشمه سارها، خُلق و خوی طبیعت دوستی را دریافت و با این زندگی اُنسی دیرینه یافت. این جراح سبزواری هر روز پس از طی مسافت چندین کیلومتر، به بیمارستان خویش می آمد.
دکتر بسکی نزدیک به چهل سال از روش تغذیه ی خامگیاهخواری استفاده می کرد و می گفت از زمانی که زندگی شهرنشینی را رها کرده و به جنگل های گلستان پناه برده، بیماری های واریس، دیسک کمر و پروستات، آب مروارید چشم، برونشیت چرکی، حساسیت های پوستی و ... خود را که پیش از این به آن ها مبتلا بوده بر طرف کرده و به طور طبیعی معالجه کرده است.
وی سال ها پیش به سبب افزایش اسید اوریک در خونش که باعث درد مفصل به ویژه در ناحیه ی انگشت سبابه ی وی شده بود، از مصرف داروهای شیمیایی پرهیز کرد و به جای آن از رژیم خامگیاهخواری استفاده کرد.
دکتر بسکی از آب چشمه می نوشید و هر روز دوش آب سرد می گرفت. او می گفت صابون برای پوست بدن مفید نیست، بنابراین بیش از 45 سال است که از صابون استفاده نمی کند!
این پزشکِ دوستدار طبیعت، تمام اموال خود را به شرح زیر وقف فعالیت های خیرخواهانه و محیط زیستی کرده بود:
- بیمارستان و زایشگاه دکتر بسکی در شهرستان گنبد کاووس که این بیمارستان را در سال 1345 بنا نهاده بود.
- مدرسه تیزهوشان استان گلستان و خانه ی ریاضی استان گلستان و سرای گاندی (تیزهوشان فقیر در روستاها)
- احداث زائرسرا در جنگل گلستان به مساحت یک و نیم هکتار باغ پر درخت و کتابخانه و چند ساختمان برای رفاه حال زائران حضرت رضا (ع)
- مزرعه ی وقفی بیست و سه هکتاری با گلخانه ی آن به مساحت یک و نیم هکتار و بیست هکتار کشت زیتون و دامداری شیری 150 رأسی و توتستان کرم ابریشم و انگورکاری به طول یک کیلومتر
- شش آپارتمان در دریاکنار مازندران (یک مزرعه چند هکتاری با دویست رأس گاو در دریاکنار)
- پنج ساختمان به وسعت هزار متر در خیابان آزادی مشهد
- سه طبقه آپارتمان در تهران واقع در میدان انقلاب ، ابتدای خیابان کارگر جنوبی، خیابان جمال زاده کوچه ی رشتچی که در سال 1384 به عنوان خانه ی محیط زیست تهران وقف ستاد شهر سالم شده است.
- و حتی اتومبیل پژوی 405 خود را نیز وقف محیط زیست و درختکاری کرده است.
دکتر بسکی که چهره ای آشنا برای علاقه مندان محیط زیست بود، همواره با شور و هیجانی مثال زدنی به دفاع از طبیعت بی زبان بر خاسته و از تهدیدها و زیاده خواهی های انسان و تلاشش برای نابودی محیط زیست گله مند بود. وی به دلیل حضور داوطلبانه خود برای گسترش فرهنگ حمایت از طبیعت، تا کنون دو بار موفق به دریافت نشان ملی محیط زیست کشور شده است.
به منظور تجلیل از زحمات و خدمات این پزشک والامقام، در روز پنجشنبه 23 آبان 1387 همایشی با عنوان «سمینار بزرگداشت دکتر بسکی و گیاهخواری و مبارزه با گرمایش زمین» در سالن مرکز اجتماعات مرکز آموزش های اجتماعی شهرداری منطقه 9 تهران برگزار شد.
همچنین شبکه ی تلویزیونی Supreme Master TV با هماهنگی خانه ی محیط زیست سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، در راستای پاسداشت شخصیت های مشفق جهانی، از دکتر غلامعلی بسکی، تجلیل کرد. در این مراسم که با حضور رئیس خانه ی محیط زیست تهران و جمعی از مسئولان برگزار شد، شبکه ی جهانی Supreme با اهداء لوح و نشان شفقت از دکتر غلامعلی بسکی به دلیل رفتارهای انسان دوستانه، وقف املاک شخصی و تلاش های خیرخواهانه در جهت حفظ محیط زیست تقدیر کرد.
دکتر بسکی علاوه بر کسب نشان ملی زیست محیطی، به سبب تلاش های انسان دوستانه و حمایت از طبیعت، در سال 2008 میلادی مفتخر به دریافت جایزه ی «قهرمان درخشان جهان» از انجمن بین المللی "چینگهای" شد.
پی نوشت:
مراسم تشییع و تدفین پیکر دکتر بسکی در روز جمعه 25 مرداد 98 در روستای تنگراه برگزار شد. دکتر بسکی وصیت کرده بود بر مزار وی سنگ کاری نشود تا از روییدن سبزه بر سر قبرش محروم نشود. همچنین او وصیت کرده بود هزینه مراسم ختم وی صرف امور خیریه شود.
یادش گرامی و راهش پر رهرو. ![]()



معرفی و دانلود کتاب "سرطان درمانی"

برای اغلب مردم این ذهنیت ایجاد شده که سرطان درمان ناپذیر است و کسی که به سرطان مبتلا شود نهایتاً پس از چند ماه یا چند سال باید با همین بیماری بمیرد. البته این موضوع تا حدود زیادی درست است تا هنگامی که مردم بخواهند درمان سرطان را همچنان در روش های نادرست و زیان بار پزشکی مدرن با انواع جراحی ها، شیمی درمانی ها، داروهای شیمیایی و ... جستجو کنند و عزم راسخی برای تغییر زندگی نادرست و تغذیه غلط شان نداشته باشند. بیماری سرطان یک شبه به وجود نمی آید و یک شبه هم از بین نخواهد رفت. سرطان مرحله ی نهایی سال ها تغذیه ی نادرست و روش زندگی بیمار کننده ماست. به همین جهت درمان آن هم مخصوصاً در مراحلی که بیماری بسیار حاد شده و بدن شخص بیمار و سیستم ایمنی آن توسط روش های غلط پزشکی به شدت آسیب دیده و ضعیف شده مشکل است و نیاز به صبر و حوصله ی بیشتری دارد. در تمامی بیماری ها هیچ درمانی بیرون از بدن وجود ندارد. درمان کار خود بدن است و تنها سیستم ایمنی بدن است که می تواند ما را درمان کند، به شرط آن که با روش های غلط (نظیر تغذیه نادرست یا داروهای شیمیایی) آن را هنوز سرکوب یا بسیار ضعیف نکرده باشیم و بدن و سیستم ایمنی آن توانی برای مقابله با بیماری سرطان داشته باشد. به قول حافظ:
دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای
فرشته اَت به دو دست دعا نگه دارد
در این صورت هنوز می توان امیدوار بود که با یک روش زندگی درست مبتنی بر قوانین تغذیه طبیعی بتوان از بیماری سرطان نجات یافت.
دکتر ماکس گرسون (Max Gerson) در کتاب "سرطان درمانی" گزارش هایی درباره ی درمان پنجاه نوع سرطان و مجموعه ای از تجربیاتش را در اختیار خوانندگان قرار می دهد. این کتاب خوب را دکتر سید ماشاء الله فرخنده (کشفی) به فارسی ترجمه کرده اَند و انتشارات نسل نواندیش چاپ اول آن را در سال 1390 در تیراژ 2000 نسخه چاپ کرده است.
فایل pdf کل کتاب را می توانید با حجم 7.2 مگابایت از اینجا (یا اینجا) دانلود کنید.
من در ادامه فهرست مطالب کتاب و چند صفحه ی ابتدایی آن را که شامل مقدمه ی کتاب است برایتان می نویسم:
(لطفاً بر روی ادامه نوشته کلیک کنید)
گزیده ای از صحبت های استاد احمد دهقان در همایش تغذیه طبیعی بجنورد
هر چه را می پزند خواهد مُرد!

یک پیاز زنده و در حال رشد
مرحوم آرشاویر دِر آوانسیان، بنیانگذار خامگیاهخواری در جهان معتقد بود کسانی که غذاهای خود را می پزند، "مُرده خوار" هستند. او در کتاب "خامخواری" خود می نویسد:
"کلیه ی بیماری ها و سایر بدبختی های این دنیا در نتیجه ی مصرف خوراک های پخته (کُشته شده) و داروهای شیمیایی و سایر مواد مُرده به وجود می آیند."
در مقابل، او خامگیاهخواران را اغلب با عنوان "زنده خوار" مورد خطاب قرار می داد و معتقد بود کسانی که غذای طبیعی و حرارت ندیده با آتش می خورند "زنده خوار" هستند. وی در کتاب خامخواری می نویسد:
"حقیقت این است که مردمان متمدن عقل خود را گم کردهاند و خِرَد پروردگار را نادیده میگیرند. غذایی را که او با اشعهي خورشید پخته و با سلولهای زنده بدانها عرضه داشته است با آتش میکُشند و محو میکنند، به خیال این که غذای ناقص را به غذای کامل تبدیل میکنند. ولی باید دانست که کلیهي پختنیهای دنیا اعم از نان، جوجهکباب، چلوکباب، باقلاپلو و مانند اینها با همهي ویتامینها و مواد معدنیِ مصنوعی، روی هم رفته ارزش یک گندم زنده یا یک برگ سبز را ندارند، چون آنها قادر نیستند یک موجود زنده را تغذیه کنند و زنده نگه دارند و مردم ادامهي حیات خود را مدیون آن اندک مواد غذایی هستند که در موقع پختن از اثرات آتش جان سالم به در میبرند و یا آن مقدار اندک میوه یا سبزی که ندانسته گاه به گاه مانند یک خوردنی لوکس و غیر ضروری مصرف مینمایند.
چنان که ملاحظه میکنید من کلمههای "پخته" و "خام" را داخل گيومه میگذارم؛ چون "خام" در حقیقت خام نیست و "پخته" در حقیقت پخته نیست. معمولاً کلمهي خام به معنی نپخته، حاضر نشده و ناقص محسوب میشود و مردم اشتباهاً میوهجات و سبزیجات زنده را خام تصور میکنند و حال این که اینطور نیست. طبیعت کلیهي غذاهای گیاهی را از هزاران نوع مواد خام درست میکند و با اشعه خورشید میپزد و کاملاً آماده کرده با سلولهای زنده در اختیار ما میگذارد. مردم کوتاهبین این غذاهای زنده و کامل را در آشپزخانهها نمیپزند؛ بلکه غذای پخته را با آتش میکُشند، میسوزانند و نابود میکنند. آنها در آشپزخانهها برای خود و عزیزانشان فقط بیماری میپزند و بس.
طبیعت برای همه موجودات زنده روی زمین مطابق احتیاجات بدن آنها غذای گیاهی با سلولهای زنده به بار آورده است. هیچ موجود زنده به غیر از انسان آشپزخانه ندارد، آنها همگی غذای زنده میخورند، به عبارت دیگر آنها زندهخوارند. آن کسانی که غذای زنده را روی آتش میگذارند و سلولهای آن را میکُشند و میخورند در حقیقت غذا نمیخورند بلکه خاکستر غذا را میخورند، سلولهای مُرده میخورند، جسد سلولها را میخورند؛ از این رو ما آنها را مُردهخوار خواهیم نامید. این کلمه هر چقدر هم زننده باشد عین حقیقت است، حقیقت بزرگ که باید همیشه تکرار شود تا این اشخاص از کار زشت خود دائماً آگاه باشند. هیچ کس نمیتواند انکار کند که این گوشتها که در دکان قصابی پهلوی هم آویزانند جسد و لاشه گاو و گوسفند نیستند. عجیب این است که لاشهي این حیوانات را مردم روی آتش دو مرتبه فاسد میکنند و بعد میخورند. آنها سلولهای گندم، سیب، گوجهفرنگی و غیره را نیز در آشپزخانههای خود میکُشند و به اجساد تبدیل مینمایند.
عقاید علمای علم پزشکی درباره علل بیماریها و وسایلی که برای معالجهي آنها به کار میبرند همگی توأم با اشتباه و زیانآور است. معالجه توسط دارو یک نوع جادوگری است، جادوگریِ "علمی" که زائیدهي عصر مُردهخواری میباشد، زیرا اثر هر دارو ظاهری و موقتی است و به هیچ وجه با علت اصلی مرض ارتباط ندارد.
اصولاً هیچ نوع مادهي سمی وجود ندارد که منافعی در بر داشته باشد و دارو فقط سمی است که جز ایجاد مرض کاری از آن ساخته نیست. به تصور عامه دارو وسیلهای برای معالجهی بیماریهاست، ولی در حقیقت خود منشاء بروز بیماریها بوده و به حق باید آن را اُمّالأمراض نام نهاد. برای اثبات این حقیقت کافی است بگويیم که بر خلاف افزایش روزافزون داروها، بیمارستانها و پزشکان، امراض روز به روز زیادتر میشوند و فقط انسان است که بین همهي موجودات زندهی روی زمین، بیشتر از همه دچار این بدبختی بزرگ گردیده است.
بهطور کلی این یک اشتباه بزرگ و تأسفآوری است که از یک مادهي مصنوع و یا یک نوع غذای بخصوصی انتظار مداوای بیماری را داشته باشیم و با وجود این، انسان همین اشتباه ساده را طی قرنها مرتکب شده است. اصولاً در جهان مادهای وجود ندارد که بتوان آن را برای مداوای امراض بکار برد. بیماریها علل اصلی دارند که با از بین بردن این علل کلیهي بیماریها خود به خود ریشهکن میشوند و این علل عبارتند از مصرف غذاهای مُرده و مواد سمی و شیمیایی که به غلط به آنها نسبت درمانی داده و دارو نام نهادهاند. بنابراین نباید انتظار داشت که با یک مادهي شیمیایی یا با رژیمهای بخصوصی میتوان بیماری را مداوا نمود، بلکه با از بین بردن علت اصلی بیماری یعنی با اجتناب از مصرف مواد مُرده همهي بیماریها یکباره ناپدید میگردند."
اغلب دیده می شود به کار بردن لفظ "مُرده خواری" یا الفاظ دیگری نظیر "لاشه خواری" برای کسانی که گوشت (=جنازه ی) حیوانات را می خورند باعث ناراحتی آن ها شده و این گونه عبارت ها را نوعی توهین به خود محسوب می کنند! اما همانطوری که آوانسیان گفته این ها حقایقی هستند که باید مرتباً تکرار شود تا مردم متوجه کار اشتباه خود بشوند. بدن ما و تک تک ارگان ها و اعضای آن با میلیارها سلول زنده و هوشمند ساخته شده که همه ی آن ها برای این که وظیفه ی خود را به درستی انجام دهند احتیاج به غذای زنده دارند. به عبارت دیگر "بدن زنده" به "غذای زنده" احتیاج دارد و این یکی از اصول اساسی و مهم علم تغذیه است که توسط علم پزشکی و تغذیه ی رایج در مدارس، دانشگاه ها، بیمارستان ها، موسسات تحقیقاتی و ... نادیده گرفته می شود. توجه نکردن به این اصل مهم است که باعث شده روز به روز بر شدت و تعداد بیماری ها افزوده شده و علم پزشکی علیرغم تبلیغات بسیار گسترده و ادعاهای واهی در درمان یا متوقف کردن بیماری ها، نه تنها هیچ کار مثبتی در درمان بیماری ها نمی تواند انجام دهد بلکه با تغذیه ی غلط و داروهای شیمیایی، خود به دشمن درجه ی یک سلامت بشر تبدیل شده است. هنوز که هنوز است در اغلب بیمارستان ها در موارد بسیاری بیماران را از خوردن میوه جات تازه منع می کنند و به آن ها نان سفید، تخم مرغ، برنج سفید، گوشت و لبنیاتی نظیر دوغ، ماست و شیر می دهند که همگی جزء غذاهای "مُرده" و بیماری زا هستند!
امتحان این که حرارت آتش، آنزیم ها و خواص حیات بخش گیاهان را از بین می برد و آن ها را تبدیل به مواد مُرده و بی جان می کند اصلاً کار سختی نیست و هر کسی از شما می تواند در این مورد با یک آزمایش ساده شخصاً تحقیق کند. مثلاً مقداری غلات یا حبوبات را انتخاب کرده و آن ها را به دو دسته تقسیم کنید. دسته ی اول را ابتدا چند دقیقه در آب جوش بیندازید اما دسته ی دوم را حرارت ندهید. سپس هر دو نمونه را حدود 12 تا 15 ساعت در آب خیس داده و بعد با خالی کردن آب ظرف و مرطوب نگاه داشتن دانه ها اجازه دهید تا جوانه بزنند (مانند کاری که برای تهیه ی سبزه ی عید نوروز انجام می دهید). در این صورت خودتان شخصاً متوجه می شوید که کدام نمونه زنده و کدام نمونه مُرده است. نمونه ای که قابل جوانه زدن و رُشد کردن نباشد مُرده است.
من شخصاً خودم این آزمایش را با چهار نوع از حبوبات (دو نوع لوبیا، عدس و نخود) انجام دادم. نمونه های حرارت دیده ابتدا فقط 3 دقیقه در آب جوش قرار گرفتند. نتایج آزمایش را پس از حدود سه روز در تصاویر زیر مشاهده می کنید:

