
هدف ما
مقدمه اساسنامه جمعيت خامخواران
وقتي كه مهندسي يك كارخانه ميسازد، براي فعاليت بينقص
اين كارخانه با حسابهاي دقيق، مواد خام نيز تهيه مينمايد. بدن انسان عظيمترين و
مجهزترين كارخانهي روي زمين است كه مهندسش خود طبيعت است. مواد خامي كه طبيعت
براي كارخانهي ساخت خود به وجود آورده غذاي خام يعني غذاي زندهي گياهي است.
مهمترين راز تندرستي در گياهي و زنده بودن غذا ميباشد. وقتي غذاي زنده با آتش يا
با يك وسيلهي ديگر كُشته ميشود از ارزش غذايي به كلي ميافتد و به مواد غير طبيعي
و مضر و سمي تبديل ميگردد. آتش كليهي موادي را كه بدن انسان احتياج دارد در غذاي
طبيعي ميسوزاند و نابود ميكند. پس اصولاً خوراك پخته غذا نيست. مواد حيواني نيز
پخته و خامش فاقد ارزش غذايي است و منبع سم است. انسان گوشتخوار نيست و مُردهخوار
هم نيست؛ انسان زندهخوار است.
غذاي مُرده شكم را بيهوده پر ميكند، جهاز هاضمه را
اشغال ميكند، اشتها را بند ميآورد، احساس سيري ايجاد ميكند، ولي به سلولهاي اصلي
و فعال بدن غذا نميرساند، بلكه سلولهاي زائد به وجود ميآورد، سُموم مختلف توليد
نموده در بدن پخش ميكند و اختلالات بيشماري به وجود ميآورد. از طرف ديگر ارگانها
و غدهها از گرسنگي حقيقي ناقص كار ميكنند و بيموقع از كار ميافتند. اين ارگانهاي
گرسنه علاوه بر كار طبيعي خود مجبور ميشوند شب و روز مبارزه كنند تا اين مواد
بيگانه را از بدن دور سازند.
اسهال، استفراغ، بياشتهايي، درد، چرك، جوش، بلقم،
تپش قلب، تب و غيره علايم مبارزهي ارگانهاست در مقابل خوراكهاي مُرده و سمي كه
انسان پختهخوار به عنوان غذا هر روز وارد بدن خود ميكند. هيچ موجود زنده به غير
از انسان اين كار را نميكند و هيچ كدام از آنها مثل انسان از بيماريها رنج نميبرد.
متأسفانه ما تا به حال اين مبارزهي شفابخش ارگانها
را بيماري تصور نموده و به هر وسيلهاي كه شده، مخصوصاً با سُموم خطرناك و كُشنده
سعي ميكرديم مانع اين مبارزه بشويم، جلوي آنها را بگيريم و خنثي كنيم. مثلاً
وقتي مصرف ميوه و سبزي خام شروع ميكند كه
معده و رودههاي يك نفر را از بازماندهي خوراك پخته و سُموم سرگردان به شكل اسهال
پاك كند، ما به خيال اين كه ميوهي خام او را ضرر ميزند مصرف آن را قدغن ميكنيم.
اكنون وضع براي ما كاملاً روشن است و ما ميدانيم كه اصل بيماري كه همهي پختهخواران
از آن رنج ميبرند سلولهاي زائد و سُموم مختلف است كه از خوراكهاي پخته و ساير
مواد مُرده توليد شده به همه جاي بدن نفوذ ميكند و از طرفي گرسنگي ارگانهاست كه
از كمبود غذاي طبيعي به وجود ميآيد.
اكنون ما ميدانيم اگر ارگانها براي دفع نمودن
مواد مُرده گاه به گاه به مبارزه نميپرداختند، بدن در زير بار اين مواد بيگانه در
عرض چند ماه از پاي در ميآمد. ولي بيچاره ارگانهاي گرسنه چقدر ميتوانند به
مبارزهي خود ادامه بدهند؟ سلولهاي اصلي بدن كه با تجهيزات مخصوص مجهزند و وظيفهي
ارگانها را در عهده دارند فقط از غذاي طبيعي به وجود ميآيند. در نتيجهي كمبود
اين نوع سلولها و مبارزهي دائمي آنها، ارگانها به زودي خسته شده و خيلي زودتر
از موقع، از كار ميافتند. در حقيقت همهي پختهخواران از مسموميتهاي مزمن و از
گرسنگي حقيقي تلف ميشوند. مثلاً آن نخستوزير يا رئيسجمهور كه در ضيافتها و
بانكتها «لذيذترين» خوراكها را ميخورد و به حملهي قلبي دچار ميشود از گرسنگي
ميميرد، يعني قلب او از كمبود سلولهاي فعال و زير فشار خون آلوده با مواد مُرده
و سمي از كار ميافتد.
