هر چه را می پزند خواهد مُرد!

یک پیاز زنده و در حال رشد
مرحوم آرشاویر دِر آوانسیان، بنیانگذار خامگیاهخواری در جهان معتقد بود کسانی که غذاهای خود را می پزند، "مُرده خوار" هستند. او در کتاب "خامخواری" خود می نویسد:
"کلیه ی بیماری ها و سایر بدبختی های این دنیا در نتیجه ی مصرف خوراک های پخته (کُشته شده) و داروهای شیمیایی و سایر مواد مُرده به وجود می آیند."
در مقابل، او خامگیاهخواران را اغلب با عنوان "زنده خوار" مورد خطاب قرار می داد و معتقد بود کسانی که غذای طبیعی و حرارت ندیده با آتش می خورند "زنده خوار" هستند. وی در کتاب خامخواری می نویسد:
"حقیقت این است که مردمان متمدن عقل خود را گم کردهاند و خِرَد پروردگار را نادیده میگیرند. غذایی را که او با اشعهي خورشید پخته و با سلولهای زنده بدانها عرضه داشته است با آتش میکُشند و محو میکنند، به خیال این که غذای ناقص را به غذای کامل تبدیل میکنند. ولی باید دانست که کلیهي پختنیهای دنیا اعم از نان، جوجهکباب، چلوکباب، باقلاپلو و مانند اینها با همهي ویتامینها و مواد معدنیِ مصنوعی، روی هم رفته ارزش یک گندم زنده یا یک برگ سبز را ندارند، چون آنها قادر نیستند یک موجود زنده را تغذیه کنند و زنده نگه دارند و مردم ادامهي حیات خود را مدیون آن اندک مواد غذایی هستند که در موقع پختن از اثرات آتش جان سالم به در میبرند و یا آن مقدار اندک میوه یا سبزی که ندانسته گاه به گاه مانند یک خوردنی لوکس و غیر ضروری مصرف مینمایند.
چنان که ملاحظه میکنید من کلمههای "پخته" و "خام" را داخل گيومه میگذارم؛ چون "خام" در حقیقت خام نیست و "پخته" در حقیقت پخته نیست. معمولاً کلمهي خام به معنی نپخته، حاضر نشده و ناقص محسوب میشود و مردم اشتباهاً میوهجات و سبزیجات زنده را خام تصور میکنند و حال این که اینطور نیست. طبیعت کلیهي غذاهای گیاهی را از هزاران نوع مواد خام درست میکند و با اشعه خورشید میپزد و کاملاً آماده کرده با سلولهای زنده در اختیار ما میگذارد. مردم کوتاهبین این غذاهای زنده و کامل را در آشپزخانهها نمیپزند؛ بلکه غذای پخته را با آتش میکُشند، میسوزانند و نابود میکنند. آنها در آشپزخانهها برای خود و عزیزانشان فقط بیماری میپزند و بس.
طبیعت برای همه موجودات زنده روی زمین مطابق احتیاجات بدن آنها غذای گیاهی با سلولهای زنده به بار آورده است. هیچ موجود زنده به غیر از انسان آشپزخانه ندارد، آنها همگی غذای زنده میخورند، به عبارت دیگر آنها زندهخوارند. آن کسانی که غذای زنده را روی آتش میگذارند و سلولهای آن را میکُشند و میخورند در حقیقت غذا نمیخورند بلکه خاکستر غذا را میخورند، سلولهای مُرده میخورند، جسد سلولها را میخورند؛ از این رو ما آنها را مُردهخوار خواهیم نامید. این کلمه هر چقدر هم زننده باشد عین حقیقت است، حقیقت بزرگ که باید همیشه تکرار شود تا این اشخاص از کار زشت خود دائماً آگاه باشند. هیچ کس نمیتواند انکار کند که این گوشتها که در دکان قصابی پهلوی هم آویزانند جسد و لاشه گاو و گوسفند نیستند. عجیب این است که لاشهي این حیوانات را مردم روی آتش دو مرتبه فاسد میکنند و بعد میخورند. آنها سلولهای گندم، سیب، گوجهفرنگی و غیره را نیز در آشپزخانههای خود میکُشند و به اجساد تبدیل مینمایند.
عقاید علمای علم پزشکی درباره علل بیماریها و وسایلی که برای معالجهي آنها به کار میبرند همگی توأم با اشتباه و زیانآور است. معالجه توسط دارو یک نوع جادوگری است، جادوگریِ "علمی" که زائیدهي عصر مُردهخواری میباشد، زیرا اثر هر دارو ظاهری و موقتی است و به هیچ وجه با علت اصلی مرض ارتباط ندارد.