همانطوری که مشاهده می کنید حتی یک دانه ی حرارت دیده نیز جوانه نزده است و این نشان می دهد همه ی دانه های حرارت دیده مُرده اَند و دیگر قابلیت رشد و نمو ندارند.
من حدس می زنم اگر این دانه های حبوبات را به جای سه دقیقه، زمان کمتری (مثلاً 10 تا 20 ثانیه) نیز در آب جوش می گذاشتم باز هم می مُردند و قابل جوانه زدن نبودند. به هر حال این حدس را هم به راحتی می شود با آزمایش بررسی کرد؛ ولی خب اکثر غذاهای پخته شده مدت زمان خیلی بیشتری از این آزمایش (از حدود ده دقیقه بگیرید تا گاهاً سه تا چهار ساعت!) حرارت می بینند و به همین جهت کاملاً به یک خوراک مُرده و بی خاصیت تبدیل خواهند شد.
این آزمایش را می توان با حرارت های کمتر از آب جوش 100 درجه نیز امتحان کرد. مثلاً دانه ها را سه دقیقه در آب نیمه جوش (دمای حدود 50 درجه) انداخت و بعد پس از چند روز مشاهده کرد که آیا دانه ها جوانه زده اَند یا نه. در روزهای آینده اگر فرصتی پیدا کردم این کار را نیز خودم شخصاً انجام خواهم داد و نتایج آن را در همین مطلب خواهم نوشت. در هر حال چه دما و چه مدت زمان حرارت دیدن خوراک ها کم یا زیاد باشد اصولاً پختن کاری غیرطبیعی و اشتباه است. به قول خانم پروین اعتصامی:
که با توضیحاتی که دادم بهتر است مصرع اول این شعر را به صورت "هر چه را می پزند، خواهد مُرد" بخوانیم. هر انسان عاقلی که به دنبال سلامتی خود، خانواده و جامعه اَش است باید سعی کند از این کار نادرست و پختن و کُشتن خوراکش دوری کرده و از خوراک های زنده ی مناسب که در درجه ی اول انواع میوه های خوش رنگ، خوش طعم، خوش بو و خوشمزه هستند استفاده کند. اصولاً غلات و حبوبات حتی به صورت زنده و جوانه زده نیز خوراک مناسبی برای ما انسان ها نیستند (اینجا را بخوانید) چه برسد که بخواهیم با حرارت دادن، آن ها را به مواد کاملاً مُرده ای نظیر نان، سوپ، آش، پلو، قیمه، خورشت، ماکارونی و ... تبدیل کنیم. اصولاً خوراک های پخته حتی خوشمزه نیز نیستند و اگر می بینید اکثر انسان ها معتاد به طعم و مزه ی این خوراک ها شده اَند فقط به دلیل استفاده از شکر، نمک و سایر ادویه جات گیاهی است، چرا که بدون استفاده از این چاشنی های بیماری زا، همه ی خوراک های پخته بی مزه خواهند شد.
حرارت در مورد غذاهای حیوانی نظیر گوشت، تخم مرغ، شیر و انواع لبنیات نیز به همین گونه عمل می کند، یعنی آنزیم های حیات بخش و سلول های زنده ی آن ها را می کَشد. یک حیوان درنده نظیر گرگ یا پلنگ که حیوانی را شکار می کند و می خورد در واقع دارد از سلول های زنده و مواد مفید گوشت آن حیوان استفاده می کند، اما انسان چون داتاً گوشتخوار نیست لذا نمی تواند بدون حرارت و به صورت خام گوشت حیوانات را بخورد و تازه اگر هم این کار را بکند (همانطوری که برخی انسان ها ادعا می کنند ما گوشت یا جگر را به صورت خام می خوریم!) فیزیولوژی بدن و دستگاه گوارش او قادر به هضم، جذب و دفع درست مواد حیوانی نظیر گوشت نخواهد بود و از طرفی اگر بخواهد گوشت را بپزد و بخورد در این صورت ضرر آن دو چندان شده و ماده ای بی جان، سمی و بیماری زا را خواهد خورد.
تنها حرارتی که انسان در تهیه ی خوراک خود مجاز به استفاده از آن است حرارت طبیعی نور خورشید است. حتی همان حرارت کمتر از 47 درجه ی سانتیگراد نیز که تعدادی از خامگیاهخواران در تهیه ی برخی دمنوش ها یا غذاهای خود از آن استفاده می کنند باید دمای طبیعی نور خورشید باشد نه دمای مصنوعی بخاری یا اجاق گاز. استفاده از هر گونه حرارت دیگری به غیر از نور خورشید و یا استفاده از امواج الکترومغناطیس در دستگاه های مایکرو ویو در تهیه ی خوراک کاری بیهوده و غیر ضروری است که باعث ایجاد بیماری ها و کمبودهای مختلف در انسان خواهد شد.
مِهر رخشان، شعله ی کُنج اجاق ما بُوَد
پختن پخته، مضر هست و فقط بیهودگی است
افتتاح محل جدید دفتر و رستوران انجمن مردم نهاد تغذیه طبیعی بجنورد

فروشگاه تغذیه طبیعی دوست خوبم آقای داریوش جمشیدی را در مطالب قبلی خدمت دوستان خوب و خوانندگان گرامی وبلاگم معرفی کرده بودم (اینجا را ببینید).این فروشگاه از روز سه شنبه 19 اردیبهشت 96 به محل جدید خود واقع در: "خراسان شمالی، بجنورد، خیابان آزادی (خیابان حنایی سابق)، آزادی 7، نبش تقاطع اول، پلاک 2 و 4" منتقل شده است. مکان جدید از لحاظ امکانات و وسعت بسیار بهتر از مکان سابق است و خدمات بیشتری به همشهریان عزیز ارائه خواهد شد. علاوه بر تشکیل جلسات هفتگی در روزهای سه شنبه هر هفته (ساعت 5 تا 7 عصر) در این مکان، همشهریان گرامی می توانند از رستوران این انجمن نیز انواع غذاهای خامگیاهخواری را سفارش دهند. فروشگاه این انجمن نیز با فروش محصولات متنوع خوراکی سالم و گیاهی و همچنین فروش کتاب، مجله، سی دی و دی وی دی های مربوط به تغذیه ی سالم و طبیعی در خدمت شما همشهریان گرامی خواهد بود.
آقای جمشیدی در چند سال اخیر زحمات زیادی در جهت گسترش و معرفی خامگیاهخواری و تغذیه طبیعی در شهر بجنورد کشیده اَند که جا دارد همین جا مجدداً از ایشان کمال تشکر را داشته باشم. از صمیم قلب برای ایشان آرزوی سلامتی و بهروزی هر چه بیشتر دارم. به امید روزی که تعداد چنین رستوران های تغذیه طبیعی و انجمن هایی در شهرمان هر چه بیشتر شده و تعداد آن ها به ده ها و بلکه صدها مورد برسد.

l
همایش های نوروزی خانم مریم ببرحسینی، مدیر انجمن تغذیه طبیعی تهران در شهرهای خراسان
همایش های نوروزی سرکارخانم مریم ببر حسینی مدیر انجمن تغذیه ی طبیعی مهر زمین ایرانیان با همراهی دکتر شجاع الدین فرخی، استاد دانش پژوه و جناب آقای مهندس خسروی طی روزهای چهارشنبه 16 فروردین تا جمعه 18 فروردین 1396 طی برنامه های زمان بندی زیر در شهرهای شیروان، بجنورد، قوچان، نیشابور و سبزوار برگزار خواهد شد (شرکت در تمام این همایش ها، برای عموم آزاد و رایگان است).
***
شیروان:
زمان: چهارشنبه، 16 فروردین 96، ساعت 9 الی 12
مکان: بلوار شیرکوه، تالار پذیرایی مختار
شماره اطلاع رسانی: آقای خوش پسند: 09332359631

***
بجنورد:
زمان: چهارشنبه، 16 فروردین 96، ساعت 14 الی 17
مکان: بلوار مدرس، مدرس 56 (حدفاصل میدان دولت و ۴ راه شهید فهمیده)، تالار حافظ
شماره های اطلاع رسانی: آقای جمشیدی: 09153876300 - خانم گریوانی: 09152563092

***
قوچان:
زمان: پنجشنبه، 17 فروردین 96، ساعت 9 الی 12
مکان: خیابان امام خمینی، مولوی 5 موسسه گاج
شماره های اطلاع رسانی: آقای فرخانی: 09153820947 - آقای خوش باطن: 09153825116
***
نیشابور:
زمان: پنجشنبه، 17 فروردین 96، ساعت 15 الی 18
مکان: خ شریعتی، خ رازی، رازی ٤، سالن اجتماعات تربیت
شماره اطلاع رسانی: آقای قریشی: 09153522708
***
سبزوار:
زمان: جمعه، 18 فروردین 96، ساعت 9 الی 12
مکان: فلکه لاله، سالن اجتماعات اداره ارشاد اسلامی
شماره اطلاع رسانی: آقای یوسفی: 09159715123
***
دانلود فایل صوتی صحبت های حجت الإسلام و المسلمین دهکردی در مورد خامگیاهخواری
فایل صوتی صحبت های جالب و جذاب حجت الإسلام و المسلمین دهکردی، شفا یافته از بیماری های اضافه وزن، دیابت، چربی خون، فشار خون، کبد چرب و آرتروز زانو با خامگیاهخواری:
مستند "غذا مهم است" پخش شده از شبکه چهار سیما