خامخواري همهي بيماريها را براي هميشه ريشهكن
ميكند. وقتي ما مصرف خوراكهاي پخته و داروهاي شيميايي را قطع ميكنيم سلولهاي
زائد و سُموم انباشته شده در ارگانها حل شده از بدن دفع ميگردند، ارگانها سير
شده با سلولهاي فعال مجهز ميگردند، در مقابلِ ميكروبها تقويت ميشوند و با اين
وسيلهي اساسي همهي ناراحتيها و بينظميهاي بدن برطرف شده و سلامتي كامل نصيب
خامخوار ميشود.
پس اسهال، استفراغ، درد، ورم و خلاصه همهي ناراحتيهاي
جسمي ديگر كه ما تا به حال بيماري تصور كرده و با هزاران اسامي علمي كتابها را پر
نمودهايم در حقيقت بيماري نيستند بلكه عكسالعملهاي شفابخش ارگانهاست در مقابل
اصل بيماري يعني در مقابل مواد مُرده و بيگانه و سمي كه شب و روز وارد بدن پختهخوارها
ميشود. جالبتر اين است كه در موقع پختهخواري اين مبارزه در هزاران شكلهاي
مختلف و در ارگانهاي مختلف دائماً تكرار ميشود. نزد خامخوران تازه وارد،
مخصوصاً نزد اشخاص سالخورده عكسالعملهاي مشابه و حتي گاهي سختتر از سابق مشاهده
ميگردد، ولي با اين تفاوت كه اين دفعه هيچ نوع مادهي مضر از بيرون وارد بدن نميشود،
فقط سلولهاي زائد و سُمومي كه سالهاي دراز در بدن جمع شده بود حل شده و از بدن
دفع ميگردد. نزد پختهخواران اين عكسالعملها در تمام عمر صدها مرتبه تكرار ميشود
و روز به روز سختتر گرديده آنها را به مرگ ميرساند، ولي در موقع خامخواري با
چند نوبت عكسالعمل همهي مواد مضر و بيگانه از بدن خارج ميشود و همهي به اصطلاح
بيماريها ناپديد ميگردند، زيرا نه در بدن مواد بيگانه ميماند و نه از بيرون
وارد ميشود. بدين طريق كساني كه به لب گور رسيدهاند دوباره متولد شده تا پيري
حقيقي و مرگ طبيعي كه شايد در 300 يا 400 سالگي فرا خواهد رسيد بدون كوچكترين
ناراحتي زندگي خواهند كرد. بعضي از پختهخوران كه 160 يا 180 سال عمر ميكنند باز
هم به پيري طبيعي نميرسند و در نتيجهي بيماري ميميرند.
همهي صحبتها راجع به خصوصيات مواد غذايي كه از
آزمايشگاهها به دست آمده و با اسامي به اصطلاح پروتئين و ويتامين و غيره در كتابها
پر شده است تماماً غلط و پوچ و گمراه كننده است. حقيقت اين است كه همهي خوردنيهاي
خام گياهي يك نوع خاصيت را دارند؛ آنها غذاي كامل هستند. هر يك از آنها داراي
همه نوع موادي است كه بدن انسان احتياج دارد. آنها هيچ چيز كم و هيچ چيز زياد
ندارند زيرا با حسابهاي دقيق طبيعت به وجود آمدهاند. ولي برعكس در همهي خوراكهاي
پخته چيزي وجود ندارد كه سلولهاي اصلي بدن به آن احتياج داشته باشند.
بنابراين ما احتياج نداريم گفتههايمان را با دلايل
غلط و متضاد آزمايشگاهي ثابت كنيم. ما فقط قوانين طبيعت را ميشناسيم، حسابهايي
كه به كمك آب و هوا و خاك و اشعهي خورشيد در آزمايشگاه عظيم طبيعت انجام ميگيرد
را صحيح ميدانيم و صحت گفتههايمان را با نتيجهي مثبت و نهايي ثابت ميكنيم.