اصولاً هیچ نوع مادهي سمی وجود ندارد که منافعی در بر داشته باشد و دارو فقط سمی است که جز ایجاد مرض کاری از آن ساخته نیست. به تصور عامه دارو وسیلهای برای معالجهی بیماریهاست، ولی در حقیقت خود منشاء بروز بیماریها بوده و به حق باید آن را اُمّالأمراض نام نهاد. برای اثبات این حقیقت کافی است بگويیم که بر خلاف افزایش روزافزون داروها، بیمارستانها و پزشکان، امراض روز به روز زیادتر میشوند و فقط انسان است که بین همهي موجودات زندهی روی زمین، بیشتر از همه دچار این بدبختی بزرگ گردیده است.
بهطور کلی این یک اشتباه بزرگ و تأسفآوری است که از یک مادهي مصنوع و یا یک نوع غذای بخصوصی انتظار مداوای بیماری را داشته باشیم و با وجود این، انسان همین اشتباه ساده را طی قرنها مرتکب شده است. اصولاً در جهان مادهای وجود ندارد که بتوان آن را برای مداوای امراض بکار برد. بیماریها علل اصلی دارند که با از بین بردن این علل کلیهي بیماریها خود به خود ریشهکن میشوند و این علل عبارتند از مصرف غذاهای مُرده و مواد سمی و شیمیایی که به غلط به آنها نسبت درمانی داده و دارو نام نهادهاند. بنابراین نباید انتظار داشت که با یک مادهي شیمیایی یا با رژیمهای بخصوصی میتوان بیماری را مداوا نمود، بلکه با از بین بردن علت اصلی بیماری یعنی با اجتناب از مصرف مواد مُرده همهي بیماریها یکباره ناپدید میگردند."
اغلب دیده می شود به کار بردن لفظ "مُرده خواری" یا الفاظ دیگری نظیر "لاشه خواری" برای کسانی که گوشت (=جنازه ی) حیوانات را می خورند باعث ناراحتی آن ها شده و این گونه عبارت ها را نوعی توهین به خود محسوب می کنند! اما همانطوری که آوانسیان گفته این ها حقایقی هستند که باید مرتباً تکرار شود تا مردم متوجه کار اشتباه خود بشوند. بدن ما و تک تک ارگان ها و اعضای آن با میلیارها سلول زنده و هوشمند ساخته شده که همه ی آن ها برای این که وظیفه ی خود را به درستی انجام دهند احتیاج به غذای زنده دارند. به عبارت دیگر "بدن زنده" به "غذای زنده" احتیاج دارد و این یکی از اصول اساسی و مهم علم تغذیه است که توسط علم پزشکی و تغذیه ی رایج در مدارس، دانشگاه ها، بیمارستان ها، موسسات تحقیقاتی و ... نادیده گرفته می شود. توجه نکردن به این اصل مهم است که باعث شده روز به روز بر شدت و تعداد بیماری ها افزوده شده و علم پزشکی علیرغم تبلیغات بسیار گسترده و ادعاهای واهی در درمان یا متوقف کردن بیماری ها، نه تنها هیچ کار مثبتی در درمان بیماری ها نمی تواند انجام دهد بلکه با تغذیه ی غلط و داروهای شیمیایی، خود به دشمن درجه ی یک سلامت بشر تبدیل شده است. هنوز که هنوز است در اغلب بیمارستان ها در موارد بسیاری بیماران را از خوردن میوه جات تازه منع می کنند و به آن ها نان سفید، تخم مرغ، برنج سفید، گوشت و لبنیاتی نظیر دوغ، ماست و شیر می دهند که همگی جزء غذاهای "مُرده" و بیماری زا هستند!
امتحان این که حرارت آتش، آنزیم ها و خواص حیات بخش گیاهان را از بین می برد و آن ها را تبدیل به مواد مُرده و بی جان می کند اصلاً کار سختی نیست و هر کسی از شما می تواند در این مورد با یک آزمایش ساده شخصاً تحقیق کند. مثلاً مقداری غلات یا حبوبات را انتخاب کرده و آن ها را به دو دسته تقسیم کنید. دسته ی اول را ابتدا چند دقیقه در آب جوش بیندازید اما دسته ی دوم را حرارت ندهید. سپس هر دو نمونه را حدود 12 تا 15 ساعت در آب خیس داده و بعد با خالی کردن آب ظرف و مرطوب نگاه داشتن دانه ها اجازه دهید تا جوانه بزنند (مانند کاری که برای تهیه ی سبزه ی عید نوروز انجام می دهید). در این صورت خودتان شخصاً متوجه می شوید که کدام نمونه زنده و کدام نمونه مُرده است. نمونه ای که قابل جوانه زدن و رُشد کردن نباشد مُرده است.
من شخصاً خودم این آزمایش را با چهار نوع از حبوبات (دو نوع لوبیا، عدس و نخود) انجام دادم. نمونه های حرارت دیده ابتدا فقط 3 دقیقه در آب جوش قرار گرفتند. نتایج آزمایش را پس از حدود سه روز در تصاویر زیر مشاهده می کنید:

همانطوری که مشاهده می کنید حتی یک دانه ی حرارت دیده نیز جوانه نزده است و این نشان می دهد همه ی دانه های حرارت دیده مُرده اَند و دیگر قابلیت رشد و نمو ندارند.