فیلم مستند "غذا مهم است" از شبکه چهار سیما و برنامه ی "چهار سوی علم" پخش شده است. با مشاهده ی این فیلم متوجه خواهید شد که نوع و کیفیت غذایی که می خوریم نقش بسیار مهمی در سلامتی یا بیماری های ما انسان ها دارد. همچنین متوجه خواهید شد که داروهای شیمیایی که در طب مدرن به وفور از آن ها استفاده می شود نه تنها نقش مثبتی در درمان بیماری ها ندارند بلکه اساساً خود عامل ایجاد بیماری های بیشتر هستند.
در این فیلم دختر دکتر ماکس گرسون نویسنده کتاب سرطان درمانی که با روش تغذیه طبیعی سرطان را درمان میکرد نیز صحبت می کند. همچنین پزشک آمریکایی که به روش طبیعی و از طریق تغذیه، بیماران سرطانی را درمان می کند و الان در مکزیک طبابت می کند نیز صحبت می کند و از ممانعت از روش طبابتش در آمریکا می گوید.
با تشکر فراوان از آقای بهزاد شُکری که این فیلم مستند را ضبط کرده و همچنین جناب آقای دکتر حق پرست که آن را در کانال تلگرامشان به اشتراک گذاشتند، این فیلم را از لینک های زیر می توانید دانلود کرده یا تماشا کنید:
مستند "غذا مهم است" - بخش اول (دانلود از پیکوفایل - تماشا در آپارات)
مستند "غذا مهم است" - بخش دوم (دانلود از پیکوفایل - تماشا در آپارات)
مستند "غذا مهم است" - بخش سوم (دانلود از پیکوفایل - تماشا در آپارات)
افتتاح مکان جدید فروشگاه تغذیه ی طبیعی وگان بجنورد

فروشگاه محصولات گیاهی وگان بجنورد با مدیریت آقای داریوش جمشیدی را قبلاً خدمت دوستان معرفی کرده بودم (اینجا). این فروشگاه به تازگی به آدرس زیر منتقل شده است:
بجنورد، میدان خرمشهر، 16 متری دوم (خیابان رشد)- بین برنا و شهید غلامی
شماره تماس جهت سفارش: 05832265098 و 09153876300
ساعات کار فروشگاه: صبح 10 الی 13 و عصر 17 الی 21
@dr_jam
https://telegram.me/joinchat/AvEgAj6-qnJ5IPKegyDYrA
در این فروشگاه محصولات زیر عرضه می شود (در صورت تمايل به خرید و عدم دسترسی به فروشگاه، می توانید محصولات مورد نظر خود را با پیک نیز دریافت نمایید):
محصولات شهر سلامتی (فرآورده های غیر لبنی تهیه شده از لوبیای سویا):
شیر بطری ساده با 10 روز بدون نگهدارنده (غیر لبنی)
شیر بطری کاکائو با 10 روز بدون نگهدارنده (غیر لبنی)
ماست چکیده کدو ، چکیده موسیر (غیر لبنی)
دوغ نعنا و پونه (غیر لبنی)
پنیر تافو ساده، شوید، زیره (غیر لبنی)
سس مایونز غیر لبنی سالم بدون تخم مرغ با افزودنی عسل خرما (خوشمزه تر از حیوانی)
سس سالاد غیر لبنی سالم بدون تخم مرغ (خوشمزه تر از حیوانی)
کشک مایع بدون نگهدارنده و بدون نیاز به جوشاندن (غیر لبنی)
پروتئینی :
سوی میت (گوشت گیاهی) (غیر جانوری)
چنجه گیاهی (غیر جانوری)
جوجه گیاهی (غیر جانوری)
هاشم کباب (کباب ترکی) (غیر جانوری)
سوی سیس (سوسیس گیاهی) (غیر جانوری)
سوى باس (کالباس گیاهی) (غیر جانوری)
کباب سوی (غیر جانوری)
فلاسوی (غیر جانوری)
خورشت قرمه سبزی با گوشت گیاهی
آجیل سویا ساده و لیمویی
لوبیای سویا خام (جایگزین حبوبات)
آرد سویا
***
محصولات سالم تر وگان :
روغن زيتون پرس سرد تهیه شده از زيتون ارگانیک محصول انجمن
زيتون کنجد پرس سرد تهیه شده از کنجد ارگانیک
نمک دریاچه طبیعی تصفيه نشده محصول انجمن
نمک بیابان جاجرم
جنین گندم محصول جدید انجمن
نان جو سبوسدار خشک شوید زیره شنبلیله
بیسکویت جو سبوسدار با شهد انگور و خرما (نانینو)
کافی میکس غیر لبنی شیرین شده با گیاه استویا
جودوسر پرک ویژه صبحانه
جودوسر پرک ریز و درشت
آرد جودوسر پرک
بلغور جودوسر پرک
سبوس برنج
پودر جوانه گندم
جوانه گندم تازه
ارده ارگانیک خام محصول انجمن
معجون گیاهی
شیره خرما ارگانیک
شکر قهوه ای
شکر سرخ
برنج قهوه ای
حلوا ارده با شیره انگور
کرم کنجد با شیره انگور
آدامس طبیعی سقز
روغن هاى خوراکی و دارویی (بادام، سیاهدانه، نارگيل)
به لیمو
گل ختمی
گزنه
گل یاس جهت دمنوش
بنه (پسته کوهی)
تخمه کانادایی خام
مویز افتابی ارگانیک
آلو آفتابی
آلبالو آفتابی ارگانیک
پودر جایگزین خميردندان (سمزدا، جرم زدا، مسکّن)
کتاب خامگیاهخواری آوانسیان انجمن
کتاب پخته خواری آوانسیان انجمن
کتاب فواید گیاهخواری صادق هدايت
کتاب 12 گام تا خامگیاهخواری
کتاب طلای سبز (آش سازی مریم ببرحسینی)
***



