شعر زیر رو از این غزل بسیار زیبای حافظ با مطلع:  "گفتم غم تو دارم، گفتا غمت سر آید // گفتم که ماه من شو، گفتا اگر بر آید" و شعری که با همین مضمون قبلاً در اینترنت وجود داشت (مثلاً اینجا، اینجا یا اینجا رو ببینید) الهام گرفتم و سرودم. البته من ابیات دیگری رو هم به این شعر اضافه کردم و وزن و قافیه ی برخی ابیات رو که ایراد داشت تصحیح کردم.

 

گفتا غمم فزون است، گفتم غمت سر آید

گفتا که نمره اَم ده، گفتم اگر بر آید

 

گفتا که نمره ده ما را به آرزو کشت

گفتم بکن تلاشی تا نمره بهتر آید

 

گفتا که این معدل مشروط علمی اَم کرد

گفتم اگر بخوانی اخراج کمتر آید

 

گفتا خوش آن دهی که مفتی به من دهی تو

گفتم خوش آن دهی که با سعی تو بر آید

 

گفتا که امتحانت بس مشکل است و جانکاه

گفتم که آخر ترم زین نیز بدتر آید

 

گفتا که نمره هفت بدبخت عالمم کرد

گفتم که این مصیبت تا ترم آخر آید

 

گفتا که از چه راهی درس تو را کنم پاس؟

گفتم به سعی و کوشش، هر مشکلی سر آید

 

گفتا که نمره دادن، کاری است خوب و آسان

گفتم که از اساتید این کار کمتر آید

 

گفتا زمان تحصیل پس کی رسد به پایان؟

گفتم اگر کنی سعی، این غصه هم سر آید

 

گفتا که جور استاد، دیدی به ما چها کرد؟

گفتم که جور من به، از مهر مادر آید

 

گفتا خوش آن زمانی، استاد را نبینم

گفتم که ترم بعدی، استاد دیگر آید

 

گفتا که این ریاضی از جان من چه خواهد؟

گفتم اگر بدانی، هم اوت رهبر آید

 

گفتا که رشته اَت را با شعر نسبتی نیست

گفتم که هم چو خیام، این فن ز من بر آید

 

گفتا که مال و ثروت، بهتر ز علم و دانش

گفتم هنر ز گوهر، همواره برتر آید

 

گفتا که شعر طنزت ما  را به طعنه فرسود

گفتم که حرف حق است، شعرم اگر مَر آید

 

گفتا دل "رحیمی" کی عزم صلح دارد؟

گفتم که ترم دیگر، شاید که بهتر آید

 

********************

پ.ن:

1- می تونید بر روی تصویر زیر کلیک کنید تا شعر رو با فرمت مناسب و با فونت بزرگتر بخونید:

 

 

2- چند سال قبل هم شعر دیگری با همین مضمون سروده بودم که می تونید از اینجا بخونید.

 

3- متأسفانه معلوم نیست نظام آموزش و پرورش و سیستم آموزش عالی ما داره به کدام سمت و سو می ره و چه هدفی رو دنبال می کنه که هر سال که می گذره وضع بدتر می شه و افراد بی سواد بیشتری با مدرک های اسم و رسم دار و دهن پر کن دارن وارد جامعه می شن. دانشجویانی که سطح معلومات ریاضی شون در سطح دوره راهنمایی و حتی گاهاً ابتدایی هم نیست و میان تو دانشگاه ها و با رابطه، سفارش، پول، دلسوزی های بی مورد ما استادان و ... به هر ترتیبی هست تو این سیستم افتضاح آموزشی فارغ التحصیل می شن. نه تنها سواد ریاضی، بلکه سواد خوندن و نوشتنشون هم گاهی بیشتر از دانش آموزان ابتدایی نیست و در اعتراض به نمره هاشون غلط های املایی فراوانی وجود داره! "ارفاغ" رو به جای "ارفاق"، "منضور" رو به جای منظور"، "تحدید" رو به جای "تهدید" و ... می نویسند و اون وقت انتظار نمره دارند! (سعی می کنم اگه فرصتی پیدا کردم نمونه هایی از این فجایعی! که در برگه های امتحانی و اعتراضات دانشجویان وجود داره رو اسکن کنم و در وبلاگم قرار بدم). بدبختی بزرگ این که چند وقت دیگه می بینیم همین افراد با همون روشی که بهش عادت کردن (رابطه، پارتی، رشوه و ...) وارد بازار کار می شن و حتی گاهاً پست های حساس و کلیدی هم نصیبشون می شه. وای به روزی که قرار باشه چنین افرادی برای ما تصمیم گیری کنند و اداره کشور به دست چنین افرادی سپرده بشه. صرف این که کسی یه مدرک دکترا یا مهندسی یا هر مدرک دیگه ای داشت دلیل نمی شه که به کار گماشته بشه و مشاغل مهم کشور بهش واگذار بشه. به قول سعدی:

ندهد هوشمند روشن رای // به فرومایه کارهای خطیر

بوریاباف اگر چه بافنده است // نبرندش به کارگاه حریر