من حدس می زنم اگر این دانه های حبوبات را به جای سه دقیقه، زمان کمتری (مثلاً 10 تا 20 ثانیه) نیز در آب جوش می گذاشتم باز هم می مُردند و قابل جوانه زدن نبودند. به هر حال این حدس را هم به راحتی می شود با آزمایش بررسی کرد؛ ولی خب اکثر غذاهای پخته شده مدت زمان خیلی بیشتری از این آزمایش (از حدود ده دقیقه بگیرید تا گاهاً سه تا چهار ساعت!) حرارت می بینند و به همین جهت کاملاً به یک خوراک مُرده و بی خاصیت تبدیل خواهند شد.
این آزمایش را می توان با حرارت های کمتر از آب جوش 100 درجه نیز امتحان کرد. مثلاً دانه ها را سه دقیقه در آب نیمه جوش (دمای حدود 50 درجه) انداخت و بعد پس از چند روز مشاهده کرد که آیا دانه ها جوانه زده اَند یا نه. در روزهای آینده اگر فرصتی پیدا کردم این کار را نیز خودم شخصاً انجام خواهم داد و نتایج آن را در همین مطلب خواهم نوشت. در هر حال چه دما و چه مدت زمان حرارت دیدن خوراک ها کم یا زیاد باشد اصولاً پختن کاری غیرطبیعی و اشتباه است. به قول خانم پروین اعتصامی:
که با توضیحاتی که دادم بهتر است مصرع اول این شعر را به صورت "هر چه را می پزند، خواهد مُرد" بخوانیم. هر انسان عاقلی که به دنبال سلامتی خود، خانواده و جامعه اَش است باید سعی کند از این کار نادرست و پختن و کُشتن خوراکش دوری کرده و از خوراک های زنده ی مناسب که در درجه ی اول انواع میوه های خوش رنگ، خوش طعم، خوش بو و خوشمزه هستند استفاده کند. اصولاً غلات و حبوبات حتی به صورت زنده و جوانه زده نیز خوراک مناسبی برای ما انسان ها نیستند (اینجا را بخوانید) چه برسد که بخواهیم با حرارت دادن، آن ها را به مواد کاملاً مُرده ای نظیر نان، سوپ، آش، پلو، قیمه، خورشت، ماکارونی و ... تبدیل کنیم. اصولاً خوراک های پخته حتی خوشمزه نیز نیستند و اگر می بینید اکثر انسان ها معتاد به طعم و مزه ی این خوراک ها شده اَند فقط به دلیل استفاده از شکر، نمک و سایر ادویه جات گیاهی است، چرا که بدون استفاده از این چاشنی های بیماری زا، همه ی خوراک های پخته بی مزه خواهند شد.
حرارت در مورد غذاهای حیوانی نظیر گوشت، تخم مرغ، شیر و انواع لبنیات نیز به همین گونه عمل می کند، یعنی آنزیم های حیات بخش و سلول های زنده ی آن ها را می کَشد. یک حیوان درنده نظیر گرگ یا پلنگ که حیوانی را شکار می کند و می خورد در واقع دارد از سلول های زنده و مواد مفید گوشت آن حیوان استفاده می کند، اما انسان چون داتاً گوشتخوار نیست لذا نمی تواند بدون حرارت و به صورت خام گوشت حیوانات را بخورد و تازه اگر هم این کار را بکند (همانطوری که برخی انسان ها ادعا می کنند ما گوشت یا جگر را به صورت خام می خوریم!) فیزیولوژی بدن و دستگاه گوارش او قادر به هضم، جذب و دفع درست مواد حیوانی نظیر گوشت نخواهد بود و از طرفی اگر بخواهد گوشت را بپزد و بخورد در این صورت ضرر آن دو چندان شده و ماده ای بی جان، سمی و بیماری زا را خواهد خورد.
تنها حرارتی که انسان در تهیه ی خوراک خود مجاز به استفاده از آن است حرارت طبیعی نور خورشید است. حتی همان حرارت کمتر از 47 درجه ی سانتیگراد نیز که تعدادی از خامگیاهخواران در تهیه ی برخی دمنوش ها یا غذاهای خود از آن استفاده می کنند باید دمای طبیعی نور خورشید باشد نه دمای مصنوعی بخاری یا اجاق گاز. استفاده از هر گونه حرارت دیگری به غیر از نور خورشید و یا استفاده از امواج الکترومغناطیس در دستگاه های مایکرو ویو در تهیه ی خوراک کاری بیهوده و غیر ضروری است که باعث ایجاد بیماری ها و کمبودهای مختلف در انسان خواهد شد.
مِهر رخشان، شعله ی کُنج اجاق ما بُوَد
پختن پخته، مضر هست و فقط بیهودگی است
انسان قبل از كشف آتش طي ميليون ها سال، تاريخ تكامل خود را تنها با خوردن ميوه ها طي كرده است.