مضرات خوردن نان و غلات برای انسان

آدم به گندم رانده شد
اینجا به گندم بنده شد
هر روز و هر شب می خورد
با نان شکم ها گنده شد
(بابک بهزادی- فسا)
برای کسانی که تازه خامگیاهخواری یا میوه خواری را شروع کرده اند شاید یکی از سخت ترین کارها کنار گذاشتن نان (گندم) و پلو (برنج) باشد. البته همه ی غذاهای پخته و حیوانی مضر و اعتیادآورند، اما چون قوت غالب بیشتر مردم همواره از این دو نوع ماده ی غذایی بوده، به همین جهت ترک اعتیاد آن ها نیز معمولاً مشکل تر است و به زمان بیشتری نیاز دارد.
اصولاً مصرف غلات (و البته حبوبات) حتی در همان روش خامگیاهخواری به صورت آرد شده یا جوانه زده برای انسان مناسب نیست و نمی تواند جزء خوراک اصلی و اساسی او قلمداد شود چه برسد به این که بخواهد با گرفتن سبوس و حرارت دادن و پختن با آتش از آنها استفاده کند که در این صورت ضرر آن دو چندان خواهد شد.
غلات و حبوبات در صورتی غذای اصلی ما هستند که بتوانیم مثل پرندگان که سنگدان دارند و یا برخی چهارپایان گیاهخوار که معده چندقسمتی دارند و نشخوار می کنند، آنها را بدون آرد کردن، جوانه زدن و یا پختن بخوریم و از خوردن آن ها لذت ببریم. ضمن این که بر خلاف میوه ها، جوانه زده یا آرد شده ی آن ها را نیز معمولاً خامگیاهخوارها به تنهایی نمی خورند و برایشان خوشمزه نیست، لذا بیشتر مجبور می شوند با ترکیب با سایر خوراک ها و یا با استفاده از نمک و ادویه جات آن ها را مزه دار کنند و این دقیقاً همان کاری است که مردم برای مزه دار کردن سایر غذاهای پخته نیز انجام می دهند. می توان گفت تقریباً همه ی غذاهای پخته به خاطر استفاده از نمک، شکر و ادویه جات قابل خوردن و به خیال ما "خوشمزه" شده اَند.
من تا کنون ندیده اَم چه انسانهای پخته خوار و چه کسانی که تغذیه طبیعی را در پیش گرفته اَند، از مزه ی میوه ها بدشان بیاید و شکایت کنند، اما تقریباً اکثر قریب به اتفاق دوستانی که خامگیاهخواری را شروع می کنند از طعم و مزه ی بد و نامأنوس جوانه ی غلات و حبوبات گله مند هستند. معمولاً پاسخی که به آنها داده می شود این است که شما به خوردن این غذاها عادت ندارید و باید مدتی بگذرد تا به خوردنشان عادت کنید!!! و یا این که همونطوری که اشاره کردم به آنها گفته می شود با ترکیب جوانه ها با سایر مواد غذایی و همچنین استفاده از نمک و ادویه آنها را مزه دار کنند! در ادامه قسمت هایی از کتاب ارزشمند "قابلمه را فراموش کن" در مورد نان را برایتان می نویسم:
***
آیا باید نان خورد؟
من می دانم این مقاله بیش از حد تو را به خود مشغول می دارد، گاهی به خود می گویی که یک لقمه نان و کره و مربا که اشکالی ندارد. احتیاجی نیست هر آنچه را من می گویم، مو به مو اجرا کنی. من خود نیز طبق گفته هایم زندگی می کنم. من خیلی خرج کرده و مکافات کشیده ام تا فهمیده ام چکار باید کرد تا سالم شد؛ به این جهت است که این همه سخت گیر هستم. تمام کسانی که مرا می شناسند، می دانند به آنچه می گویم و می نویسم، ایمان دارم، زیرا مسئله تندرستی ام مطرح است که سالها مرا از لذت بردن منع کرده بود. پولدار بودم اما نمی توانستم از هیچ چیز لذت ببرم. الان هم به پول احتیاجی ندارم و برای پول کتاب نمی نویسم، فقط می خواهم تو همنوعم را نجات دهم. امتحان کن و بدان که موفق می شوی. به هیچکس اعتماد نکن، حتی به پزشکان. توافق هایی که تو با خودت در مورد تغذیه ات می کنی، مهم و اساسی است. اما بدان توافق تغذیه ای، توافق با بیماری است و توافق با بیماری، توافق با مرگ است و تو خودت این توافق ها را به گردن می گیری.
وقتی انسان سالم است که جسمش را حس نکند. خودت می دانی که تحمل انسان زیاد است. بدت تو نیز تحمل می کند. اما این تحمل به بیماری ختم می شود. پنیر ماده ای دیر هضم و مملو از باکتری است، زیرا در اثر تخمیر به وجود می آید. نمک موجود در آن بدن را مسموم می کند. ما به نمک احتیاج داریم اما به نمک آلی که در میوه ها و سبزی ها موجود است. مربا و نان در دمای 37 درجه موجب نفخ شکم می شود و محیطی الکلی می سازد. خیلی قبیله ها هستند که مردمش نان نمی خورند. مگر وقتی خمیر را در آب می کنند، خمیر نمی ترشد؟ همین ترشیدگی یعنی به وجود آمدن باکتری. مردم تانزانیا و چینی های اصیل، در گذشته نان نمی خوردند. آن ها بیشتر برنج و هیرزه می خوردند. در میان کسانی که هیرزه می خورند، درصد ابتلا به سرطان خیلی پائین است. هیرزه چسبناک نیست و در مقایسه با برنج، مواد بیشتری در خود دارد. در ضمن، قلیایی است در حالی که برنج شدیدا اسیدی است. هیرزه را نیز باید بپزی. اگر زمانی دوباره به غذاهای گذشته میلی پیدا کنی، دیگر به دهانت مزه نخواهد کرد، زیرا ماهیت آنها برایت شناخته شده است و تو آنقدر می خوری تا دوباره از آنها زده شوی و کنار بکشی. آنان که مرا می شناسند، می گویند من کاملاً مدافع طبیعت و افراطی شده ام. به دکتر شلتون نیز چنین عناوینی می دادند، اما این عناوین برای من مایه افتخار است. آنزیم پتیالین نمی تواند مواد نشاسته ای نان را هضم کند. این آنزیم فقط برای هضم نشاسته در بدن موجود است. از آنجا که انسان نشاسته خور نیست و محصولات مشتق از گندم، همگی دیرهضم هستند، نه در دهان و نه در جای دیگر بدن، به خوبی هضم نمی شوند. سگ در شرایط اضطراری نان می خورد، اما آیا سگ نان خور است؟ اگر می توانی نان را بی نمک بخور. هیچ یک از پختنی ها بدون نمک قابل خوردن نیستند. امتحان کن. حتی آنزیم آمیلاز نیز نمی تواند نشاسته را هضم کند. آنزیم های ما برای هضم میوه ها و سبزی های کم نشاسته ساخته شده اند. دانه ها زمانی قابل هضم می شوند که به صورت جوانه باشند. دانه ها برای پرندگان قابل هضم است، زیرا آنها سنگدان دارند. اگر نخواهی الکل، پپسی یا نوشیدنی های متداول امروزی را بنوشی، باید به سراغ چای بروی. چای سیاه تانن و اسید دارد که در جداره رگها رسوب می کند. آبی وجود ندارد که بی خطر باشد. تمام آب های دنیا با کلر و فلوئور و برم و ید مخلوط شده اند و نوشیدن آنها سرطانزاست. در این خصوص، تحقیقات زیادی شده و کتابهای متعددی به رشته تحریر درآمده است. نشاسته و گلوتن موجود در غلات برای بدن قابل هضم نیستند. بهترین نوشیدنی دنیا آب خالص است؛ اما آب خالص کجا پیدا می شود؟ آب موجود در میوه ها بهترین آب دنیاست و کسی که میوه می خورد، دیگر احتیاج چندانی به آب ندارد. هر کسی باید خود شروع کند که بدنش را بشناسد. نباید مسئولیت را به گردن آقایان اطبا انداخت. ما انسانها گیاهخوار هم نیستیم. زیرا هزارلا نداریم و مانند گیاهخواران، چند شکمی هم نیستیم.
چرا اصولاً مصرف غلات برای انسان خوب نیست؟
در حدود شش تا هشت هزار سال پیش، انواع غلات که امروزه دیگر وجود ندارند، در مصر پرورش داده می شد. البته نه برای تغذیه، بلکه برای انهدام سنگ هایی که جهت ساختن اهرام ثلاثه به کار می رفت. در قبر فرعون ها دانه های غلاتی پیدا کردند که هنوز قابل جوانه زدن بود. این نشان می دهد که تا چه اندازه این قبیل دانه ها مقاوم هستند و چرا این همه مشکلات گوارشی برای انسان ایجاد می کنند. انسان نمی تواند دانه هایی را که دارای نشاسته و ویتامین ب و همچنین مواد معدنی فراوان هستند، هضم و جذب کند. انسان از غذاهایی که می خورد نیرو نمی گیرد، بلکه از موادی که بدنش آن ها را متجانس و هضم و جذب می کند، نیرو می گیرد. در اثر پختن، بیشتر ویتامین ها نابود و مواد معدنی به موادی غیر آلی و سمی تبدیل می شود که اصولاً ماهیت اولیه را ندارند. در ضمن تو باید هر چیزی را با آبی بپزی که حاوی کلر و فلئور است. ما فقط می توانیم مواد معدنی ارگانیکی را که گیاهان به کمک نور خورشید می سازند، هضم و جذب کنیم. تمام غلات اسیدی هستند و بیشتر مردم هم بدنی اسیدی دارند. همچنین غلات از داشتن کلسیم محروم هستند. دکتر اشتاینتل آلمانی غلات را بمب هایی کوچک می نامد. او در قوانین تغذیه ای جدیدی که منتشر کرده، بابت خطراتی که غلات به وجود می آورند، هشدا داده است. او معتقد است که آن ها مانند دینامیت عمل می کنند و غلات را عامل بیماری ها می داند: عفونت مخاط ها، تخمیر، یبوست، اسیدی شدن بدن، رماتیسم، نقرس، سیاتیک، بیماری های پوستی، دیابت، زخم های روده و معده و غده های سرطانی. تمام بیماری ها نتیجه ی تجمع مکرر آشغال هاست. غلات به دلیل چسبناک بودن و نداشتن الیاف تحریک کننده ی سیستم دفاعی بدن باعث سمی شدن بدن و تجمع مواد دفع نشدنی می شوند. وقتی تو اراده داشته باشی و صد درصد میوه خوار شوی، تمام این بیماری ها ناپدید می شوند. دکتر آلوارز درباره ی نان می گوید: «نان تمام طول روده ی کوچک را طی می کند بی آن که به طور کامل هضم شود.» از این گذشته، گندم و نمک مانع جذب مواد غذایی می شوند. کسانی که با روش طبیعی تغذیه آشنایی دارند و همه چیز را روی بدن خود آزمایش کرده اَند، می دانند که مصرف مداوم مواد غذایی که به صورت غلط با هم قاطی شده است، باعث لطمه زدن به سیستم گوارشی می شود. هر آنچه در دانه ها موجود است، در میوه ها نیز به صورت زودهضم وجود دارد. نشاسته ی پخته اصولاً غیر قابل هضم است. دکتر آلوارز می گوید: «تمام اظهاراتی را که درباره ی حیات بخش بودن نان گفته اَند، باید به فراموشی سپرد و بهترین کار این است که از خوردن آن خودداری شود.» او همچنین می گوید: «کسی که یک تکه نان می خورد، دیگر جایی برای میوه که غذای اصلی اوست، ندارد. مهم ترین کار برای کسانی که به دنبال تندرستی می گردند این است که از خوردن این دانه که از تمام غلات دیر هضم تر و کشنده تر است، خودداری کنند. این نشاسته خوردنی نیست.»
در سال 1845، یعنی 147 سال پیش یک محقق تغذیه ی انگلیسی به نام هازوود، نان و غلات را مادی مرگ آور نام نهاد. در زمان او هنوز آرد سفید به بازار نیامده بود. نان سفید بدون مواد شیمیایی درست می شود و هضمش راحت تر از نان سیاه است. این محقق توضیح می دهد که مواد زمینی موجود در نان که در آب چاه ها نیز موجود است (مینرال ها و مواد معدنی مرده)، انسان را به مرور زمان از حالت انعطاف پذیری دور و او را به فردی سست با استخوان هایی توخالی تبدیل می کند. علت این امر نیز حرارت دیدن نشاسته و تمام مشتقات شیمیایی و نمکی است که به آرد اضافه می کنند، همچنین آبی که دارای مواد غیر آلی است. حرارت تمام مواد معدنی موجود در گندم را به موادی غیر آلی تبدیل می کند و ویتامین های موجود در گندم را از بین می برد. تقریباً 700000 نمونه حیوان در روی کره ی زمین زندگی می کنند که همگی غذای خود را تازه و خام مصرف می کنند و سالم هم هستند. هزارها بیماری نتیجه ی پختن، سرخ کردن و منجمد کردن مواد ارزشمند غذایی است که انسان و حیوانات وابسته به بشر مصرف می کنند. غلات پخته بسیار دیرهضم است و همیشه باید به آن ادویه و چربی و نمک اضافه کرد که آن ها نیز جسم را مغشوش و تحریک می کنند. بدتر از همه خوردن غلات همراه با مواد پروتئینی است مانند نان و پنیر، گوشت و برنج. در این شرایط نه نشاسته و نه پروتئین، هیچ کدام هضم نمی شود. نشاسته به محیطی بازی (بزاق دهان) و پروتئین به محیطی اسیدی (اسید معده) برای هضم خود احتیاج دارند. طبق قوانین شیمیایی، بازها و اسیدها یکدیگر را خنثی می کنند. در نتیجه پروتئین و نشاسته یکدیگر را هضم نمی کنند. اگر دقت کنی، تکه های هضم نشده ی آن را در مدفوع خود خواهی دید. نان و پنیر تمام سیستم گوارشی را فرسوده می کند و مانند سرب در معده می ماند. به همین دلیل است که انسان خود را سیر و پر حس می کند. شیرینی میوه ها خیلی سریع وارد جریان خون می شود. از تمام انرژی فقط 10 درصد صرف هضم آن می شود و 90 درصد بقیه که به صورت قند میوه ها موجود است، برای اعمال ماهیچه ای و کارهای فکری و انرژی مغزی به کار می رود. افسانه ای قدیمی هست که می گوید گوشت ماهی بهترین غذا برای سلول های مغز است. نان دردی از دردهای کشورهای فقیر دنیا کم نخواهد کرد. بعضی رژیم های غذایی نان و گوشت را جهت لاغر کردن شخص توصیه می کنند. چه اشتباه وحشتناکی! من می دانم کلیساها اصلاً خوششان نمی آید که من در این مقاله نان را ماده ای سمّی جلوه داده اَم. امّا واقعیت را باید گفت. ما باید نتیجه ی دانسته های خود را برای نسل های آینده برجا بگذاریم، حالا چه خوشایند باشد و چه به عقیده ی بعضی ها ناخوشایند. برای بر طرف کردن فقر از روی زمین نباید بیشتر از این با این دانه بازی کرد. مردم جهان سوم را باید تشویق کرد، میوه و سبزی بکارند، نه دانه ای بیمار کننده مانند گندم. آن وقت خواهند دید که مسئله ی فقر و گرسنگی چه زود رخت برخواهد بست. تغذیه ی گیاهی می تواند 7 تا 10 برابر جمعیت کنونی دنیا را سیر کند.
دکتر ایوانز، پزشک جراح و محقق انگلیسی در کتاب خود درباره ی شوم بودن مواد زمینی موجود در غلات می نویسد: «مواد موجود در غلات باعث نرمی استخوان ها و قوز در آوردن انسان می شود. این مواد عبارت اَند از: فسفات کلسیم، کربنات کلسیم، فلئورید کلسیم و کلروئید سدیم.» همچنین دکتر ایوانز تمام مواد را از نظر ارزشمند بودنشان در این چند گروه جای داد: 1- میوه ها 2- ماهی 3- گوشت 4- انواع سبزی 5- غلات. میوه ها مواد زمینی خیلی کمی دارند. در عوض سرشار از مواد انرژی زا و شفابخش هستند. برعکس غلات درصد زیادی مواد زمینی دارند و باعث ناراحتی های متعدد و مرگ زودرس می شوند. بیشتر بیماری ها در اثر استفاده از غلات به وجود می آیند. حلیم جو و گندم غارت کنندگان کلسیم بدن هستند. انسان در طول تاریخ تکاملی خود تا کنون هرگز این همه از غلات استفاده نکرده بود. با پیشرفت آسیاب ها درصد مصرف فرآورده های گندم و جو به قدری زیاد شده است که حتی کسانی که به نوعی خام خوار هستند و از خوردن غذاهای حیوانی و گوشت پرهیز می کنند، با مصرف زیادی غلات در بیشتر مواقع از کسانی که گوشت می خورند، بیمارترند. طبق طبقه بندی چند سطر قبل، سبزی ها در ردیف قبل از غلات قرار دارند. سبزی هایی که روی زمین می رویند، به دلیل داشتن کلروفیل سرشار از ویتامین و مواد معدنی هستند، اما مقدار کالری شان ضعیف است و نمی توان انرژی زیادی از آن ها کسب کرد. دکتر ایوانز می گوید اگر می خواهی گوشت بخوری، حداقل آبش را دور بریز، زیرا آب گوشت سمی و حاوی تمام بیماری هایی است که حیوان دارد. دکتر اشتاینتل نیز همین را می گوید. من معتقدم خام خوارانی که گوشت و فرآورده های حیوانی نمی خورند ولی در عوض مقدار زیادی غله مصرف می کنند، اگر گوشت بخورند به مراتب سالم تر هستند، زیرا غلات خطرشان به مراتب بیشتر از غذاهای حیوانی است. دکتر ایوانز در کتاب «چگونه طول عمر زیاد می شود؟»، گزارش های جالبی درباره ی 2000 نفر که بیش از صد سال عمر کرده اَند، می دهد. در اینجا یک بار دیگر می خواهم به کسانی که درباره ی اسیدی بودن آبلیمو مقالاتی نوشته اَند، بگویم که مواد آلکائیدی موجود در آبلیمو مواد اسیدی جمع شده در بدن را در خود حل می کند. پرفسور محقق ویلهلم اشموله مقاله ای در دیلی تلگراف تحت عنوان «آبلیمو، عصاره ی زندگی» نوشت. او معتقد است کسانی که آبلیمو می خورند، پیر نخواهند شد و داستان هایی عجیب درباره ی کسانی نقل کرده است که بیشتر از 120 سال عمر کرده اَند و مقدار مصرف آبلیموی آن ها قابل اندازه نبوده است. یک سیب بهتر از هر خمیردندانی دندان ها را پاک می کند. در عوض، غلات کلسیم ندارند، اسیدی هستند و کلسیم بدن را می مکند. آنان که طرفدار خوردن نان و غلات هستند، بهتر است نگاهی به وضع استخوان های خود بیندازند که در اثر استفاده از نان و غلات چطور پوک و نامقاوم شده است. این مواد تخمیری و اسیدی چه دردهایی که برای انسان به ارمغان نیاورده است. ما تمام این مواد را روی بدن خود آزمایش کرده ایم، نه روی موش و میمون و روباه و حیوانات دیگر. این تحقیقات 170 ساله به هر بیماری شهامت می دهد که از میوه های ویتامین دار بخورد و خود را سالم کند.
دکتر دنسمور انگلیسی در کتاب خود می نویسد که خوردن غلات مساوی است با مرگ زودرس. کسانی که مصرف غلاتشان زیاد است، مقدار تجمع مواد زمینی را در بدن خود افزایش می دهند و بیشتر مریض می شوند و موجبات چسبناک شدن خون و مسدود شدن سیستم دفاعی بدنشان را فراهم می آورند. کسانی که علیل می شوند و از راه رفتن باز می مانند، مقدار مصرف نان و غلات و انواع کیک آنان زیاد است. خوردن مواد اسیدی است که بدن را به این روز می اندازد. هرودوت مورخ یونانی می نویسد که مردم اتیوپی بیشتر خود را با ماهی و شیر تغذیه می کردند. این مواد در مقایسه با غلات دارای عناصر زمینی کمتری است و به همین علت مردم اتیوپی دارای اندامی تنومند و خوش فرم بودند و بیشتر از 120 سال عمر می کردند. در سفری که هرودوت به ایران کرد، از یک دهقان ایرانی پرسید که شاه شما بیشتر چه غذایی را دوست دارد؟ و جواب شنید نان. به همین دلیل است که ایرانیان بیشتر از 80 سال عمر نمی کنند. مسئله ی عمر کوتاه ایرانیان مردم اتیوپی را متعجب نکرد، زیرا آنان می دانستند کسی که نان آلوده مصرف می کند، باید هم مریض باشد و زود بمیرد. ایرانیان به غله خواری در دنیا معروف هستند. دکتر دنسمور و همسرش که هر دو پزشک بودند، بیماران خود را با غذاهای بدون غله و بیشتر با گوشت و میوه تغذیه و مداوا می کردند و سرانجام وقتی بیمار از تندرستی نسبی برخوردار می شد، به او می گفتند گوشت نیز غذایی آلوده است و آن را از رژیم غذایی آن ها حذف می کردند. او در کتاب خود آزمایش ها و تجربیات زیادی را در این خصوص به رشته ی تحریر در آورده است و اعتقاد دارد که میوه ها اصلی ترین و بهترین غذای انسان به شمار می روند. او می نویسد که اگر تغذیه ای بدون نان باشد و به جای آن میوه و مغزهای خوراکی و به طور کلی مواد خام برای انسان در نظر گرفته شود، بیماری وجود نخواهد داشت و انسان به پزشک نیاز ندارد. دکتر دنسمور در کتاب خود ماجرای مسدود شدن عروق دکتری دیگر به نام وینکلر را گزارش می دهد که گر چه سیگار نمی کشید و گوشت و مواد حیوانی را از غذای خود حذف کرده بود، در اثر استفاده از نان و غلات در 40 سالگی به این بیماری مبتلا شده بود. سرانجام دکتر وینکلر در اثر مطالعه ی کتابی ارزشمند از دکتری فرانسوی به نام مونین چشمانش باز می شود و علت بیماری خود را که همانا استفاده از نان و غلات بوده است، در می یابد. این دکتر ادامه دهنده ی راه پرفسور گوبله فرانسوی است که تجربیات هر دو در کتاب دکتر دنسمور ذکر شده است. دکتر مونین علت مرگ زودرس مردم بمبئی و کلکته را خوردن برنج و انسداد شرائین آن ها می داند. همچنین خوردن نان و غله انسان را به چاقی مبتلا می کند. هر انسان چاقی اگر نان و غلات را حتی برای مدتی کوتاه از تغذیه ی خود حذف کند و به جای آن مواد خام و میوه مصرف کند، وزنش به حالت طبیعی بر خواهد گشت. برگشتن به روش تغذیه ی طبیعی که در آن انسان فقط مواد خام بخورد، کار مشکلی نیست. بعضی اوقات سردرد و خستگی و دردهایی در نقاط مختلف بدن بروز می کند که علامت پاکسازی است و خیلی ادامه ندارد و بی ضرر هم هست. برای گذر از مرحله ی پخته خواری به خامخواری، می توانی این طور پیش بروی: از صبح تا ظهر میوه بخور تا با این کار آب مورد نیاز بدنت را با بهترین و پاکیزه ترین آب دنیا تأمین کرده باشی. بدین وسیله کار بیرون راندن مواد زائد بدن را که از ساعت چهار صبح شروع شده است، تقویت می کنی. همچنین با خوردن میوه، به بدن ویتامین و انرژی فوری می رسانی که عمل پاکسازی را سرعت می بخشد. این روش را تا یک ماه ادامه بده و سپس برای شام نیز فقط میوه و سبزی و چیزهای خام بخور. البته تا ساعت 6 بعد از ظهر، زیرا اگر از این ساعت به بعد باز میوه یا چیزی آبکی بخوری، خواب شب خود را تباه می کنی، چون باید بلند شوی و به توالت بروی. رفتن مداوم به توالت به دلیل وجود درصد کالیمی است که در میوه ها موجود است و بدن بدین وسیله نمک های زائد خود را بیرون می راند.
حالا وقت آن رسیده است که درباره ی ناهارت فکر کنی. الآن می بینی که چه اندامی پیدا کرده ای و چقدر چربی بیمار کننده را بیرون رانده ای. همین موفقیت به تو نیرویی عجیب می دهد تا به راحتی ابتدا میوه ها و شاید بعضی وقت ها سیب زمینی تنوری با پوست و آواکادو را جانشین ناهارت کنی.
پرفسور اهرت می نویسد: «در این زمان تو باید به کرات به توالت بروی، زیرا دفع مواد مانده در بدن شروع شده است. بیشتر مواقع ممکن است حتی اسهال داشته باشی، اما به هیچ عنوان نباید با مصرف قرص و از این قبیل دستکاری ها مانع این پاکسازی شوی. این اسهال نتیجه ی تجمع آشغال هایی است که طی سال ها در بدن تو جمع شده است. اگر شدت پاکسازی کمی نگرانت کرد، می توانی مقداری پختنی بخوری. اما دوباره شروع به خامخواری کن تا این که بدنت کاملاً از آشغال ها پاک شود. این برنامه را باید خودت مرتب کنی و نظم دهی، زیرا به جز تو کسی این کتاب را که نتیجه ی 170 سال تجربه ی افرادی مثل من و هزاران دکتر و پرفسور است، نخوانده و نمی داند که انسان یعنی چه. آن همه خلطی که مرتب از بینی و حلقت بیرون می آید نتیجه ی تجمع آشغال های نان و غلات است که با خوردن آن ها به عطسه می افتی و مرتب می گویی صبر آمد. بدن مبتلایان به سرطان حتی این قبیل واکنش های پاک کننده را ندارد. به هر حال با هر عطسه تو مقداری از سموم بدنت را بیرون می ریزی. دور خرافات را قلم بکش که صبر آمد. هر وقت تو موادی تحریک کننده مصرف کنی، بدنت سعی می کند مقداری از آن ها را از طریق عطسه بیرون بفرستد و این سیستمی دفاعی برای بدن محسوب می شود. به هر حال به کسانی نگاه نکن که هنوز الکل و قهوه می خورند و سیگار می کشند و سر حال هم به نظر می رسند. آن ها باید ممنون ژن قوی والدین خود باشند، درست مثل کسی که پدرش ارث زیادی برایش به جا گذاشته باشد و او در اثر ندانم کاری همه را به باد فنا دهد. او نیز بیمار می شود. دیر و زود دارد، سوخت و سوز ندارد. بسیاری از پرفسورها وجود اجرام و آشغال موجود در بدن را نفی می کنند، زیرا در زیر میکروسکوپ آزمایشگاه خود چیزی نمی بینند. آن ها این همه آشغال را که از بینی و گلو و حلق بیرون می آید، نمی بینند؛ زیرا خود نیز مست یا خمار هستند و اصولاً نمی دانند بیماری و تندرستی یعنی چه. در قسمت های دیگر به طور مفصل در این باره توضیح خواهم داد. اگر مردم تغذیه ای و درست داشتند، این همه عمل جراحی ضروری نبود.
پرفسور هوتما، کارشناس و محقق در امور تغذیه، تمام مواد خوراکی را روی بدن خود امتحان کرد و نتیجه گرفت که غلات و غده های زیرزمینی و آب های معدنی بیشتر از گوشت بدن را مسموم می کند. بهترین و سریع ترین راه برای دسترسی به تندرستی همانا روزه گرفتن است.
نگاه کن که غذاهای خام چطور تو را خمود می کنند، اما غذاهای پخته، الکل، سیگار، قهوه و چای چه نشاطی به تو می دهند؟! این همه پرفسور مریض در دنیا حاصل حماقت ماست. طبیعت نخواهد گذاشت هیچ احمقی قوانین آن را ارزان بفروشد و بعداً برگ جریمه را برای همه خواهد فرستاد، چه پرفسور و چه بی سواد. سرپیچی از قوانین طبیعت جرم دارد.
برای گرگ خونخوار موعظه فایده ای ندارد، باید خون آن را عوض نمود.
براي امتحان يك تكه گوشت جلوي چند گرگ گرسنه بيندازيد و ببينيد كه اين گرگهاي خونخوار با چه هاري به جان يكديگر ميافتند تا اين تكه گوشت را از چنگ يكديگر بربايند و ببلعند. حتماً خوانندهي گرامي اين منظرهي هولناك را خوب مجسم ميسازد. حالا بياييد جلوي چند گوسفند گرسنه يك دسته علف بگذاريد و ببينيد اين حيوانها با چه آرامي و آسودگي شروع به خوردن اين علف ميكنند. انسان گوشتخوار و بعلاوه مُردهخوار چندين مرتبه از گرگ وحشيتر و خونخوارتر است. گرگ همنوعان خود را نميكشد، ولي انسان ميليون- ميليون ميكشد، گرگ از سر ناچاري براي پر نمودن معدهي خود گوسفند را زنده- زنده ميخورد، ولي انسان همين گوسفند را ميكُشد، با آتش دو مرتبه ميكُشد، صدها نوع كالباس، كنسرو و ساير مواد عجيب و غريب تهيه مينمايد، ماهها و سالها نگه ميدارد، به سُموم خالي تبديل مينمايد و بعلاوه با عرق، شراب، ويسكي، سيگار و غيره خوي درندگي خود را ده برابر بالاتر از گرگ ميبرد. اين انسان نيمهديوانه اسلحههاي وحشتناك اختراع ميكند، ميليونها نفر از همنوعان خود را به كشتن ميدهد تا از اين خوردنيهاي «لذيذ»، از اين «نعمتهاي خدايي» بيشتر سهم ببرد. در نتيجه اگر خودش با اين اسلحههاي اختراعي خود كُشته نميشود، توسط همين خوردنيهاي «لذيذ» خود را نابود ميسازد و جوان جوان از اين دنيا رخت بر ميبندد.
با پند و اندرز، موعظه، نطقها، مقالهها، كنفرانسها و غيره نميتوان خوي درندگي مردمان مُردهخوار را از بين برد. بيشماري پيغمبرها، مذاهب، احزاب و سازمانهاي مختلف آمدهاند تا اين مردمان گمراه را به راه صحيح هدايت نمايند ولي موفق نشدهاند؛ بلكه روز به روز وضعيت اين دنيا وخيمتر شده و دارد باز هم خطرناكتر ميگردد. بيشتر نوجوانان امروزي ( «نسل جديد» ) يگانه معني زندگي و يگانه مقصود خود را در دلخوشيِ وحشيانهي موقتي جستجو ميكنند. اين قيافههاي وحشي، اين لباسهاي خندهآور، اين جيغهاي كر كننده، اين حركتهاي زشت و بيادبانه، با اين غذاهاي بيماريزا، با اين مشروبات الكلي، سيگار، مواد مخدر و عياشي اين نسل جديد را به كجا ميكشاند. چه عاقبت فلاكتباري در انتظار بشر ميباشد، اگر فردا رهبري دنيا در دست اين ديوانگان بيفتد.
براي نجات از همه گونه بدبختيهايي كه اين دنيا را تهديد ميكند و مخصوصاً براي رسيدن به صلح واقعي و همگاني هيچ راه ديگري وجود ندارد به غير از اين كه خون همهي مُردهخوارها را توسط غذاي زنده و طبيعي عوض كنيم و خوي حيواني آنها را تعديل كنيم. انسانهاي نوعپرست و انساندوست عجله كنيد و زود بيدار شويد تا مدتي كه اين سياستمداران و دانشمندان نيمهديوانه، تمامي عقل خود را از دست نداده و بزرگترين بلا را روي اين دنيا نياوردهاند دور هم جمع شده، دست به كار شويم تا هرچه زودتر جلوي اين خطر را بگيريم.
فقط فكرش را بكنيد، براي رسيدن به صلح ابدي و براي نجات يافتن از همهي بيماريها، چه سبك و چه سنگين مانند سرطان، بيماريهاي قلبي، بيماري قند و ساير بيماريهاي «صعبالعلاج» فقط لازم است برنامهي تغذيهي بيمارستانها را عوض نمود. با مبادلهي يك بشقاب غذاي زنده و طبيعي، مردم از همه گونه فقر، گرسنگي، جنگ و جدال براي هميشه رهايي پيدا خواهند نمود.
"تدابير جنگهاي اين دنيا در بدنهاي دروغي تهيه ميگردد و توسط شيطان اداره ميشود."
در حال حاضر كاري واجبتر از اين در دنيا وجود ندارد. همهي سخناني كه در ضيافتهاي سياسي، در مجمع عمومي سازمان ملل متحد، در كنفرانسهاي بينالمللي، در جرايد و راديو و تلويزيون براي اصلاح كارهاي اين دنيا گفته و نوشته ميشود همگي، پوچ، بياساس، بيمعني و پر از كينهجويي، دروغپردازي، جاهطلبي و غرور ميباشد؛ زيرا اين سخنان تماماً از درون بدنهاي دروغي و از دهان شيطان بيرون ميآيد. اين اشخاص بزرگمنش وقت و پول مردم را كاملاً بيهوده صرف مينمايند و روز به روز وضعيت دنيا را بدتر و آشفتهتر ميسازند. ولي خوانندگان پاكسرشت نااميد نشويد، شيطان هرقدر هم زورمند باشد انسان حقيقي هنوز نمُرده است، او فقط به خواب فرو رفته است و فقط لازم ميباشد او را به شدت تكان داد تا بيدار شود و معجزهها بكند.
تاريخ بشر نشان ميدهد كه مُردهخواري، هميشه اينگونه جانوران خونخوار مانند آتيلا، تيمور لنگ، اسكندر مقدوني، نرون، ناپلئون و هيتلر را به وجود آورده و به اجتماع تحويل داده است. با اين كه ثابت شده است هيچ وقت اين گونه جنگها به نفع هيچ كدام از طرفين تمام نشده است باز هم اين جنگ لعنتي از اين جهان رخت بر نميبندد، به اين دليل كه گوشتخواري و مُردهخواري مردم را وحشي ميسازد و همهي سخناني كه راجع به صلح، كاهش تسليحات اتمي و همگاني، همزيستي مسالمتآميز و غيره گفته ميشود، همگي دروغ، بياساس و بيثمر است، زيرا اين سخنان از بدنهاي دروغي سرچشمه ميگيرند و از طرف شيطان ديكته ميشود. كار اساسي بايد اين باشد كه مردم بدنهاي دروغي را از غذاهاي مُرده محروم نموده او را با گرسنگي بكشند، صداي شيطان را خفه نمايند و در عوض بدنهاي اصلي را توسط غذاي طبيعي پرورش داده و فكر و روح مردم را پاك سازند.
آري رهبران كشورهايي كه حكم اين گونه كشتارها را صادر مينمايند، انسانهاي واقعي نيستند بلكه جانوران خونخوار با بدنهاي شيطانپرور ميباشند كه خودشان را نمايندگان ملت معرفي مينمايند ولي در حقيقت بلايي براي ملت خود و تمام بشريت ميباشند. من هميشه از سياست دور بودهام و خواهم بود و در اين سياستها فقط تصوير بدنهاي دروغي را مشاهده مينمايم و وسوسههاي شيطان را ميبينم. خوب نگاه كنيد به عكسهاي اين قبيل رهبران و سياستمداران، آيا بين آنها حتي يك نفر آدم آرام با صورت ظريف و روشن، با چشمان پاك و بيگناه مشاهده ميگردد؟ گوشتهاي زائد بدنهاي دروغي از سر و صورت، گردن و شكم آنها لابهلا آويزان است. وجود شيطان در قيافهي خشمگين و چشمان خون گرفتهي آنها به خوبي نمايان است. معمولاً بيشتر مردم اين گوشتها را چربي مينامند ولي آنها فقط چربي نيستند، اين سلولهاي زائد گوشتي و چربي و غيره در همه جاي بدن مُردهخوارها حتي در مغز، استخوان، مو و ناخنها نيز نفوذ كرده و به جهت كمبود سلولهاي اصلي با آنها قاطي گرديدهاند.
با اين كه من اين رهبران و سياستمداران را سخت انتقاد ميكنم و افكار و اعمال غير انساني آنها را محكوم مينمايم با اين همه بايد تصديق كنم كه آنها گناهي ندارند، كليهي عضوهاي بدن مُردهخوارها بيمارند و ناقص كار ميكنند. مغز آنها نيز چون يك عضو بدن ناقص كار ميكند، يعني آنها عقل سالم ندارند كه درست فكر كنند. آنها بيماريهاي روحي و رواني دارند و بيماراني هستند نيمهديوانه كه مانند همهي ديوانگان از ديوانگي خود خبر ندارند. آنها اين نيمه ديوانگي را توسط بدنهاي دروغي و خون مسموم شده را از اجداد خويش به ارث بردهاند. هنگامي كه اين اشخاص جلسههايي ترتيب ميدهند و براي نابودي همنوعان خود تدابيري ميانديشند تصور ميكنند كه وظيفهي ملي خود را انجام ميدهند و وطنپرستي خود را ثابت مينمايند. يگانه چارهي بيماري آنها كشتن بدنهاي دروغي و پاك نمودن خون از سُموم ميباشد. بعد از چند ماه يا چند سال زندهخواري مردم ميفهمند كه قبل از زندهخواري چقدر غلط فكر ميكردهاند و به چه كارهاي غير عاقلانهاي دست ميزدهاند.
هيچ زندهخواري به خاطر يك مشت گندم يا بادام آدم نميكشد، دزدي نميكند و دروغ نميگويد. اغلب سياستمداران مُردهخوار خيال ميكنند كه دروغ گفتن يك وظيفه و جزئي از كارهاي سياسي ميباشد، ولي دزدي و دروغگويي در چشم زندهخواران گناهاني هستند به يك اندازه. هيچ رهبر زندهخواري حاضر نميشود براي به دست آوردن يك قطعه زمين، ميليونها افراد بشر را به كشتن بدهد و نتيجهي زحمات دهها سال مردم را محو نمايد زيرا كرهي ارض به قدري زياد زمين دارد كه در شرايط زندهخواري ميتواند در حال حاضر پنج شش و در آتيهي دور حتي سي چهل برابر جمعيت كنوني را جا بدهد و آنها را به آساني تغذيه نمايد.
(قسمتهایی از کتاب “خامخواری” نوشتهی آرشاویر دِر آوانسیان)
متن کامل کتاب "انسان و حیوان" نوشته صادق هدایت

