نقطه ی آبی کمرنگ شاهکاری از کارل ساگان
فضاپیمای ویجر 1 در سال 1977 میلادی به قصد سفری طولانی به فضا پرتاب شد و سیزده سال بعد در سال 1990 از فاصله ی حدوداً 6 میلیارد کیلومتری هنگامی که در حال ترک منظومه ی شمسی بود تصویری از زمین تهیه کرد که این تصویر به نام "نقطه ی آبی کمرنگ" (Pale Blue Dot) بسیار مشهور شد، به طوری که سایت space.com در سال 2001 این عکس را به عنوان یکی از 10 عکس برتر علمی گرفته شده از فضا، انتخاب کرد.

نقطه ی آبی کمرنگ- زمین از فاصله ی 6 میلیارد کیلومتری
در این تصویر زمین به صورت یک نقطه ی رنگ پریده ی کوچک در ابعاد 0.12 پیکسل دیده می شود.
علت وجود حلقه های رنگی، بازتابش نور خورشید بر دوربین ویجر است.
اخترشناس، مستندساز و نویسنده ی معروف آمریکایی کارل ساگان (Carl Sagan) با الهام از این عکس کتابی با عنوان "نقطه ی آبی کمرنگ: چشم انداز آینده بشر در فضا" نوشت که در سال 1994 منتشر شد (برای دانلود این کتاب به زبان انگلیسی و با فرمت mobi اینجا را کلیک کنید). در بخش مشهوری از این کتاب که در ادامه آمده وی افکارش را در مورد زمین و نوع بشر عمیق تر بیان می کند:
From this distant vantage point, the Earth might not seem of particular interest. But for us, it's different. Consider again that dot. That's here, that's home, that's us. On it everyone you love, everyone you know, everyone you ever heard of, every human being who ever was, lived out their lives. The aggregate of our joy and suffering, thousands of confident religions, ideologies, and economic doctrines, every hunter and forager, every hero and coward, every creator and destroyer of civilization, every king and peasant, every young couple in love, every mother and father, hopeful child, inventor and explorer, every teacher of morals, every corrupt politician, every "superstar," every "supreme leader," every saint and sinner in the history of our species lived there – on a mote of dust suspended in a sunbeam
The Earth is a very small stage in a vast cosmic arena. Think of the rivers of blood spilled by all those generals and emperors so that, in glory and triumph, they could become the momentary masters of a fraction of a dot. Think of the endless cruelties visited by the inhabitants of one corner of this pixel on the scarcely distinguishable inhabitants of some other corner, how frequent their misunderstandings, how eager they are to kill one another, how fervent their hatreds
Our posturings, our imagined self-importance, the delusion that we have some privileged position in the Universe, are challenged by this point of pale light. Our planet is a lonely speck in the great enveloping cosmic dark. In our obscurity, in all this vastness, there is no hint that help will come from elsewhere to save us from ourselves
The Earth is the only world known so far to harbor life. There is nowhere else, at least in the near future, to which our species could migrate. Visit, yes. Settle, not yet. Like it or not, for the moment the Earth is where we make our stand
It has been said that astronomy is a humbling and character-building experience. There is perhaps no better demonstration of the folly of human conceits than this distant image of our tiny world. To me, it underscores our responsibility to deal more kindly with one another, and to preserve and cherish the pale blue dot, the only home we've ever khown
"از این چشم انداز دوردست، زمین شاید توجه خاصی را جلب نکند، ولی برای ما، قضیه فرق میکند. دوباره به آن نقطه دقت کنید. آن [نقطه] همینجاست. آن [نقطه] خانه است. آن [نقطه] ماییم. بر روی آن همه کسانی را که دوست دارید، همه کسانی را که میشناسید، هر کسی که تا کنون اسمش به گوشتان خورده، هر انسانی که تاکنون وجود داشته، زندگیش را سپری کرده. تمام رنج ها و شادی هایمان، هزاران دین مطمئن، ایدئولوژی ها و آموزه های اقتصادی، هر شکارچی و غارتگری، هر قهرمان و بُزدلی، هر سازنده و ویرانگر تمدنی، هر شاه و رعیتی، هر زوج جوان عاشقی، هر مادر و پدری، هر بچه امیدواری، هر مخترع و کاشفی، هر معلمِ اخلاقی، هر سیاستمدار فاسدی، هر فوق ستارهای، هر رهبر کبیری، هر شخص مقدّس و گنهکاری در تاریخ گونهٔ ما آنجا زندگی کرده است، بر روی ذرّهٔ گرد و غباری معلّق در نور خورشید.
زمین منزلگاه بسیار کوچکی در عرصهٔ پهناور گیتی است. به رودهای خونی فکر کنید که شاهان و فرماندهان جاری کردند تا در شکوه و پیروزی، لحظه ای بتوانند ارباب قسمت کوچکی از این نقطه باشند؛ به ظلم های بیشماری فکر کنید که ساکنان گوشه ای از این نقطه توسط ساکنان به سختی قابل تمایز از گوشه ای دیگر دیده اند، چقدر سوء تفاهمهایشان پر تکرارند؛ چقدر به کشتن یکدیگر مشتاق اَند؛ چقدر کینه هایشان عمیق است.
قیافه گرفتن هایمان، خودمهمبینی خیالیمان، توّهم اینکه یک جایگاه ویژه در جهان داریم، توسط این نقطه کمنور به چالش کشیده می شود. سیاره ما یک ذرّهٔ تنهای احاطهشده در تاریکی عظیم کیهانی است. در گمنامیما در این عظمت، هیچ نشانه ای برای کمک به ما از جایی دیگر برای نجات ما از دست خودمان نیست.
زمین تا کنون تنها پناهگاه شناخته شده برای حیات است. هیچ جای دیگری نیست، حداقل در آینده ی نزدیک که گونهٔ ما بتواند به آنجا مهاجرت کند. برای بازدید؟ بله؛ برای اقامت؟ هنوز نه. خواهی نخواهی زمین جایی است که برای مدتی در آن خواهیم ایستاد. گفته می شود که ستاره شناسی تجربهٔ فروتن کننده و شخصیت سازی است. شاید هیچ چیز بهتر از این تصویر دور از دنیای کوچکمان برای اثبات غرور احمقانه ی انسان وجود نداشته باشد. به نظر من، این [تصویر] تأکیدی است بر مسئولیت ما در برخورد مهربانتر با یکدیگر و سعی در گرامی داشتن و حفظ کردن این نقطه ی آبی کمرنگ، تنها خانه ای که تاکنون شناخته ایم."
این جملات زیبا و قابل تأمل را با صدای خود کارل ساگان می توانید در کلیپ زیر بشنوید:

انسان قبل از كشف آتش طي ميليون ها سال، تاريخ تكامل خود را تنها با خوردن ميوه ها طي كرده است.