هزاران افراد بشر در همه جاي دنيا، حتي آنهايي كه نااُميد و مُردني به حساب ميآمدند،
از روزي كه مصرف غذاي پخته و داروها را متوقف ساختهاند، ديگر مريض نيستند و به
هيچ نوع طبابت احتياج ندارند. آن همه مطالعات و عملياتي كه تا به حال در راه
بهداشت عمومي انجام گرفته مگر براي اين نبوده كه مردم را از بيماريها نجات دهند؟ تا
كنون هيچ كس در اين راه موفق نشده، ولي ما خامخوران موفق شدهايم و با راه طبيعي
به مقصد نهايي رسيدهايم. ما حاضريم در هر موقع و در هر كجا كه لازم باشد اين
حقيقت را با مدارك انكارناپذير و عملاً به ثبوت برسانيم و همهي مخالفان احتمالي
را قانع كنيم.
با تشكيل جمعيت خامخوران در علم بهداشت و اقتصاد
عمومي يك انقلاب بزرگ ايجاد ميشود و يك عصر جديد بدون بيماري و فقر و گرسنگي و
ناداني شروع ميگردد. هدف مقدس اين جمعيت اين است كه حقيقت را به گوش همهي مردم
دنيا و مخصوصاً به رهبران ملتها برساند و آنها را دعوت كند براي ريشهكن ساختن
بيماريها، قدمهاي صحيحتر و مؤثرتر بردارند. براي اين منظور لازم است نكات زير
به ترتيب به اجرا گذارده شود:
1.
غذاي خام گياهي، يگانه غذاي حقيقي و طبيعي انسانها
اعلام شود.
2.
پختهخواري و گوشتخواري عمل غير طبيعي و مضر اعلام
گردد.
3.
مصرف خوراكهاي پخته در بيمارستانها و شيرخوارگاهها
به كلي منع گردد و تغذيهي پرورشگاهها و سربازخانهها و ساير اماكن عمومي تدريجاً
عوض شود.
4.
مصرف سيگار، مشروبات الكلي و غير الكلي، شكر، چاي،
قهوه، كاكائو، شيرينيجات و همهي فرآوردههاي آرد سفيد منع گردد.
5.
از مصرف داروهاي سمي و جراحي غير ضروري خودداري
شود.
6.
تصفيه نمودن گندم، برنج، روغن زيتون و ساير غذاهاي
طبيعي قدغن شود.
7.
عادت دادن نوزادها به خوراكهاي پخته جرم محسوب
شود.
8.
براي نوشيدن مردم، آب چشمهي خالص بدون كُلُر تهيه
شود و در دسترس آنها قرار گيرد.
9.
به جاي كودهاي شيميايي و سمپاشي، ميوهجات و سبزيجات
با متد طبيعي و ارگانيك به عمل آورده شود.
10.
براي پاك نمودن هواي آلودهي شهرها يك راه اساسي
پيدا شود.
11.
هرگونه تبليغات تجاري كه مردم سودجو براي داروهاي
سمي و غذاهاي پخته و يا تصفيه شده و يا كنسرو شده ميكنند و آنها را بر خلاف
حقيقت چون منبع سلامتي و انرژي معرفي ميكنند شديداً كنترل شود و منع گردد.
12.
چون خامخوراي بهترين وسيله براي پيشگيري بيماريهاست،
لذا لازم است كه خامخوران از واكسيناسيون اجباري معاف گردند.
13.
زماني كه افكار عمومي توجه پيدا نمود و آماده
گرديد، پختهخواري غير قانوني اعلام و مصرف غذاي پخته مانند مواد مخدر جرم شناخته
شود.
آرشاوير دِر آوانسيان
بنيانگذار
خامخواري
كتاب خامخواري را بخوانيد، به جمعيت خامخوارن
بپيونديد تا به كمك هم اين دنيا را از شر بيماريها نجات دهيم.
نشاني
جمعيت: ميدان سنايي- خيابان كامكار پلاك 2
____________________________________________________
پي نوشت:
اين اساس نامه را به صورت يك فايل pdf مي توانيد از اينجا يا اينجا دانلود كنيد.