میازار موری که دانه کش است
که جان دارد و جان شیرین خوش است
«فردوسی»
الف
قبل از این که داخل مبحث فوق بشویم لازم است ذکر مختصری از اقوال علماء و فلاسفه در این باب بیان کنیم تا مزید بصیرت خوانندگان گردد.
اول باید دانست فرق مابین انسان و حیوان در کجاست، زیرا تمام حکماء و علماء موافق اَند که از حیث ساختمان جسمانی انسان و حیوانات عالی شباهت تامی با یکدیگر دارند و فقط یک اختلاف جزئی در بین است که نزد انواع حیوانات آن تفاوت به مراتب زیادتر می باشند: مثل حیوانات پستاندار با پرندگان و پرندگان با خزندگان. در این خصوص اشکالی نیست، بلکه در موضوع میل طبیعی (Instinct)، احساسات و بالاخره هوش حیوان اشکالاتی رخ می دهد.
عقیده ی فلاسفه در این باب اختلاف کلی دارد، چنان که بعضی به وجود روح حیوان قائل اَند الّا این که فرق روح انسان و حیوان را فقط در درجات می دانند، در صورتی که عده ی دیگر قطعاً منکر روح حیوان شده و می گویند: بر فرض انسان جسماً با حیوان شباهت داشته باشد، ولی هرگز قوای معنوی او با حیوان طرف مقایسه نیست؛ و یک مسافت بعیدی آن ها را از یکدیگر دور می نماید.
مابین این دو دبستان و نزد فرداً فرد آن ها هر ساعت عقیده ی مخصوصی ظهور می کند، از طرف دیگر علمای فن تاریخ طبیعی دو دسته شده و دائم در مشاجره و مناظره می باشند، زیرا که گروهی انسان را سر دسته ی حیوانات پستاندار می دانند و عده ی دیگری راضی نمی شوند انسان را در ردیف حیوانات اسم ببرند و می خواهند برای او یک مقام فوق العاده در بین موجودات قائل شوند.
پاسکال (Pascal) انسان را متوسط مابین فرشته و حیوان دانسته و این عقیده ی کلیه ی حکماء و متصفوین مشرق زمین است: که هرگاه انسان پیروی شهوت و نفس بهیمی یا اهریمنی را بنماید، از حیوان هم مطابق «کالأنعام بل هم اضل» پست تر است و اگر به مجاهدت تزکیه ی نفس حاصل کند و به وسیله ی ریاضت به مراتب عالیه و فضائل و کمالات برسد مقام او از فرشته نیز برتر خواهد بود. لکن این تعریف از طریق علمی خارج است و به ممیزی آن در نمی آید و فقط در الهیات جایز می باشد.
(لطفاً بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید)
متن کامل کتاب "فواید گیاهخواری" نوشته صادق هدایت (فصل های 7 تا 12)
فهرست
دیباچه
فصل اول: فداییان شکم
فصل دوم: خوراک طبیعی انسان
فصل سوم: تجزیه ی شیمیایی خوراک طبیعی
فصل چهارم: تاریخ گیاه خواری
فصل پنجم: مضرات گوشت
فصل ششم: پختن خوراک
فصل هفتم: اخلاق و گیاه خواری
فصل هشتم: برتری گیاه خواری
فصل نهم: آزمایش های عملی
فصل دهم: اقتصاد و گیاه خواری
فصل یازدهم: جواب ایرادات
فصل دوازدهم: انجام نامه
مطالعه ی بخش اول کتاب: فصل های 1 تا 6
فصل هفتم
اخلاق و گیاه خواری
احتیاج خوراک طبیعتاً پیدا شده است. اول بدون ترتیب هر چه که می یافتند، می خوردند. این یک خوراک بدون اراده و زورکی بوده. بیشتر میوه ی خوش آیندِ درختان خودرو و گاهی دانه های دیمی و ریشه های گیاه ها و هنگامی گوشت جانورانی که برای دفاع از خود کشته بودند می خوردند؛ چون که به نظر می آمده حیوانات یکدیگر را می خورند.
از زمان های قدیم که علم وجود نداشته، برخی از کسانی که دارای یک حس مشاهدات، بخش استدلال خداداد و احتیاج به متقاعد نمودن داشتند؛ پس از آن که خوراک های گوناگون را سنجیده، از مد نظر گذرانیدند، بعضی اصول و قوانین درباره ی خوراک ها وضع نمودند. این ها عالم نبودند، این ها خیال پرست بودند. این طبقه از مردم که یک زندگانی جداگانه در جامعه می نمایند، شاعر خردمند یا فیلسوف نامیده می شوند.
حقایقی را که از قدیم این اشخاص آشکار نموده اَند همان قدر از قلب آنان تراوش کرده که از فکرشان. قلب آنان گواهی داده که یک چیزِ آن قدر پست کننده، مانند کشتار، نمی تواند برای وجود انسان یک ضرورت حیاتی داشته باشد. زمانی با سرزنش و گاهی با لحن تند و خشم آلود یا ترحم و هنگامی با تصویرهای روشن و زننده یا به وسیله ی یک منطق محکم، در اطراف قرون و سرزمین ها درباره ی گوشت خواری قضاوت نموده اَند. نمونه ی زندگانی آنان دلایل عقیده ی ایشان را تقویت می کند. زیباترین و دلیرترین و نافذترین آن ها کسانی بوده اَند که زندگانی آنان سببِ مرگ دیگری را فراهم نمی آورده است.
(لطفاً بر روی ادامه مطلب کلیک کنید)
متن کامل کتاب "فواید گیاهخواری" نوشته صادق هدایت (فصل های 1 تا 6)

فهرست
دیباچه
فصل اول: فداییان شکم
فصل دوم: خوراک طبیعی انسان
فصل سوم: تجزیه ی شیمیایی خوراک طبیعی
فصل چهارم: تاریخ گیاه خواری
فصل پنجم: مضرات گوشت
فصل ششم: پختن خوراک
فصل هفتم: اخلاق و گیاه خواری
فصل هشتم: برتری گیاه خواری
فصل نهم: آزمایش های عملی
فصل دهم: اقتصاد و گیاه خواری
فصل یازدهم: جواب ایرادات
فصل دوازدهم: انجام نامه
«لا تجعلوا بطونکم مقابر الحیوانات-
شکم های خود را مقبره ی حیوانات نسازید»
دیباچه
مابین احتیاجاتی که انسان را پیوسته در فشار گذاشته، از همه سخت تر و از همه وسیع تر احتیاج خوردن است. این احتیاج وابسته به زندگانی می باشد؛ چه برای مرمت قوایی که به مصرف می رسانیم ناگزیریم به وسیله ی خوراک قوای دیگری جانشین آن بنماییم تا بدن به تحلیل نرود. زندگی شبیه است به یک آتشکده، که باید مرتب مواد مشتعله به آن برسد تا خاموش نگردد.
گرسنگی فرمانده ی غداری می باشد که بیدادگری آن دمی ما را آسوده نمی گذارد. باید خورد برای زندگانی! امروز بخوریم، فردا بخوریم، همیشه بخوریم. یک میل کور و درنده، یک احتیاج گنگ و ضروری ما را به این کار وادار می نماید. تمام حواس و اراده ی حیوانات را نیز همین احتیاج به خود جلب کرده و اغلب آدمیان وحشی به جز خوردن، لذت و خوشبختی دیگری را سراغ ندارند. مردمان متمدن، اگر چه ادعای افکار عالیه می کنند، ولیکن مسأله ی خوردن و نوشیدن پیوسته فکر آن ها را به خود مشغول نموده است. همه ی اعضای بدن غلام شکم می باشند و برای جستجوی خوراک به کار می روند؛ حواس ظاهری کمک به راهنمایی در این تکاپو می نماید و اعمال روحیه برای به چنگ آوردن و تشخیص خوبی و بدی خوراک ها به کار می رود. این میل غریزی در حیوانات خیلی دقیق و موشکاف است. هر کدام از آن ها خوراکی را که بر طبق ساختمان و احتیاجات بدنشان است به خوبی تمیز داده و همان را می خورند؛ ولیکن از این قانون جانوری که سرپیچی می کند آدمی زاد می باشد.؛ و گویا این حس در انسان متمدن وجود ندارد؛ زیرا که دیده می شود هر گروهی از گله ی آدمی زاد خوراکی را بر گزیده که اغلب متضاد دیگری است و از روی یک مدرک معینی پیروی نشده و همین نشان می دهد که انسان مانند سایر جانوران نمی تواند به خوراک خودش اعتماد داشته باشد. هیچ چیز در زندگانی آن قدر مهم نیست مگر طرز خوراکی را که انتخاب کرده اند، چون از خوراک است که همه ی ما پرتو زندگانی خود را می گیریم و تأثیر انکارناپذیری روی صفات ذهنی و قوای جسمانی ما دارد. تاریخ تمدن انسان نیز روی خوراک قرار گرفته. سبب عمده ی اغتشاشات، هجوم ها، جنگ ها، مهاجرت ها، کینه ورزی طبقات و شورش ممالک سر مسأله ی خوراک است.
چیزی که اهمیت دارد، باید دانست روی زمینِ ما که پر از محصولات طبیعی است، با احتیاجات خودمان سنجیده و مابین خوراک های رنگ به رنگ ببینیم کدام یکی از نقطه نظر تغذیه طبیعی تر، اخلاقی تر، سالم تر و بالاخره بر سایر خوراک ها برتری دارد. حیوانات را به سه دسته تقسیم کرده اَند: گیاهخوار، گوشتخوار و همه چیزخوار. ظاهراً انسان خودش را در جزو دسته ی سوم معرفی می نماید. ما می رویم از روی علوم فلسفه و طبیعت و مشاهدات عملی و غیره، نشان بدهیم که او به خطا رفته است و خوراک سالم و طبیعی او نباتات می باشد؛ و همین موضوع اصلی این رساله است.
پاریس 18 مرداد 1306
فصل اول
فداییان شکم
(لطفاً بر روی ادامه مطلب کلیک کنید)
واقعیت خوراک ایرانیان در شاهنامه ی فردوسی

فراوان نبُد آن زمان پرورش
که کمتر بُد از کشتنی ها خورش
جز از رستنی ها نخوردند چیز
ز هرچ از زمین سر برآورد نیز
پس آهرمن بدکنش رای کرد
به دل کشتن جانور جای کرد
ز هر گونه از مرغ و از چار پای
خورش کرد و آورد یک یک به جای
به خونش بپرورد بر سان شیر
بدان تا کند پادشا را دلیر
در شاهنامه ی فردوسی، خوردن گوشت جانوران و خوالیگری (آشپزی) با آن یک کار اهریمنی به شمار رفته که حاصل تعالیم اندیشه زشت به بیوراسب (بابلیان) است و در داستان ضحاک و فریب اهریمن این گونه آمده که در آن دوران خوراک مردمان به ندرت غذاهای گوشتی بوده و بیشتر از غذاهای با منشأ گیاهی و میوه ها استفاده می کردند، اما آشپز ضحاک (که در حقیقت فرستاده ی اهریمن بوده) برای این که خوی درندگی ضحاک را تقویت کند به او گوشت می خورانده است. امروزه هم گفته می شود خوردن گوشت به خصوص نیمه پز یا اصطلاحاً خون دار پسر را دلیر و شجاع می کند! در گذشته نیز شاهان به پسرانشان گوشت کباب نیمه پز می دادند تا همانند شیر دلیر! و جنگجو شوند و این ها همه نشان می دهد سبب اصلی جنایات، کشتارها و خونریزی های انسان در هر زمانی از خوراک غیر طبیعی و گوشت خواری او سرچشمه گرفته است.
افتتاح انجمن تغذیه طبیعی بجنورد

به اطلاع همشهری های خوبم و سایر دوستداران سلامتی و تغذیه طبیعی این خبر مسرت بخش رو می رسونم که انجمن تغذیه طبیعی (خامگیاهخواری) بجنورد از تاریخ 4 تیرماه سال 95 به همت خانم گریوانی و دوستان خوبشون افتتاح شده و پذیرای شما هستند.
با عرض پوزش از خوانندگان وبلاگم بابت تاخیر چند ماهه (به خاطر مسائل کاری و گرفتاری های شخصی) در اعلام این خبر خوشحال کننده، در ادامه ی کار برای خانم گریوانی و همکارانشون از صمیم قلب آرزوی موفقیت روزافزون دارم.
جلسات انجمن چهارشنبه های هر هفته از ساعت 16 تا 17:30 بعدازظهر تشکیل می شه و حضور برای عموم آزاد و رایگان هست.
آدرس انجمن تغذیه ی طبیعی بجنورد:
خیابان طالقانی غربی، طالقانی غربی 37، کوچه ی مرصع، مؤسسه ی همیاران سلامت روان
شماره همراه خانم گریوانی: 09152563092
در سایت آپارات (کلیپ زیر) می تونید صحبت های خانم گریوانی رو در مورد روند تأسیس انجمن تغذیه طبیعی بجنورد و درمان بیماری هاشون با خامگیاهخواری ببینید.
سیستم و مدل تبدیل نخبه به پخمه!
به نام خداوند جان و خرد
سیستم یا دستگاه یا مدل یا جریان فکری و فرآوری در همه ی موضوعات کشور ما سیر تبدیل نخبه (بسیار با ارزش) به پخمه (بسیار بی ارزش) را طی می کند. به تعبیری، ایرانیان سعی می کنند نخبه ها را پیدا کنند و با هزار ترفند نخبه را وارد این سیستم و این سیر فراوری بنمایند تا آن را به پخمه تبدیل کنند و تحویل جامعه، خانواده و یا بدن فرد نمایند. با هم این سیر را مرور کنیم:
داوطلبان کنکور را با صرف هزاران ریال و وقت و انرژی به پشت کنکور می کشانند ---> نخبه ها از سد کنکور می گذرند و وارد دانشگاه می شوند ---> تعدادی واحد درسی انتخاب می کنند و ترم اول شروع می شود ---> از کلاسی به کلاس دیگر می روند و هزاران مطالب گوناگون از اساتید می شنوند و یادداشت یا ضبط می کنند و روی هم انباشت می نمایند ---> ترم تحصیلی تمام می شود ---> یک هفته فرصت می گیرند تا شب امتحانات پایان ترم ---> یک هفته یا دو هفته همه ی جزوات را به زور به حافظه می فرستند و فقط حفظ می کنند ---> صبح امتحان هر درس، مطالب آن درس را در پاسخ نامه وارد می کنند و سریع می روند تا مطالب درس بعدی را از حفظ کنند ---> دو روز یا دو هفته یا دو ماه بعد 90 درصد مطالب از حفظ شده فراموش شده و دانشجویان به کلی با آن مطالب بیگانه می شوند ---> ترم دوم و ترم های بعد همین سیر طی می شود؛ حفظ کردن و فراموش کردن تا پایان دوره ی کارشناسی ادامه دارد ---> وقتی دانشجو فارغ التحصیل می شود و مدرک می گیرد و به خانواده باز می گردد، از آن همه مطالب خوانده شده، حفظ شده و امتحان داده هیچ به خاطر ندارد جز اندکی ---> سیر تبدیل نخبه به پخمه تکمیل شده و فرد نخبه ای که با نمرات خوب از سد کنکور گذشته و وارد دانشکده شده اکنون که خارج می شود، انسانی است که نه مطالب کنکور را به خاطر دارد و نه هنری، مهارتی، دانشی با خود دارد، یعنی پخمه شده است.
این کارشناسان چون کشاورزی نمی دانند (لیسانس پخمه ی کشاورزی)، از غذا چیزی نمی دانند (کارشناس پخمه ی تغذیه)، از بازرگانی چیزی نمی دانند (کارشناس پخمه ی بازرگانی)، آب را و برنج را و گندم را و ذرت را و گوشت را و زمان، وقت و عمر را در همین فرآیند، مدل و سیستم می گذارند و نخبه را پخمه تبدیل می کنند. ببینید، بخوانید و سعی کنید از این سیستم بیرون رفته و نخبه ها را پرورش دهید و نگذارید، نخبه های شما پخمه شوند.
همین سیر را در فرآوری گندم می بینیم!!!!
دو تا سه هزار لیتر آب را به زمین می دهند ---> یک کیلو گندم برداشت می کنند (گندم یک نخبه است زیرا همه ی مواد مورد نیاز بدن انسان را دارد به خصوص در کنار حبوبات) --->گندم را به آسیاب می فرستند و سفید می کنند، یعنی دور ریختن اکثر مواد مغذی در آسیاب ---> از بین رفتن باقیمانده مواد مغذی در هنگام پخته شدن در تنورهای بالاتر از 350 درجه ی سانتی گراد ---> ورود نشاسته از طریق نان سفید تنور دیده به روده ---> تبدیل نشاسته به قند در روده و وارد شدن قند بدون ویتامین های گروه B به خون در مقدار زیاد (قند بدون ویتامین بدترین غذای سفره ی انسانی یعنی پخمه ی غذاهاست) ---> عدم تبدیل این قند به انرژی و تبدیل آن به چربی ---> منجر شدن چربی ها به چاقی ---> فشار خون، دیابت، کبد چرب و رسوب در عروق قلبی و مغذی و سکته ها.
سرنوشت برنج در سفره ی ایرانی!!!!!
چهار تا پنج هزار لیتر آب ---> یک کیلو برنج (برنج در نوع خود بهترین غله است، یعنی نخبه ی غلات است) ---> سفید کردن و دور ریختن اکثر مواد مغذی در آسیاب ---> دور ریخته شدن باقیمانده ی مواد مغذی در هنگام آب کشیدن برنج ---> ورود نشاسته ی بدون ویتامین از طریق برنج سفید آب کشیده به روده ---> تبدیل نشاسته به قند در روده و وارد شدن قند بدون ویتامین های گروه B در خون به مقدار زیاد (قند بدون ویتامین بدترین غذای انسان یعنی پخمه ی غذاهاست) ---> عدم تبدیل این قند به انرژی و تبدیل آن به چربی ---> منجر شدن چربی ها به چاقی ---> فشار خون، دیابت، کبد چرب و رسوب در عروق قلبی و مغذی و سکته ها.
و این در حالی است که برنج سبوس دار (که نخبه ی غذاهاست)، با عطر و طعم بیشتر، با ارزش غذایی بسیار زیاد و سیر کنندگی بالا مانع بیماری های چاقی، چربی خون، فشار خون، دیابت، کبد چرب، بیماری های قلبی و سکته می شود.
امام صادق (ع) می فرمایند:«نِعْمَ الطعامُ الارزُّ، إنّا لَنداوی بِه مرضانا» (برنج غذای خوبی است، ما به وسیله ی آن مریض ها را درمان می کنیم)
آیا ملتی که سابقه ی فرهنگی چند هزار ساله دارد و حالا خود را پیرو امام صادق (ع) می داند، حق دارد نعمت الهی را به شدت تخریب و بیماری زا کند؟!!! درست بر خلاف دستور معصومین (ع)، حکما و علمای بهداشت و سلامت، به بهانه ی این که برنج سبوس دار قد نمی کشد، سبوس آن را می گیرند. انسان خردمند باید از خود بپرسد بدن ما به مواد مغذی برنج نیاز دارد یا به قد برنج! و آدم بی خِرد حاضر است برای قد کشیدن برنج، همه ی مواد مغذی و لازمی که خداوند در برنج به ودیعه گذاشته است تا برنج در روده تحویل خون بدهد و خون هم آن مواد مغذی را به مغز، قلب، کبد، چشم و پوست و مو برساند، در آسیاب هنگام سفید کردن برنج و در پختن هنگام آبکش کردن برنج همه را از برنج بگیرد و فقط قند موجود در برنج را به خون خودش برساند!!! تا این قند در بدنش نتواند انرژی لازم برای مغز و قلب و چشم و گوش را فراهم کند. همه ی قند برنج سفید آب کشیده به چربی تبدیل شود و چاقی، چربی خون، قند خون و فشار خون نتیجه ی این نوع برنج خوردن خواهد بود. تمام مردم اروپا و استرالیا و کانادا برنج را غنی شده با ویتامین های گروه B و به مقدار کم می خورند. چین و هند و ژاپن هم برنج را سبوس دار به صورت کته می خورند. چون هم خردمند هستند و هم از دستورات سلامت سرپیچی نمی کنند.
سرنوشت ذرت علوفه ای غم انگیز تر است. 1000 لیتر آب ---> یک کیلو ذرت علوفه ای ---> 15 کیلو ذرت علوفه ای به گاو می دهند تا یک کیلو گوشت از گاو به دست آید ---> یعنی 15000 لیتر آب و صرف صدها ساعت کار و انرژی منجر به تولید یک کیلو گوشت گاو می شود. ---> گوشت گاو را چرخ می کنند تا اسید اوریک آن افزوده شود. ---> گوشت چرخ کرده را با دمبه و پیه مخلوط می کنند تا چربی اشباع و کلسترول آن بیشتر شود. ---> گوشت چرخ شده ی مخلوط با دمبه و پیه را روی آتش می گذارند تا اسید آمینه به هتروسیکلیک آمین و هیدروکربن های حلقوی و ترکیبات آروماتیک تبدیل شوند. ---> کباب کوبیده حالا دیگر حاوی اسید چرب اشباع، اسید اوریک، چربی بالا، کلسترول، هتروسیکلیک آمین (بدترین غذا، یعنی پخمه شده ی یک نخبه) است. ---> سیکل یا سیر تبدیل نخبه به پخمه تمام شده است و این پخمه در سفره ی ما می نشیند تا همه ی مضرات را به روده و از آنجا به خون برساند.
و این در حالی است که ائمه ما را دعوت به چهل روز یک بار یا هفته ای یک بار گوشتخواری می نمایند و ما هر روز این پخمه ی بیماری زا را به بچه هایمان می خورانیم.
سیر تبدیل عمر عزیزمان از نخبه به پخمه خواندنی تر است.
در زندگی تنها دو چیز است که روح، روان، جسم و بدن را قوی و تنومند می سازد؛ یادگیری (علم و فن و هنر) و ورزش (روزانه و مرتب و یا حرفه ای). در 6 سال اول که باید فرزندانمان را خوب تغذیه کنیم و آداب معاشرت بیاموزیم و به آن ها فرصت دهیم تا در محیط شاد و بدون دغدغه بازی کنند و پرورش یابند. از اولین روزهای دبستان آن ها باید روش کار، مطالعه، عبادت و همزیستی را از بزرگترها یاد بگیرند. کودکان می بینند والدینشان در کار نظم ندارند. از کارشان راضی نیستند. ورزش نمی کنند. تنها به یک چیز بها می دهند. مال و ثروت بی زحمت و پول و ملک و دارائی (نام های مختلف برای مادیات اَند).
کودکان ما شاد نیستند. از کودکی خسته می شوند و برای بزرگ شدن عجله می کنند. کودکانی که به اندازه ی کافی کودکی نکرده اَند در بزرگی همیشه دلتنگ دوران کودکی هستند. همه تلاش خودمان را برای کسب مال می گذاریم و به بچه ها دائم می گوییم درس بخوانید تا برای خودتان کسی شوید و به آن ها می فهمانیم کسی شدن یعنی قدرت پول در آوردن. برای کسب مال از سلامتی هم مایه می گذاریم و بعد همه ی پول خود را برای به دست آوردن سلامتی از دست رفته هزینه می کنیم. دائم در حسرت دیروز هستیم و در اندیشه ی فردا. فردا می آید بدون آن که به آن توجه کنیم. فردا می شود امروز؛ دوباره امروز که در دست ما قرار دارد را نادیده می گیریم و به دیروز از دست رفته یا فردای نیامده مشغول می شویم. کودکانمان را این چنین یاد می دهیم که عمر عزیز (و نخبه ی نعمت های الهی) را در حسرت دیروز و اندیشه ی فردا از دست بدهند. در پیری که عقل رو به زوال است و بیماری ها غالب، تازه می فهمیم، می نویسیم یا می گوییم: «حیف عمر گرانمایه بود که در حسرت دیروزها و اندیشه ی نیامده ها و نداشته ها از دست رفت» (پیری دوران پخمگی زندگی است). کودکی و جوانی نخبه را به ما تحویل دادند و ما با روشی که بر شمردم آن را به پیری بی حاصل به پخمگی گذراندیم.
البته در این میان حال آدمیانی که کودکی را در محیط شادی و ادب و آداب می گذرانند؛ دوران تحصیل را واقعاً به خواندن و مطالعه و کسب هنر و علم و ورزش می گذرانند؛ نعمت های الهی را پاس می دارند، هوا و آب و نان را به درستی استفاده می کنند؛ در تولید سهم بسزا دارند؛ به اندازه می خورند؛ گندم و برنج و حبوبات و سبزیجات را بدون تغییر اساسی با همه ی املاح و ویتامین های موجود در آن ها می خورند؛ زندگی را در علم و هنر و خدمت و عبادت می گذرانند؛ با حال اکثریت جداست (و قلیل من عبادی الشکور) و ما همه ی مؤمنین و مسلمانان را به این سیره دعوت می کنیم.
با احترام: دکتر موسی صالحی
پی نوشت:
1- شرایط اقلیمی و فرهنگی، مکان تولید، مدیریت و برنامه ریزی در میزان و حجم آب مجازی کالا مؤثر است و قطعاً مقدار آن در مورد یک کالا در مناطق مختلف جهان متفاوت می باشد.
در جدول زیر مقدار آب مصرفی برای تولید مقدار مشخصی از محصولات مختلف آورده شده است:
| کالا | مقدار آب به لیتر |
| یک فنجان شیر 200 میلی لیتر | 200 |
| یک فنجان چای 250 میلی لیتر | 35 |
| یک فنجان قهوه 125 میلی لیتر | 140 |
| یک عدد سیب 100 گرمی | 70 |
| یک عدد سیب زمینی 100 گرمی | 25 |
| یک کاغذ A4 | 10 |
| یک عدد تخم مرغ 40 گرمی | 135 |
| یک عدد پرتقال 100 گرمی | 50 |
| یک جفت کفش با چرم گاو | 8000 |
| ساندویچ همبرگر 250 گرمی | 2400 |
| یک کیلوگرم گندم | 1300 |
| یک کیلوگرم جو | 1400 |
| یک قالب پنیر 500 گرمی | 2500 |
| یک کیلوگرم گوشت گاو | 15000 |
| یک کیلوگرم گوشت مرغ | 4000 |
| یک کیلوگرم ذرت | 1450 |
| یک کیلوگرم برنج | 4000 |
| یک کیلوگرم سویا | 1800 |
| مقدار 500 میلی لیتر آبجو | 150 |
| یک بسته چیپس 200 گرمی | 185 |
با توجه به تشدید بحران کمبود آب در کشورهای مختلف جهان، موضوع آب مجازی به واسطه ی عمق مفهوم آن از اهمیت ویژه ای در برنامه ریزی و سیاست گذاری کلان آب در آینده برخوردار خواهد شد. هم اکنون نیز با صادرات و واردات کالا و محصولات بین کشورهای مختلف جهان، محاسباتی نیز از میزان آب وارد شده یا صادر شده به عنوان آب مجازی به عمل می آید.
گردآوری و تألیف: دکتر موسی صالحی
2- فایل pdf این مطلب را می توانید از اینجا یا اینجا دانلود کنید.
معرفی و دانلود کتاب "قابلمه را فراموش کن!"

یکی از کتاب های بسیار خوب و کامل در زمینه ی تغذیه ی طبیعی (خامگیاهخواری) کتاب "قابلمه را فراموش کن!" است. عنوان اصلی کتاب این است:
اگر می خواهی سالم شوی
و عمر طولانی داشته باشی
قابلمه را فراموش کن!
این کتاب را دکتر سید ماشاء الله فرخنده (کشفی) به فارسی ترجمه و انتشارات نسل نواندیش در سال 1385 چاپ اول آن را در 3000 جلد منتشر کرده است. نویسنده ی این کتاب هلموت واندمیکر (Helmut Wandmaker) آلمانی است که خود در سن 90 سالگی و پس از حدود 60 سال خامگیاهخواری در سال 2007 درگذشته است. تأکید اصلی این کتاب بر خوردن میوه هاست و نویسنده ی آن با خوردن غلات و حبوبات و یا عسل هم (آن طور که معمولاً در رژیم غذایی خامگیاهخواران مشاهده می شود) موافق نیست.
فایل pdf کل کتاب را می توانید با حجم 13.75 مگابایت از اینجا (یا اینجا) دانلود کنید.
من در ادامه فهرست مطالب کتاب و چند صفحه ی ابتدایی آن را که شامل مقدمه ی کتاب است برایتان می نویسم:
(لطفاً بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید)
دانلود رایگان پنجمین شماره مجله ی زمین سبز- آبان ماه 94
پنجمین شماره مجله "زمین سبز" - آبان ماه 1394 - منتشر شد.در این شماره می خوانیم :
- چه کسی می خورد و چه کسی نمی خورد؟ (نگاهی به پیامدهای مک دونالدیزاسیون جهان)
- خوراک نورانی و زنده
- چگونه از عقاید احمقانه بپرهیزیم؟
- داستان دیابت و شکر سفید
- رابطه بین خوراکی ها با روح و روان انسان
- وصیت نامه تکان دهنده اینگرید نیوکرک
و مطالبی دیگر ...
فایل pdf مجله "زمین سبز - شماره آبان ماه 1394" را در 35 صفحه تمام رنگی با حجم 12.5 مگابایت از لینک های زیر می توانید دریافت کنید :
خامگیاهخواری در برنامه "مردم چی می گن؟" - شبکه سوم سیما
دانلود رایگان سومین شماره مجله زمین سبز- بهمن ماه 93

سومین شماره ی مجله "زمین سبز" - بهمن ماه 93- منتشر شد. در این شماره میخوانیم:
- سرمقاله
- شعر درباره گیاهخواری
- نابودی زمین
- جان کری: جهان با وقوع "تراژدی" در تغییرات اقلیمی رو به روست.
- بحران آب و صرفه جویی
- محیط زیست، سرطان و نیاز به اطلاع رسانی
- خامگیاهخواری
- ایران رتبه ی دوم مصرف دارو در جهان
- جهان اسرار
- سازمان بهداشت جهانی: تغذیه ی نامناسب از سیگار نیز خطرناک تر است.
- کمبود آب دارید؟ کمتر گوشت بخورید.
- نقدی از مزدافر مؤمنی، نویسنده ی کتاب "زمین، زمان، انسان"
- دگزامتازون
- چرا درد داریم؟
- آیا عادت ماهیانه ضروری است؟
فایل pdf مجله "زمین سبز" را در 30 صفحه تمام رنگی با حجم 10 مگابایت از لینک های زیر می توانید دریافت کنید:
دانلود از پیکو فایل - دانلود از پرشین گیگ - دانلود از دارپ باکس
معرفی کتاب: "زمین، زمان، انسان" نوشته مزدافر مؤمنی

کتاب بسیار خوب "زمین، زمان، انسان" نوشته مزدافر مؤمنی را قبلاً خدمت دوستان و علاقه مندان تندرستی معرفی کرده بودم (اینجا). امروز قصد دارم فهرست مطالب و چند فصل از این کتاب خوب را بنویسم:
(لطفاً بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید)
هدایایی از دندان پزشکان!!!

امروز قصد دارم مطالبی رو در مورد مضرات استفاده از آمالگام و همچنین عصب کشی دندان ها از دو کتاب "درس هایی از پزشکان معجزه گر" و "طبیعت طبیب" که نویسندگان اونا خودشون پزشک بودند، بنویسم تا اگه خدای نکرده گذرتون به دندانپزشکی افتاد در مورد نوع درمان دندان هاتون بهتر بتونید تصمیم بگیرید.
(لطفاً بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید)
صحبت های خانم حسینی (خامگیاهخوار) در شبکه مستند
خانم حسینی، مدیر انجمن تغذیه طبیعی تهران هست و حدوداً 10 ساله که خودش خامگیاهخواره. ایشون در برنامه آن سو که در تاریخ 1393/10/20 از شبکه مستند پخش شد، نکاتی رو پیرامون خامگیاهخواری بیان کردند. صحبت های خانم حسینی رو می تونید از لینک های زیر ببینید یا دانلود کنید:

دانلود فایل صوتی مصاحبه دکتر زرین آذر با همشهری

دکتر زرین آذر فعال محیط زیست، مدافع حقوق حیوانات و طرفدار پزشکی طبیعی و جامعنگر، متخصص امراض داخلی و دارای بورد فوق تخصص در بیماریهای دستگاه گوارش، کبد و کیسه صفرا میباشد.
دکتر آذر باور به درمان بیماری ها نه توسط دارو و از بین بردن نشانهها بلکه با پرداختن به عناصر ناسالم زندگی درونی و بیرونی فرد و تغییر و بهتر نمودن آنها دارد.
ایشان در این مصاحبه که فایل صوتی آن را می توانید از لینک های زیر دانلود کنید نکات ارزنده ای را در مورد شیوه تغذیه صحیح و نقش آن در سلامت انسان و محیط زیست بیان می کنند.
دانلود از سایت پیکو فایل ---- دانلود از سایت پرشین گیگ
یلدا، طولانی ترین شب سال بر همه منتظران نور صبح دم مبارک.
صحبت حکّام، ظلمت شب یلدا است // نور ز خورشید خواه بو که بر آید
شب یلدا، طولانی ترین شب سال هم از راه رسید. همه ی ما می دونیم که در این شب علاوه بر غذاهای دیگه خوردن میوه ها جایگاه ویژه ای داره، اما سعی کنید تو این شب میوه ها رو به صورت درست بخورید. منظورم اینه که تا حد امکان سعی کنید میوه ها رو قبل از شام شب بخورید. خوردن میوه پس از صرف غذا کار بسیار اشتباهیه که متأسفانه در این شب بیشتر اتفاق می افته و نتیجه اَش احساس نفخ، دل درد، دل پیچه و گاهاً اسهال هست. اگه دوست دارید خوردن میوه رو به بعد از صرف شام موکول کنید بهتره حداقل 4 تا 8 ساعت صبر کنید و بعد میوه بخورید. زمان طولانی تر برای وقتی هست که شما در غذاتون از گوشت استفاده کرده باشید چرا که گوشت بسیار دیر از معده خارج می شه و وقتی شما زمان مناسب رو رعایت نکنید و بعد از شام میوه بخورید به احتمال خیلی زیاد دچار نفخ، سوزش دل، احساس ترش کردن و خلاصه اختلال در گوارش بشید. به هر حال این فقط یک پیشنهاد دوستانه بود و خیلی ها هم هستند که این نکته رو رعایت نمی کنند و با مشکلات پس از اون هر جور هست کنار میان!
امیدوارم شب یلدای خوبی داشته باشید و بهتون خوش بگذره. 
پ .ن:
شماره های اول و دوم مجله ی زمین سبز رو قبلاً خدمت دوستان معرفی کرده بودم. هیئت تحریریه ی این مجله به مناسبت شب یلدا ویژه نامه ای منتشر کرده که می تونید اون رو از لینک های زیر دانلود کنید:

دانلود از پرشین گیگ - دانلود از دراپ باکس
شیرینی رولت خام گیاهی، تا نخوری ندانی!!!

امروز می خوام طرز تهیه یک شیرینی رولت خامه ای بسیار خوشمزه رو برای دوستان بنویسم...
(لطفاً بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید)
دانلود رایگان دومین شماره مجله زمین سبز- آذر ماه 93

دومین شماره ی مجله "زمین سبز" - آذر ماه 93- به همت و تلاش جمعی از فعالان گیاهخواری در اینترنت و شبکه های اجتماعی منتشر شد.
در این شماره میخوانیم:
- سرمقاله
- فلسفه بهبود
- همایش تغذیه طبیعی- کرمان
- 11 دلیلی که شیر دیگر یک غذای جادویی نیست
- خواص گیاهان - زنجبیل
- پزشکان تغذیه طبیعی
- یوگا
- پرونده ویژه: حقایقی در باب بیوتکنولوژی کشاورزی
- حمایت چند مذهب از خامگیاهخواری
- برای شروع گیاهخواری
- سی دلیل برای گیاهخواری
- پنیر خام گیاهی
- خواص گیاهان - خرمالو
- اصول مهم در خامگیاهخواری
- 24 دلیل گیاهخوار بودن انسان
دانلود فایل pdf مجله "زمین سبز" در 40 صفحه تمام رنگی با حجم 149 مگابایت
دانلود از پرشین گیگ - دانلود از دراپ باکس
فروشگاه محصولات گیاهی وگان بجنورد

فروشگاه محصولات گیاهی وگان بجنورد با مدیریت آقای داریوش جمشیدی به تازگی در شهرستان بجنورد افتتاح شده است. در این فروشگاه محصولاتی چون لبنیات گیاهی سویا (شیر سویا، ماست سویا، پنیر سویا، دوغ سویا، کشک سویا)، گوشت سویا، روغن های طبیعی (زیتون، کنجد و ...)، ارده خام طبیعی، برنج قهوه ای، مغزیجات خام (نظیر بادام، بادام هندی، پسته و ... ) ، غذاهای خام گیاهی (شیرینی خرمایی، میوه عسلی و ...)، کتاب های تغذیه و سلامتی و برخی مواد غذایی دیگر عرضه می شود.
ضمناً آقای جمشیدی نمایندگی مرکز پخش و عرضه لبنیات گیاهی از دو شرکت بکر تهران و مطیق گنبد در استان خراسان شمالی را نیز بر عهده دارند.
آدرس فروشگاه و شماره تماس با آقای جمشیدی:
بجنورد- خیابان شریعتی جنوبی- نرسیده به چهارراه قیام-
نبش کوچه شهید لنگری- طبقه ی زیرین مواد غذایی حقیقی
09153876300
09354718685
http://www.yoga-bojnord.blogfa.com
تصاویری از فروشگاه و محصولات آن:
(برای دیدن تصاویر فروشگاه لطفاً بر روی ادامه مطلب کلیک کنید)




انسان قبل از كشف آتش طي ميليون ها سال، تاريخ تكامل خود را تنها با خوردن ميوه ها طي كرده است.